پارت ۳
به خاطر حرف زدن و خوش امدگویی به بقیه بود یا چی از فرداش سرم به شدت درد میکردم من سابقه ی سردردم دارم میترسیدم بمونه روم نسکافه خورده بودم ولی خب کاش یک کلمه حرف نمیزدم 😕 وقتی از جام بلند میشدم تو خونه مثل پتک تو سرم کوبیده میشد خداروشکر نه شکم نه کمرم درد میکرد فقط سرم عذابم میداد 😭
مادر و مادرشوهرم اونجا چند باز جای بچه رو عوض کردن سرم اب قند دادن تا با اون مکیدن رو یاد بگیره بچه از سینه ام بدترین اشتباهم گرفتن شیشه شیر دکتربراونز بود چون بدون مک زدن میومد و در کنارش نمیتونستم سینه خودمو بدم چون سینه خودم بدون مک نمیومد
من باید اونت میگرفتم تا بتونم هر دو رو مدتی با هم بدم هیچ کس بهم این مورد رو نگفت من هر چی با قطره چمان دادم هر کاری کردم پسرم سینه امو نمیخورد شیرم کم بود ولی میخاستم همونو بخوره تا رفته رفته بیشتر شه
ده روز اول که سرم گرم زردی کیان و شیرم شد
ده روز دوم رفتم خونه مامانم یه اخیش گفتم مامانم اینقدر رسید شیرم زیاد شد و میدادم قشنگ ولی کمکی هم میدادم در کنارش دروغ چیه تحمل گریه بچه رو نداشتم
باز که برگشتم خونمون وقت نمیشد چیزی بخورم اش درست کنم رفته رفته شیرم کم میشد و کیان همش سینه امو پس میزد مادرشوهرم که با اینکه شیر خشک داده بود ولی سر این جریان میگفت چرا سینه هات شیر ندارن و کلی حرف دیگه بارم میکردم

۱ پاسخ

منم دکتر براون دادم از روز اول نه تنها سینمو ول نکرد بلکه هرچقد تلاش کردم شیر خشکی بشه نشد و شبشه رو ول کرد در نهایت …باید مدل تک‌قطره بدو تولد میگرفتی

سوال های مرتبط

مامان علی مامان علی ۱۵ ماهگی
چرا این عذاب وجدان دست از سرم بر نمیداره که نشد شیر مادر رو بدم 😭 تا چهارماهگی پسرم فقط شیر خودم خورد بعد از اون با سینه لج کرد و کلا شیر نمیخورد از دوماهگی تا چهارماهگی فقط تو خواب میخورد دیگه چهارماهگی چهار پنج ساعت بیشتر میشد نمیخورد هر کار میکردم
یا اصلا سینه نمی‌گرفت با وجودی که شیشه بهش نداده بودم دیگه طاقت نیاوردم رفتم شیر خشک گرفتم و هی شیر خودم میدوشیدم با شیشه بهش میدادم اگه هم نمیخورد چند بار هی دهنش میکردم تا یکم بخوره با شیشه خیالم راحت باشه نصف شب هر دو ساعت پا میشدم سینه دهنش میکردم تا از سینه نیفته دلم خوش بود الان دوماه گذشته دیگه حتی نصف شب سینه نمیگیره 😭 دیگه شیر هم ندارم فقط شیرخشک میخوره بازم هر شب به امید شیر خودم بیدار میشم ولی نمیگیره ...شیر خوردنش خداروشکر خوب شده ولی دیگه از شیرم افتاد و من هر روز کارم گریه و غصست از بس شنیدم و گفتن شیر مادر بهتره شیر خشک خوب نیست تو گهواره هم خیلی تایپیک و جواب دیدم میگن شیر مادر فقط بدین خیلی خوبه و من واقعا دلم می‌شکنه هر چی می‌خوام فراموش کنم نمیشه یکم دلداریم بدین 😭 همش عذاب وجدان دارم نکنه من کم تلاش کردم 😭 اگه شیر خشک بده پس این همه بچه با شیرخشک بزرگ شدن چی مشکل دارن؟ خودم شیرخشک خوردم و هیچ فرقی با بقیه ندارم از لحاظ جسمی
لطفاً تو تایپیک ها اینقدر نگین شیر مادر خوبه هیچی شیر مادر نمیشه دل خیلی ها مثل من می‌شکنه واقعا 😔
مامان آریا مامان آریا ۹ ماهگی
مامانا بدون تعصب ورزی به شیرخشک میخوام یچیزی بگم🥲
