۵ پاسخ

چه قدر خوب که ازحق بچت دفاع کردی افرین بهت

این بلارو دوشب پیش سر پسر من آوردن.خواب بود بیدارش کردن ۱۰دقیقه باهاش بازی کردن رفتن پسرم بدخواب شد یکساعت تمام گریه کرد شدید آخرسر مجبور شدیم ساعت۲نصف شب ببریمش با ماشین دورش بدیم تا بخوابه تا ساعت۳آواره بودیم تو خیابون

ب جهنم ک ناراحت شده
خواب بچه رو بهم بزنه ک میخواد ببینتش؟میخوام نبینه والااا
منم ی زندایی دارم میاد دیدن بچم میدونم دوسش داره ها ولی از دوس داشتن فضولی هایی میکنه ک رو مخه منم رک میگم نکن

نه عزیزم شما کاره بدی نکردی مشکل از مادرشوهرته که متوجه نمیشه بچه ای که خوابه نباید بیدار کرد...
بعدم بچه خوابه نامرئی ک نیس همین خوابشو ببین ...تو میخوای بچه رو ببینی بچه که نمیخواد تورو ببینه که نیاز باشه بیدارش کنی.

همسرمم بود مامانش ک رفت گفتم قصد بدی نداشتم خودت شاهد بودی ک بچه چقدر گریه کرد تا خوابید گفت ولش کن دیگه

سوال های مرتبط

مامان maman Nelin🌈💖 مامان maman Nelin🌈💖 ۱۷ ماهگی
مامانا ذهنم خیلی درگیره
امشب برای شام رفتیم خونه ی مادرشوهرم. قرار بود شب اونجا بخوابیم. چون معمولا بچمو که میبرم جایی بعدش میارم بد خواب میشه. بردمش اونجا همش خواب بود بچه. ساعت ۸ بهش شیر داده بودم خوابید ۱۱ قرار شد بهش شیر بدم اگه خوابید و بیدار نشد شب همونجا بخوابیم. اگه بیدار شد بیاریمش خونه ی خودمون. من ۱۱ بهش تو خواب شیر دادم. همیشه همینکارو میکنم. پدر شوهرم شروع کرد گفت تو خواب بهش شیر نده و فلان گفتم اگه بیدار شه خودش دیگه نمیخوابه قلقش دستمه. گفت نکن اینکارو بچه بد خواب میشه خلاصه توضیح دادم که اگه بیدارش نکنم خودش بیدار شه خوابش کلا میپره تو خواب بهش شیر بدم میخوابه دوباره. مادر شوهرمم از اون طرف جو میداد که آره بچه ی منو اذیت میکنن و فلان‌ خواهر شوهرم چند بار بهش اشاره داد که بسه دیگه چیزی نگو این باز میگفت بچه ی منو اذیت میکنن؟ هی میگفت. منم دیدم ساکت نمیشه برگشتم گفتم آره ما بچه رو شکنجه میکنیم تنبیه بدنیش میکنیم. خلاصه که شیر دادم و بچه خوابید بازم بیدار نشد. به شوهرم گفتم بمونیم شب مادر شوهرم گفت حالا میخواین امتحان کنین برین خونه ببینین شاید خوابید اگه نخوابید بیارینش منم دیدم اینجوری گفت به شوهرم گفتم بریم خونه.
به نظرتون من جوابشو دادم کار بدی کردم؟ نمیدونم چرا عذاب وجدان گرفتم.
خدایی آدمای بدی نیستن اما امشب واقعا عصبیم کرده بودن