فاصله سنی دو تا پسرای من ۲۱ ماه هست
وقتی دومی دنیا اومد اولی خیلی ضربه خورد.بچم خیلی اذیت شد با اینکه هم خودمون هم اطرافیان تمام هواسشون به کارن بود و سعی میکردن سمت کوروش نرن ولی بازم بچم خیلی آسیب دید.
این تجربه من بود به نظر من حداقل فاصله سنی باید ۴ سال باشه.
البته بچه ها روحیات متفاوتی دارن شاید کارن من بچه حساسی هست
بنظرم چهارساله خیلی بهتراز ۲ سالگیه… انقدر اینجا مامانارو دیدم بچه اولشون ۲ سال بوده دونی دنیا اومده وااااقعا غلطه سخته اشتباهه ولی۴ سالگی فک کنم اوکی باشه بقیش به مدیریت و تواتایی تون برمیگرده
من دوتا دخترام فیکس سه سال باهم فاصله دارن
ماه اول حقیقت خیلی زیاد اذیت شدم برای تایم خوابشون ..کنار اومدن دختر بزرگم با کوچیکه...رفلاکس و کولیک ووو
اما این ماه دوم خداروشکر یکم بهتر گذشت
بیشتر از قبل حواسم به ملکاس تایم بازیمون بیشتر شده و خوب درست و غلطش رو نمیدونم اما در روز یکی دوبار مهوا رو بغلش میدم یا روی پاش میزارم...خودم کنارش میشینم...یا توی کارای بچه داری ازش کمک میخوام..
فک کنم کم کم داره عادت میکنه به کوچولوی خونمون
زیر ۴سال خوب نیست
منکه همش عذاب وجدان دارم
من پسرم فیکس دو سالش بود داداشش بدنیا اومد خیلییی سخته فوق العاده سخت دوست ندارم ته دلتو خالی کنم اما خدایی سخته اعصاب فولادی و صبر ایوب میخواد اما خب ب این فکر میکنم ۳ سال دیگ باهم همبازی میشن رفیق هم میشن امید میگیرم🤣
اما بچه شما ۴ سالش میشه اختلاف خوبیه اونقد اذیت نمیشی
فاصله سنی بچه هام حدود دوساله دومی وخداخاست ازش خداروشکر بچه سالم بهم داد ولی واقعا دخترم اذیت میشه واقعا یروزایی ناشکر میشم خیلی دوران سختی و گذروندم ودارم میگذرونم جفتشون آسیب میبینن بچه اول یجور دوم هم یجور دحترم الان همش کوچیکه وکتک میزنه اسباب بازی بهش نمیده اصلا نمیداره وارد اتاق بشه میگه اتاق منه نیا تو تامیام کوچیکه وبخابونم بزرگه جیغ میزنه منو بخابونم یروزایی کلافه میشم داد میزنم دعواش میکنم بعدش حالم ازخودم بهممیخوره میگم هرکیومیخایید نفرین کنید بچه پشت سرهم بهش بدید ببین ماهم خداروشکر وضعمون خوبع اینقدر من برادخترم حایزه کادو هدیه هرچی بگی میخرم که تشویقش کنم با داداشش بهتر باشه ولی فایده ای نداره ونمیدونم تاکی این روند ادامه داره فقط یچیز مثبتی که هست همسر من همراهی میکنه کمک میکنه و کلا صبرش خیلی ازمن بیشتره این یکم باعث شد من بتونم خودمو جمع و جور کنم وگرن من واقعا نمیتونستم اگر برگردم عقب و اختیار باخودم باشه لااقل میذارم دخترم ۴سالش بشه بعد اقدام میکردم یوقتا تو گهواره دیدم بعضی ها زیر پست مادرها ک بچه پشت هم دارن میگن چرا درست جلوگیری نکردید چرا ظلم میکنید ب بچه اول میخاستید نیارید ولی من بااورزانسی باردار شدم درصورتی که اولی کلی دکتر رفتم درمان کردم خدا داد واقعا تاخدا نخاد نمیشه ولی خب حالا که نظر خاستی منم ب عنوان کسی ک تجربه داره میگم یسال دیگه لااقل صبر کن بعد خیلیییی بهتره
آره اتفاقا بنظرم عالیع
من فاصله سنيشون حدود چهارسال خيلي راضيم ..خداروشكر اولي اصلا اذيت نميكرد كلا بچه خيلي ارومي بود و هنوزم هست بايد بره كلاس اول ..