الان یه تاپیک خوندم یه مامانی ۸ ماه با عذاب شیر خودشو. داده بچش سیر نمیشده و مجدد هم باردار شده کم کم شیرخشک داده هم الان بچه راحته هم خودش بخاطر شرایط بارداریش. من خودم ادمی بودم که مخالف سرسخت شیرخشک بودم ولی شرایط جوری شد که بچم کاملا شیرخشکی شد، من سینم نوکش صافه و اریا نمیتونست بگیره از گشنگی جیغ میزد هزاران راه رفتم نتونست سینه مو بگیره، ۲۴ ساعت کامل بعد از تولدش تقریبا گرسنه موند چون مقاومت داشتم شیرخشک بدم، همممه راه هارو رفتم از رابط سینه بگیر تا کشیدن نوک سینه با سرنگ و در اخر میدوشیدم تو شیشه بهش میدادم( که چون بچه سینمو مک نزد اصلا شیرم خیلی کم بود و زودم خشک شد) اریا دو سه روز بود بدنیا اومده بود که من باز گشنه نکهش داشتم که مجبور بشه هر جور شده سینمو بگیره نگرفت هم بچه از گشنگی داشت جیغ میزد هم خودم گریه میکردم که مادرم( واقعا خدا ازش راضی باشه در حقم مادری کرد) گفت خجالت بکش خودتو جمع کن بچه سه روزه رو گشنگی میدی که چی؟ این همه ادم تو دنیا با شیرخشک بزرگ شدن چشونه مگه؟ اتفاقا مادر با شیر خشک اعصاب و حوصله بیشتری داره چون بچه مدام بهش اویزون نیس و بهتر سیر میشه، پاشو برو شیر بچتو درست کن بهش بده از گشنگی داره جیغ میزنه( اینا حرفای مادرم بود بر خلاف مادر شوهرم که تو این مورد خدا ازش نگذره هر روز میومد منو اریا رو میذاشت جلوش سعی داشت به زور سینمو بهش بخورونه اریا هم جیغ میزد منم چون دوس داشتم شیر خودمو بدم چیزی نمیگفتم میذاشتم هرکاری میخواد بکنه ولی اگه شرایط روحی الانمو داشتم محال بود بزارم اون کارارو باهام بکنه)ادامه کامنت
مامان بردیا 🩵 مامان بردیا 🩵 ۱ سالگی
مامان مغز بادوم💚 مامان مغز بادوم💚 ۹ ماهگی
خانما من یه مشکلی دارم که فکر کنم مشکل خیلیا باشه ولی فقط تروخدا بگید چکار کنم دلم اروم بشه لااقل😭
پسر من تا ۵ ماهگی فقط شیر خودمو خورد، از ۵ ماهگی شیرخشک رو به اصرار شوهرم که میگفت برای راحتی خودت بده شروع کردم، با این که شیرم خوب و کافی بود، از وقتی دادیم پسرم هردو رو میخورد، شیرخشک رو تو بعضی شرایط میدادیم، به مرور وقتایی که شیرم کم بود یا بچم بی قرار بود شوهرم سریع میپرید درست میکرد که فقط ساکت بشه، به مرور هی بیشتر دادیم، ولی بازم هردو میخورد، از وقتی غذا بهش میدم و شیر کمتر میخوره دیگه اصلا سینمو نمیخواد، شیشه شده جایگزین سینه.، دیگه سه وعده غذا میخوره و وقت شیر هم کلشو میچرخونه و گریه میکنه تا شیشه بدم😭😭😭 من ارزوم بود بچم وابسته سینم و شیر خودم باشه😭 خیلی این وضع حالمو بد میکنه😭
سینم شیر داره، ولی دیگه داره روز به روز کمتر میشه😭
شوهرم میگه کاری کن شیرت خیلی زیاد باشه که تا میک میزنه مثل شیشه سریع بخوره، اخه چکار کنم؟
میشه هرچقد گریه کرد شیشه ندم تا مجبور بشه بخوره ؟
بنظرتون امیدی هست که برگرده به سینه؟
بچم هنوز ۸ ماهشه😭😭😭😭😭
باید دوسال شیرمو بخوره😭😭😭😭😭
شوهرم اصلا درک نمیکنه حالمو، تقصیر اون بود که اینجوری شد😭😭😭
بدبختیم اینه که چجوری جواب بقیه رو بدم؟ اخه من شیر داشتم😭😭😭
مامان کاکولی مامان کاکولی ۱۰ ماهگی
شیرخشک رفلاکس پوشک
بیاین یه عذاب وجدانی دارم بگم بهتون شاید برای بقیه یه درس عبرتی شد ......
