چقدر سخته آدم از مهمترین آدمای زندگیش اصلا درک نشه🥲🥲
امشب ب معنای واقعی اینو حس کردم
بهتون گفته بودم دخترم هیچ جوره سینمو نمی‌گرفت مجبور بودم با شیشه شیر فعلا بدوشم بدم بهش همه اون راهکارهایی ک بهم گفتین توی تاپیک قبلیم انجام دادم ولی هیچ جوره دخترم سینمو نگرفت🥲🥲
همش ک نمیتونم یکسره بدوشم بهش شیرخشک دادم
امشب شوهرم پیشم نبود دلم گرفته بود زنگ زدم گفتم حرف بزنم تا حالم بهتر بده واقعا زد حالم بدتر کرد چون بهش گفتم بهش شیر میدم با شیشه شیر بهم گفت تو اخودت داری عادتش میدی ب شیشه شیر برا همین سینتو نمیگیره واقعا دلم شکست چند روز پیشم مادرشوهرم زنگ زد کلی حرف زد ک چرا اینکارو میکنی اگ نمیخوره تو فقد بده بهش اخه بچه ای ک سینرو نمیگیره شیر نمیخوره سیر نمیشه مدام گریه میکنه دیگه چکار کنم😔😔
من ی مادرم واقعا میدونم دارم چکار میکنم صلاح بچمو خوب میدونم ک دارم چکار میکنم منم نمیزارم بچم گشنه یا تشنه بمونه چرت بعضیا ی همچین طرز فکری دارن واقعا دلم از بقیه ن ولی از شوهرم گرفت
واقعا امروز حس کردم مادرخوبی نیستم 🥲🥲
چون واقعا نیاز داشتم وقتی ب کسی میگم درکم کنه کنارم باشه ن اینکه کلی حرف بزارن پشتم ک من از قصد اینکارو میکنم🥲
امشب ت دلم گفتم ای کاش هیچوقت مادرنمیشدم 😭😭
خدایا من سکوت میکنم ولی خودت همچیو میبینی میسپارمش ب خودت🥀🥲

تصویر
۱۳ پاسخ

عزیزم تجربمو بهت میگم یا مشکلاتتو به کسی نگو یا اگه گفتی بهت راهکار میدن..با راهکار هاشون شاید ناراحتت کنن یاشاید کمکت کنن...به هرحال هرآدمی ادبیات خودشو داره ...توهم سعی کن سینتو شبا بهش بده زمانیکه خوابه احتمالا اروم اروم بگیره و عادت کنه.ازهردوسینت بده

ببخشید اینو میگم حتما سینه نوک نداره ک نمیتونه بگیره پسر منم همین بود اصلا نوک نداشت سینم و اینم نمیگرف منم همهههه مخالف شیر خشک بودن شوهرم و مادرشوهرم به گفته شما شوهرم از این رو به اونرو شده بود خواهرم یه روز اومدن اینقدر سینمو با سرنگ کشیدن تا نوک درمیومد بچه سریع میگرف مک می‌زد باز از دهنش در میومد باز دوباره بشدت سخت بود ولی گذشت

اووو چ سخت میگیری تو دختر بچت ۱سالو ۳ماهشع بسه دیگه دل بد کرده از سینه حتما مزه غذا رفته زیر دندوکش کاری نمیشه کرد منم پسرمو با اینکه شیر میخورد یکسالو ۲ماه از شیر گرفتمش بعد ی هفته اگه میگفتم جی جی اصلا نگا نمیکر طعم غذا رو ک یبار بچشن ببین خوشمزاس خود ب خود ول میکنن

من قشنگ درکت میکنم مادرشوهرم همش زنگ میزد می‌گفت ولی من خودم صلاح دیدم بچه رو شیرخشکی کنم که ای کاش از همون اول شیرخشکی کرده بودم این همه گرفتار نمی‌شدم مادرشوهرا اغلب برا دخالت هستن ولی تا گرفتار میشی غریبه میشن گوش نده بهش بگو خودت بیا ببینی نمیخوره هیچ لذتی بالاتر از شیر دادن به بچه نیست چرا باید بدون دلیل خودم رو از این لذت محروم کنم

هیچ وقت مشکلات زندگیتو به کسی نگو ادما فقط دل میشکنن و نظر چرت میدن
نمیشه که بچه رو گشنه بزاری؛ بخاطر بچت طبق نظر دکتر پیش برو. من بچه خودم هی میگفتن شیر خشک نده بچم از گشنگی گریه میکرد بردم پزشک اطفال گفت خانوم شیرت کمه بچه رو سیر خشک ندی افت قند میگیرع از گشنگی منم دادم به بچم راحت میخوابید. در کنارشم شیر خودم بهش میدم اونقد دادم تا عادت کرد الان از هقت ماهگی به بعد فقط شیر خودم میخوره
مگه شیر خشک چشه؟
خودت اذیت نکن

عزیز اصلا برات مهم نباشه مهم اول خودتی .من برا پسر اولم ۴ماه برا دومی ۱ماه شیر خودمو دادم البته کنارش شیر خشکم میدادم.من وقتی شیر خودمو میدادم حالم بد میشد انگار قلبمو مچاله میکردن قلبم تا مرز منفجر شدن میرفت .برا همین گفتم نمیخوام شیرمو بدم همون شیر خشک دادم اطرافیان خیلی میگفتن تو دلم گفتم به کسی ربطی نداره خودم بهتر میدونم صلاحمو

مگ شیشه و شیر خشک بده؟؟
وقتی بجه سینه نمیگیره با شیر خودت کمه باید شیر خشک بدی تا گشنه نمونه
من از اول کمکی بهش میدادم کنار شیر خودم ولی یکماهه ک شد جنگ شد و بخاطر ترس و استرس شیرم کلا خیلییی کم شد و بعد خشک شد
مجبور شدم شیر خشک بدم

