۸ پاسخ

خب اگه بچه‌ش حالیش نیست تو خونه نگهش داره چرا ول داده تو کوچه و خودشو راحت کرده اون مسئول بچه‌شه که امنیت جانی بچه های کوچه رو مختل کرده، چندتا از مامانا جمع بشید و برید بگید که نگذاره بیاد تو‌کوچه یا اگه اومد حتما مادرش همراهش باشه نگذاره کارهای خطرناک کنه

نزار پسرت بره تو کوچه همسایه مامانم اینا یه پسر داره دو سال از پسرم بزرگتره هر وقت میریم اونجا به پسرم میگه بیا تو کوچه بازی کنیم پسر خوبی هم هست ولی من نمیزارم بره تو کوچه میگم نه خطرناکه ماشین میاد

پسره چطوری مشکل ذهنی داره شاید بیش فعاله میتونه با دارو کنترل کنه

نزار پسرت بره بیرون دستشون سنگینه . خدایی نکرده ضربه مغزیش نکنه یا کورش کنه . بچتو بترسون نزار بره بیرون . بعد به مادرش بگو این حالیش نیست تو که حالیته نزار بیاد بیرون یا اگرم میاد خودتم باهاش باش تا اذیت نکنه ... از اون خونه برید

چه آدم بیشعوری

منم کوچیک بودم پسر همسایمون همینجوری بود مامانش بعدازظهرا میاوردتش بیرون البته مامانه کلا پیشش بود تا کارای عجیب غریب نکنه
اونم مامانش باید باشه دیگ..نباید تنها بذارتش تو کوچه خب

بنظرم بچت رو نزار بیرون و اگ واقعا مشکل ذهنی داشت ننش باید مسئول باشه ن اینک تازه سنگ بده دستش بگ بقیه رو بزن این درست نیست

وا چقدر عقده ای ،باهمسرتون درمیون بزارید خب

سوال های مرتبط

مامان نبات مامان نبات هفته سی‌وششم بارداری
مامان عشق جانان مامان عشق جانان ۵ سالگی
سلام
اصلاادم نمیدونه چکارکنه بااین شوهرمن بادوستمم نشسته بودیم توخونه بعدپسرش باپسرمن دوست بودن دم درفوتبال بازی میکردن بعدپسرم میگه اون توپ شوت کرده گل شده گفته اه کونت پاره شدمنم گفتم کونه خودت پاره شدوپریده موهای پسرم کشیده وسرشوزده به ماشین فوش داده مادرج ن د ه وحالاپسرمنم فوش داده نمیدونم بچه من ۹سالشه اون ۱۳سال خلاصه اومدتوخونه ماتوخونهبودیم گفت مامان این موهاموکشیده سرمم دردمیکنه منم باهمون دوستم اومدیم بیرون پسرش دعواکنیم دیدم پسرم داره زنگ میزنه به باباش باباشم یک اخلاق بدی داره فوش های بدی میده دیگ گفت مامان گوشی بگیرمن گرفتم گفت گوشی بده پسرش هرچی گفتم چی ولش کن گفت بده منم گفتم لابدمیخوادبگه چرادعواکردین دیدم پسرش هیچی نمیگه بغض کردزدزیرگگریه وگفت فحش نده گوه نخورگوشی ازش گرفتم خودم قطع کردم بعددوستم اومدبه پسرم گفت نگاه چکارکردی دیگه باپسرم بازی نکن اینم باتوبازی نکنه خدافظی کردورفت اینم آبرومون رفت حالامن چکارکنم خداشاهده موندم البته اینم بگم پسرش گفته به پسرم ک بروشورت خونی مامانت شب ازبابام بگیر.وگفته بودشورت خونی داداشتم بروازخونمون بردارحالاپسردیگم ۵سالشه ببین چ دوره ای شده این حرفاروپسرم به باباش تلفنی گفت واونم هرچی به دهنش اومدبه پسره گفت اینم ازدوستی ماشکرآب شدازبالای بچه هااصلاخدانکنه یکی پسرم بزنه ابروریزی به پامیکنه