۳ پاسخ

منم دقیقا همین جوری بودم متاسفانه از وقتی دخترم به دنیا اومد تا الان هرکاری می کنم بازم احساس ناکافی بودن دارم و مثل شما می گفتم کاش میشد از فکر و خیال زیاد مغزمو خاموش می کردم میذاشتم کنار
دقیقا درک می کنم چی میگید
من در روز حداقل نیم ساعتو بازی که خودش دوست داره انجام میدم باهاش بعضی روزا هم خیلی بیشتر

من زیاد بازی نمیکنم حوصله ندارم و همیشه هم خسته م فقط می‌برم بیرون و پارک تو خونه خیلی کم بازی میکنم منم ناراحتم واقعا

راستش من دو تا بچه پشت سر هم دارم که فاصله سنیشون کمه بعد از مرخصی زایمانم هم دورکار شدم و باید کارای شرکت رو تو خونه انجام بدم دیگه نه وقتشو دارم نه دیگه انرژی برام میمونه که بخوام براشون وقت بذارم ولی قبلا خیلی بیشتر باهاش وقت میگذروندم کتاب خوانی، نقاشی، بازی و .... منم مثل شما حس عذاب وجدان زیاد دارم از اینکه نمیتونم بیشتر براشون وقت بگذارن

سوال های مرتبط