از وقتي دومي بدنيا اومده سعي كرديم بيشتر حواسمون بهش بديم كاري كرديم كه اصلا حسودي دومي نميكنه برعكس خيلي خوشحاله كه داداش داره باهم بازي ميكنن فيلم ميبينن و خيلي كاراي ديگه ..بيشتر از من همسرم خيلييي حواسش به اولي هست ،كلا ما راضي هستيم از فاصله سنيشون و اينكه دومي هم اورديم و باهم بزرگ شدن
فاصله سنی بچهای من یه سالو سه ماهه ینی ب معنای واقعی پدرم در اومدو و بنظرم خییییلی ولی ناخواسته ، پسرم آسیب دید، و از این خیلی ناراحتم و خودمو مقصر میدونم ....
ولی بنظرم سن ۴ سال خوبه، و بچه متوجه میشه قبلش آمادش کن براش توضیح بده
اگه از نظر حوصله اینا اوکی هستی بیار اتفاقا خوبه هم بازی هم میشن من موقعی ای که جانان دنیا اومد هستی دو سال نیمش بود تقریبا خیلی اذیت داره اگه بگم راحته اینا دروغ گفتم اون اوایل که هستی انقدر حسودی میکرد نمیزاشت حتی به جانان شیر بدم بعد چند روز انقدر باهاش حرف زدیم و از طرف جانان براش چیزایی که دوست داشتیم رو خریدیم کنار اومد ولی بازم تکو توک حسودی میکنه مثلا شبا حتما باید اول برم پیش هستی قصه اینا بگم خوابید بعد بیام پیش جانان اگه یه روزی جانان گریه کنه نزار هستی قهر میکنه با بدبختی آروم میشه ولی در کل سخته من بعضی موقع ها از شدت فشار هایی که رومه میشینم زار زار گریه میکنم خیلی عصبی تر شدم ولی باز خودمو آروم میکنم میگم بچه هام تنها نیستن خیلی هم همو دوست دارن هستی که کاملا مشخصه از حرفاش و رفتاراش جانانم که تا هستی رو میبینه اصلا ضعف میکنه محاله تو بدترین حالش هستی رو ببینه نخنده
پسر اول داداشم متولد 401 هست بچه دومش هم الان یک ماه داره... خیلی خوبه باهاش، میگه بزرگ شو زودی تا بریم فوتبال بازی خیلی خوشحاله داداش داره
چون زن داداشم چند ماه آخر بارداری خیلی باهاش حرف زده بود و قصه گفته بود، دنیا اومد هم برای پسر بزرگش کادو گرفت گفت نی نی آورده
واقعا ارتباطش عالیه با نی نی
ولی دختر من که دوسال و خورده ای داشت احساس میکنم کمی براش سخت بود چون حرف هم نمیفهمید زیاد
با مشاور مشورت کن که آشیب کمتری ببینه اینکه دونه دونه بگه چیکار بکنی
من فاصلشون سه سال و هشت ماهه اولش خیلی سخت بود تمام احساسی که الان دارید درموردش حرف میزنید من در مورد بچه اول داشتم عذاب وجدان و اینکه نمیتونستم درست خواسته هاش برآورده کنم.خیلی اوایل سخت بود چون بچه اولمم بچه آرومی نبود ولی گذشت و دختر کوچیکم دوسال رد کرد حالا آنقدر باهم بازی میکنن.کهمن یکبار بزرگه رو گذاشتم خونه مامانم دلش برای من تنگ نشده بود ولی برای خواهرش تنگ شده بود نتونستم بود بمونه 😁الان حداقلش من نباید همش بازی کنم خودشون باهم سرگرم میشن .بچه دومم پیش دبستانی فکر کنم نیاز نیست بره تمام درستی پیش دبستانی از خواهرش یاد گرفته خلاصه برخلاف اوایل الان از تصمیممکاملا راضی ام
شغل همسرتون و خودتون(اگه شاغلیذ) میشه بپرسم؟
من ۳ تا بچه دارم اولی و دومی ۶ سال فاصله داشتن دومی و سومی ۳ سال
واقعا میگم دومی و سومی راحت تر بزرگ شدن برام
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.