اما از این دوران تمام لذتشو ببر که بر نمیگرده
پسر بزرگم 17 سالشه امروز نگاش میکنم ...دیگه وابسته ی من نیس دیگه نمیگه مامان بغلم میکنی دیگه باید بزور بوسش کنم بوس نمیده ... دلم براش تنگ میشه خیلی زود بزرگ میشن🥲🥲🥲 وما میمونیم و جای خالیشون
دخترم الان اذیتم میکنه اما من با تمام وجود بغلش میکنم باهاش بازی میکنم
با تمام اذیتاش باهاش تفریح میرم شما هم سخت نگیر باهاش برو بیرون و به کارو گردشت برس
دختر منم دقیقا اصلا کولیک نداشت فقد یکی دوبار
اصلا این بچه گریه نمیکرد خالم اینا میگفتن یکم اذیتش کنیم صدا گریش رو بشنویم ینی باورت میشه ابن بچه گریه نمیکرد حتی شبا ساعت ۹ ۱۰ میخوابید تا ۱۰ ۱۱ صبح ولی الان بچم سیاه سدفه گرفته دوماهه ک ن خودم خواب درستی داشتم ن بچه خودش همش سرفه میزنه خیلی خستمکم اوردم🥲
منم تا بیس روز کمکی داشتم بعدش خودم بودمو خودم .
خدا به همه مون صبر بده.بچه بزرگ کردن واقعا سخته.🥲
منم همینجور خواهر شما بازم از چهارماهگی شروع شده من از همون اول کولیک و رفلاکس داشت و باوزن دو کیلو و ششصد دنیا اومد بیچاره شدم آنقدر که نق میزد بدون هیچگونه کمکی مادرمم خودش درد اعصاب داشت تازه انتظار داشت کمک به اوهم بکنم هیجده سالم بیشتر ندارم الآنم که گلوش چرک کرده و مریض شده بیچارم کرده
دقیقا منم همینه دردم.. بچه من فقط نق میزنه نه شیر میخوره نه غذا میخوره نه آب میخوره نه میوه میخوره همش گریه همش نق نق نق نق
بخدا دیگه اینجوری پیش بره فک کنم سکته کنم یه جه بیفتم بمیرم
هیچ کمکی هم ندارم هیچکس نیست حتی ۱ دقیقه بگیره بچه را من دستشویی برم دارم قشنگ زجرکش میشم 😭😭😭
بنظرم اولاش خیلی سخت بود.نه که الان اسون باشه ولی اوایل به من خیلی سخت گذشت تاخودمو وفق بدم باشرایط جدید سخت گذشت.
هیچ وقت هیچ وقت اصلااا نشده با اینکه ب معنای واقعی کلمه پاره ام قبل زایمان سرکار میرفتم تفریحم ب راه بود کافه پیک نیک سینما گردش بیرون رفتن با رفیقام با اینکه تا ساعت ۷ و ۸ شب همیشه خدا سرکار بودم ولی یکبارم خسته نشدم دلم واقعا برای اون روزایی ک کوچولو بود و تو شکمم بود تنگ شده زیاد
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.