من دخترم ۴۰ روز اول فقط ۳۰۰ گرم اضافه کرد حالا چرا؟؟؟!
چون شیر خودم فقط میدادم یعنی مامانم و مادر شوهرم اصرار اصرار که نه شیر خشک نده بچه مک میزنه شیرت خودش زیاد میشه طفلی بچه من همش سینم دهنش دیگه خسته میشدم پستونک میدادم چمیدونستم سیر نمی‌شده 😔 هر وقت یادم میاد اعصابم خورد میشه .....مادر اولی هم بودم خنگ خنگ بودم خلاصه نگو شیر خودم کم بود بچم همش گرسنه بود 😐 دائم یا سینه میخواست یا پستونک خلاصه ۴۰ روزگی وزن شد دکترش دعوام کرد که بچه الان حداقل دو کیلو باید اضافه میکرد وزن تولدش هم بد نبود ۳۵۰۰ بود گفتم دائم شیر میخوره که گفت سینت شیرش کمه چرا شیر خشک ندادی من احمق بچم عذاب دادم 🤦 هر وقت یادم میاد می‌سوزم
خلاصه اگه شیرتون کمه اینقدر با اصرار بقیه بچتون زجر ندین من هر راهی رفتم شیرم ژنتیکی کم زیاد نشد ....بچه من اگه از همون اول کنار شیر خودم شیر خشک داد بودم الان ۲ کیلو بیشتر بود ....الکی اذیت شد ....تجربه برای کسایی که تو شرایط منن
مامان ایلهان کوچولو مامان ایلهان کوچولو ۱۱ ماهگی
سلام مامانا تو رو خدا کمکم کنین دیگه کلافه شدممممم ، من وقتی پسرم بدنیا اومد شیشه شیر خوب میخورد تا سه ماهگی ولی وقتی اونو میخورد ب سینه خودم زور میزد نمی‌خواست بخوره منم برا اینکه سینمو ترک نکنه از شیشه شیر جداش کردم شیر خشک رو با قطره چکان بهش میدادم ، بعدش خواستم دوباره شیشه شیر بدم اصلا یادش رفته بود چجوری بخوره شیشه شیر رو تو دهنش با دندون هاش میجویید سر شیشه شیر رو ، بعد تا الان ک 15 روزه رفته تو هفت ماهگی پری روز شانسی شیشه شیر رو گرفت تا شب چندبار شیر خشک خورد خیلی خوشحال بودم ، شب شیر خشک خودش تموم شده بود جمعه بود هر داروخانه ایی همسرم رفت از مال خودش نبود ، 60 تا از شیر خشک اپتامیل جاریم بهش دادم ، بعد فرداش همسرم گرفته بود از مال خودش اونو هر کاری کردم دیگه اصلا شیشه شیر رو نمیگیره اصلا دهنش رو میبنده محکم ، گریه می‌کنه اونم چجوری ب زور میدم 30 تا میخوره بقیش میمونه موندم چجوری بهش شیر خشک رو بدم اگه راهی بلدین بگین تو رو خدا