۱۰ پاسخ

مبارکت باشه عزیزممم مرسی بابت تجربه ای که ب اشتراک گذاشتی
با خوندنش دلگرمی‌گرفتم که منم‌‌میتونم از پسش بربیام دعا کنید دردام شروع بشن عزیزم
و‌اینکه نی‌نی‌چند کیلو‌بود؟

منم احساس میکنم بلد نیستم زور بدم😢

مرسی ک تجربتو ب اشتراک گذاشتی خیالم راحت شد منم میخواستم برم طبیعی میترسیدم خیلی

واااای از اینکه واژنم کلی گشاد بشه و قرار باشه یه چیز بزرگ ازش خارج بشه همیشه وحشت داشتم . به خاطر همین همیشه انتخابم سزارین بود

خیلی مچکرم ازتون بابت اینکه زایمان راحتی داشتید پاقدمش براتون پر خیر برکت باشه 🥹من از طبیعی و سزارین به شدت میترسم

اصلا روی بخیه هات نشین من ایندفعه زیاد نشستم داشت باز میشد عفونت هم کرد

عزیزم به سلامتی ممنون که تجربیاتتو باما ب اشتراک گذاشتی

قدمش پر خیر و برکت باشه عزیزم
چند هفته زایمان کردید؟

مبارک باشه

قدمش مبارک باشه انشاالله
عزیزم چند ساعت درد کشیدی از اولش بیمارستان بودی یا چند ساعتی خونه بودی بیمارستان دولتی رفته بوذی رسیدکیش خوب بود

سوال های مرتبط

مامان هیرمان مامان هیرمان روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان طبیعی پارت دوم
من از چهارشنبه شروع کردم مابقی کارام که مونده بود رو انجام دادم کل خونه رو جارو برقی کشیدم و بعدش کل خونه رو طی کشیدم بعدش تمام پنجره‌ها رو تمیز کردم عصر دیگه کاری انجام ندادم و به خودم استراحت دادم ولی یه کم کمرم درد میکرد که حدس زدم واسه کارایی که انجام دادم. نظرم این بود که تا پنجشنبه کارای خونه رو تموم کنم از جمعه ورزش و پیاده روی رو شروع کنم .. فردا صبحش یعنی روز پنجشنبه ۲۸خرداد صبح که از خواب بیدار شدم هیچ دردی نداشتم شروع به گردگیری کردم یه مرتب کاری که دیدم به کم درد خفیف پریودی دارم اومدم یه کم استراحت کردم دیدم بهتر شدم حدس زدم به خاطر کارایی که انجام دادم مثل دیروز دارم یه کم اذیت میشم . بعد از نهار یه کم زیر دلم تیر میکشید رفتم استراحت کردم . تو این زمان که درد پریودی داشتم حرکتهای بچه هم خوب بود . یه کم درد پریودی داشتم ولی نامنظم بود چون یه کم اذیت میشدم نتونستم بخوابم بلند شدم یه کم تو خونه راه رفتم به کم دراز کشیدم حدود ساعت ۵عصر دیگه دردم ول شد.
مامان آرن مامان آرن ۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی من #پارت_آخر
از اونجایی که هیچ بی حسی درست و حسابی نداشتم تمام بخیه زدنای دکترمم حس کردم. واقعا از درد کشیدن خسته شده بودم. پرستار یا ماما هر کاری میخواستن بکنن میپرسیدم اینم درد داره؟ دیگه از دست من خندشون گرفته بود 😂 بعدا متوجه شدم مامانم و مادرشوهرم هم پشت بخش زایمان منتظر ما بودن و تمام جیغای منو شنیده بودن. تو کل دوره زایمانم از من خواسته بودن سزارین بکنم و من با پررویی گفته بودم که نه من طبیعی بچمو به دنیا میارم و این حق طبیعی بچه اس که من ازش نمیگیرم و این حرفا.
دکترم در کنار بخیه درمانی، بخیه زیبایی هم زد و به خاطر همین روند بخیه زدنش یکم طول کشید. ماما ها ۲ بار و پرستار یک بار ماساژ شکمی هم دادنم که واقعا در مقابل درد زایمان میتونم بگم هیچ دردی نداشت. خلاصه درسته که زایمانم دردناک بود ولی خداروشکر سرعت پیشرفتم خیلی خوب بود و من الان هم برگردم عقب بازم زایمان طبیعی رو انتخاب میکنم. درسته که بخیه هام کمی اذیتم میکنن ولی من از وقتی از بیمارستان مرخص شدم تمام کارای خودم رو انجام دادم و با وجود اینکه چندین روزه خونه مامانم اینا هستیم و مامانم و بابام کمکون هستن اما بیشتر کارای پسرم هم خودم انجام میدم.
اینم بگم که هر چقدر از بخش زایمان بیمارستان آرام راضی بودم؛ از بخشش ناراضی بودم. من اتاق خصوصی گرفته بودم اما امکانات کافی نداشت و پرستار ها هم رسیدگی خوبی نداشتن. البته من ظهر فردای زایمانم مرخص شدم و زیاد توی بیمارستان نبودم.
این بود تجربه زایمان طبیعی من 😊