۱۲ پاسخ

کارای خونه وقتی همسرم هست انجام میدم،پسرم حتی نمیذاره غذای خودشو بیارم،یا شیشه شیرش رو بشورم،امروز تا ی نشاسته ساده من اماده کردم دورازجونش میخواست خفه بشه

خوش به حالت بابا پسر من اصلا نمی‌مونه پیشم همش میره من باید یه سره دنبالش باشم که یه بلایی سر خودش نیاره کاش می‌چسبید بهم

منم😭😂توروروئک میذارم خودشو پرت میکنه پایین روزمینع اشغال میذاره دهنش از پله ها بالا میکشه خودشو میندازه!!!بغل میخواد میچسبه خونم مثل سرجنه نمیتونم هیچ غلطی کنم شهرغریبم هستم شوهرمم میره 8 شب میاد واقعا خسته شدم

منم تا مرض روانی شدن چیزی نموندم . ه آن ممکنه تیمارستانی بشم

باور وضعیت من دقیقد مثله تو میاد ازم میگیره بلند میشخ بعد هم موهامو میکنه گریه میکنه منم غریبم تازه شوهرم من صیح ساعت ۷ میره سره کار ساعت ۱۰ شب میاد دارم دیگه دیوونه میشم

هم دردیم اونم دخترم ۳ سالشه باهم گريه میکنن .دست تنهام سخته ولي میگذره 🤭😉

بله عزیزم

اره همینن

هرجا میری بذارش جلو چشمت
آشپزخونه
اگه جایی ام بودی مثلا اتاق که نمیدیدت و گریه میکرد باهاش حرف بزن تا صداتو بشنوفه
تو خونه زیاد باهاش صحبت کن بدونِ اینکه بغل ش کنی
کم کم از سرش می افته اینکه مدام بغل ت باشه

بله هرچی هم میگذره انگار بدتر میشه دیگه انقد دنبالم گریه میکنه پشت در حموم و دستشویی همسایه ها میان بالا

بله دسشویی هم دنبالمه تازه یادم گرفته از سکو و پله و همچی بالامیاد

بله گلم من دیگ به معنای واقعی دارم روانی میشن😭😅

سوال های مرتبط