۶ پاسخ

منم مادرشوهرم‌ بعضی موقع ها یجوری مایبیبی پناه میگیره من میگم خدایا انقد بچم بچم میکنه چرا اینجوری میگیره اینو انقد میگه دخترم‌دخترم هی اه اه وایناومیکنه عجیب برام بعد باز اون دفعه رفت شست بچه رو ک بعد مای بیبی کنم و لباس خودم‌پناه کثیف کرده بود و تشک لاستیکی و لباس های خود پناه رو رفت شست همچین مهر کرد دستش درد نکنه ولی خوب خیلی موقع ها یجور میگه مگم‌این بدش میاد باز ی موقع هد ی کارا میکنه تعجب می‌کنم

پوف حالا ی شاش بوده دیگ چیز خاصی نبوده😂😂

آفرین منم واقعا بدم میاد تازه وقتی خوابوندمش ومیان بابوس بیدارمیکنن بازمیدن بغل خودم متنفرم واقعا
یکیم وقتی داره بیقراری میکنه میگن نگاه باسنش سوخته این شاهان کلا زیاد ازادش میزاشتم ولی الان چون همش خودشو اینوراونور میکنه دیگ ازادنمیزارمش بیقراری میکنه اخرش خسته شم تامای بیبیشوبازمیکنم اروم میشه وهمه میگن اره سوخته بره همون تابازمیزاری ارومه میخام ک و ن لخته بچرو بزنم تو صورتشون تا ببینن نسوخته

کی دعوا کرد؟؟؟؟

واقعا آدم های بیخودی هستن

والا به خدا

سوال های مرتبط

مامان آیماه🌙 مامان آیماه🌙 ۱۳ ماهگی
مادرشوهرم چند سری پیشش گفتم بدم میاد کسی حتی دست بچه رو هم بوس کنه ها،،، بازم میرسه همیچین با مالچ و موچ دست بچه رو بوس میکنه،،امشب رفتیم خونشون بازم بوس کرد محکم دیدم بزاق دهانش رو دست بچس منم جلوش برداشتم بردم شستم گفتم بریم دستات و بشوریم مامانی بوس کرد،میزنی دهنت، ،،برگشته میگه حساس نباش بزا یکمم میکروب بره بدنش بزرگ شه هی سریع یه چیزی بشه مریض میشه، ،،اونجوری کنی دیگ بوس نمیکنیما،،،بابا بوس نکن بهتر توروخدا ناراحت شو بوس نکن من بدم میاد اه لج میکنن بدتر،،،آیماهم گرسنه میشه تا مچ دستش و میکنه دهنش شاید تو ناقله تبخالی اگ دوسش داری بوسش نکن دستش و حالا صورت ک اصلا نمیزارم،،،،ن مادرشوهرم مامان خودمم میگم همه رو میگم چرا باید جایی ک بچه میکنه دهنش بوس کنی،،،، پاشو بوس کم شکمش و بوس کن،،،، اینقدرم ک با نصیحتای مسخره شون حوصله آدم و سر میبرن آدم دوس نداره جایی بره بخدا حاضرم تو خونه بپوکم نرم جایی ک هی هی هی میگن چی کن چی نکن،،، بچه رو نزار رو پات اسیر میشی،،،بسه بغل نکن،،، ای وای دستشو کرد دهنش گرسنشع ها سیر نشده،،،، و و و و و و. خستم بابا خسته
مامان ماهلین 🌸 مامان ماهلین 🌸 ۸ ماهگی
خانوما امروز صب ساعت ۷ بیدار شد تا نزدیکای ۱۰ خوابوندم خوب بود عادی یکم نق نق کرد
ظهر تقریبا ۱ ساعت بیشتر از بیدار شدنش گذشت اروم بود باهاش بازی می‌کردم حرف میزدم گوش میداد بعد کم کم شروع داشت میکرد نق نق کنه انگاری خسته میشه مادرشوهرم اومد برد خونه خودش برادرشوهرم و بچه هاش اونجا بودن بچم همش گریه کرد تا ۲۰ دقیقه اینا که رفتم بعد خوابوندمش رو پام یه چرت زد بیدار شد یه ساعتی شیر خورد بعد خوابید از ۴ تا نزدیکای ۶ بیدار شد باز زمین گذاشتمش یکم بازی کرد الان یه ده دقیقه ای تقریبا بغل مادرشوهرم و جاریم اینا بود گریه کرد جیغ می‌کشید گذاشتم رو پام صدای جاروبرقی گذاشتم خوابید در حد ۱۰ دقیقه بیدار شد یکم شیر خورد باز یه نیم ساعت تقریبا بازی کرد سرجاش باز داره نق نق میکنه
وقتی گریه میکنه ام خمیازه میکشه هی وسطاش نمیدونم خوابش میاد نمیخابه گریه میکنه
نمیدونم بقیه رو نمیشناسه یا بچه ها دست مالیش میکنن خوشش نمیاد یا یکم بازی میکنه انگار حوصلش سر میره گریه میکنه

ترس برم داشته یعنی چشه که اینجوری میکنه استرس گرفتم🥺🥺
بچه های شمام اینجوری ان شر ان