منم هر وقت میرم شهرمون
اینقدر اذیتم می کنه که دیگه اخراش گریه می کنم
هر ماه ده روز میرم دیگه کلافه شدم
گریه وو بی قراری یه طرف
بی اشتهایی یه طرف
حرفا و اذیتای بقیه هم یه طرف
عزیزم همه ما همینیم گاهی واقعا کم میاریم، دختر من ۱ماه تمام اینطوری بود ۱هفته تا خود صبح بیدار بود تا این دندون دراومد، حتی بغل باباش هم نمی رفت چه برسه بقیه، من هیچی کمکی هم ندارم
حالا تازه خوب شده بود دوباره امشب دیدم بدنش داغه ،میدونم برا دندونه و دوباره بی قراری و گریه و.... شروع میشه
منم چندروز پیش نمیخوابید سرش داد زدم الهی بمیرم نه گریه کرد نه هیچی چشماشو بست فقط انقدر یادم میفته گریه میکنم تا جونم دربیاد 😭😭😭
نمیدونم اضطراب جداییع
چ کوفتیه
ینی دهنم سابیده شدع چندروزع ازبس بهم چسبیده حتی بغل خاهرمم ک خیلی دوسش داش نمیره
منم از صبح بچم نق زد خیلی خسته ام انگار از همه دلخورم حوصله هیچی ندارم اخرشم بچم با گریه خوابید
طبیعیه اضطراب جدایی دارن الان همش دوست دارن بچسبن به کسایی که بهشون وابسته هستن یا مادر یا پدر
ولی من بچم رو میدم به بقیه میبرن دورش میدن بیرون اینور اونور سرگرم میشه من میتونم استراحت کنم
اینجور مواقع فقط باید کسی کمکت کنه بخصوص شوهرت یه اسپند هم برا پسرت دود بده 😉
دقیقا منم امروز شوهرم گذاشتم هییت جای خونه بابام رفت از ظهر تا شب یادمم نکرد منم قهر کردم باهاش
نترس تنها نیسی دوروز رفتم خونه پدرم دستشویی با بدبختی رفتم پریود شدم درد بیحالی ضعف گریه های علی همش بهمچسبیده منم سرش داد زدم انداختمش زمین ولی اونقدر زدم توسرم چرا من این طفل معصوم زدم سرش داد زدم ایا من مادرم یا حیوان اون منو میخواد اون کوچیک توان نداره از خودم بدم میاد تف به من
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.