ار اطرافیان هم خیلی شنیدم ک شیر مادر خوبه و شیر خشک بد ولی مهم نبود برام
ت هم مهم نباشه برات سلامتی خودت و بچت از همه چی مهم تر باشه برات

پسر منم سینه نگرفت خیلیم گفتن حتی مامان خودم بدتر هنوزم میگه اما خودمو زدم به بیخیالی

محلشون نزار وقتی بچه سیرنمیشه دیگه راهی نیست

اتفاقا پسرمنم بعد از سه ماهگی هرکاری کردیم سینمو نگرفت یا بهم گفتن جونت نمیگیره شیر بدی یا گفتن میخوای راحت بشی درحالی که شیر خشک خیلی شرایطش سخت تر از شیر مادره...و با همه ی این فکرا که من مادر خوبی نیستم یا واقعا با خودم میگفتم شاید تقصیر خودمه درحالی که دخترم ۲۱ماه شیر خودمو خورد ...با تمام وجودم درکت میکنم

تجربه میگه حرفت به سنگ بزن ولی به شوهر و خانواده اش نه

شماهم اصلا غصه نخور هر طور که بچه میخوره بده بخوره پس فردا ضعیف بشه هیچکی نمیگه من گفتم همه میگن مادر نمی‌رسه . هر کی هر چی گفت بگو حرفتون درسته ولی من بهتر می‌دونم من خودم دوست ندارم این شرایط ولی الان مجبورم الان بخاطر اینکه یه ذره بچه جوون بگیره مجبورم با شیشه بدم اگه ندم سینه نمیخوره گشنگی می‌کشه تو جواب شکمشو میدی ؟؟

به کسی چه ولکن بابا ضعف نشون نده شیر پاستوریزه اینا نمیخوره؟

سوال های مرتبط

مامان مـاهان و فندوق مامان مـاهان و فندوق ۱۶ ماهگی
اومدم‌ی تجربه سخت از ی مادر خسته براتون بگم با دوتا بچه🥲🥲
واقعا خیلی سخته دوتا بچه کوچیک داشتن و منی د دیشب اصلا نخوابیدم چون پسرم صبحش تب کرد همش بیدار میشد از خواب و منم نتونستم بخوابم
از سختی بچه داری اینکه بیشتر خستم میکنه وقتی بچه هارو میخوابونم اگ پسرم بیدار بشه گریه بکنه همزمان با صدای اون دخترم از خواب بیدار میشه و یا اگ‌دخترم بیدار بشه از صدای اون پسرم از خواب بیدار میشه واقعا خیلی سخته مدیریت کردن دوتا بچه همزمان دیشب رسما کم آوردم 🥲🥲با اینکه شوهرم بود ولی پسرم گریه میکرد ک بغل من باشه و دخترمم ک باید اونم‌برمی‌داشتم
بنظر من آدم نباید با این تفاوت سنی اصلا بچه بیاره 😮‍💨😮‍💨
من واقعا خستم و دلم میخواد حداقل ی س چهار ساعتی راحت برا خودم باشم بگیرم بخوابم ولی اگ اینطوری باشه از عذاب وجدانم‌نمیتونم بخوابم درسته بچه ها آدمک کلافه میکنن دلی واقعا بدون اونا زندگی پوچه🥲
من از دیشب سعی میکنم هم پسرم هم دخترم همزمان بخوابونم تا منم یکم‌راحت بگیرم بخواب ب ی بدبختی این کارو کردم ولی کی منو میخوابونه الان وقتی بیدارن تا حد مرگ خوابم‌میاد وقتی میخوابن من خوابم نمیاد واقعا موندم چ مرضیه این..
وقتی هم بچه هارو خوابوندم خودم بجای اینکه بخوابم نشستم بالاسرشون هردوتارو نگا میکردم😶😶
شما با دوتا بچه هم شیر چکار میکنین سخته براتون روزتون چطور میگذرونین؟؟؟
مامان 🤍کیاشا🤍 مامان 🤍کیاشا🤍 ۲ سالگی
چقد هر روز تاپیک میخونم راجب اینکه مامانا دارن اذیت میشن برای شیر دادن ب بچه و چقد شاکی هستن. بعد هر روز ب خودم میگفتم کاش پسر منم میخورد عب نداشت شبا ده بار پامیشدم براش شیر درست میکردم. ولی چند شب پیش پسرم تب داشت دو شب تا صبح چندین بار با گریه بیدار میشد هی من از خواب میپریدم چون عادت نداشتم دو سه روز سردرد داشتم. از عصر تا الان دارم بهش فک میکنم میگم واقعا خیلی خیلی سخته بخوای از خواب پاشی شیر آماده کنی واستی تا شیرش رو بخوره باز شیشه بشوری باز شیر بدی. ن خواب میمونه ن آرامش. الان واقعا نمیدونم خوشحال باشم یا ناراحت از اینکه علاوه بر شیر شب شیر روز رو هم قطع کردم پسرم. دیگه وقتی میرم بیرون توو ساکش قوطی شیر و فلاسک و شیشه ندارم😕☹️ خیلی ناراحت میشم ولی از اونورم راضیم ک بدون دردسر و مشکل از شیر گرفته شد با اینکه خیلی زوده. فقط مونده ترک پستونک و پوشک ک توو فکر اینا نیستم ب این زودی. پستونکه ولی خیلی خیلی بهش وابستست جوری ک اگه چند ساعت بهش ندم همش کلافست و گریه میکنه و دنبالش میگرده و ی پشت میگه نی نی نی نی نی تا وقتی بهش بدمش(ب پستونک میگه نی)