یه موضوعی خیلی فکرمو درگیر کرده من تو بچگی شدیدا کمبود محبت داشتم خب خیلی اسیب ها دیدم از وقتی بچم به دنیا اومده خیلی تلاش کردم اسیب نبینه ازادی بهش بدم خلاصه حتی بارها با پدرش حرف بزنم راضیش کنم بهش محبت کنه اما یه مشکلی دارم من خونم نزدیک خونه خانوادمه و رفت وامدمون خیلی زیاد چندوقت پیش رفتیم بیرون بچمو تاپ و شرت پوشونده بودم خواهر ۱۷ سالم شروع گرد اندام خصوصی یچمو سینه هاشو مالوندن بعد که بچمو گرفتم گفتم کارت خیلی زشت بود مامانم گفت تقصیر خودته برا بچه تاپ پوشوندی میخواستی استین بلند بپوشونی یا مدام جلو دخترم دستشون تو شرتشون هستش میخارونن بچم خیلی این کارارو یاد گرفته گاهی دست میزنه میگه بازی کاهی دستش تو پوشکشه خیلی نگرانشم من الان دارم وویس های روانشناس گوش میدم تو دوره تربیت جنسی ولی پشتیبانی نداره شما بلدین راهنماییم کنید باهاشون قطع رابطه نمیتونم کنم حرف زدن باهاشون هم بی فایدس چقد این رفتارا رو بچخ تاثیر داره؟

۱۲ پاسخ

خب خواهرت خودش یه آزارگرِ جنسی هست و دخترت در خطره ؛ مگه دیوونه ای تنهاش بذاری باهاش ؟ یه بلا سر بچت نیاره ؛ وقتی جلو خودت سینه بچتو مالونده ؛ وقتی تو نیستی چه میکنه ؟ یا خداااا ؛ بعدم چرا همون لحظه جنگ نکردی باهاش؟

خوب عزیزم به دخترت یاد بده بگه اندام خصوصی من هست حق نداری دست بزنی یاد بده داد بزنه من به دخترم گفتم به جز مامان کسی حق نداره دست بزنه خنی بابا اون روز مادر بزرگش دست زده به سینه اش گفت بی ادب این اندام خصوصی منه دست نزن محکم داد زد و رفت امد کم کن جلوی اون ها لباس هم رعایت کن اگه اجاره هستین از ا ن محله برید

میگی حتی دست تو شلوارشون میکنن خب بچه میبینم دقیقا یاد میگیره من قبلا بچم میدید یکی ناس می‌زاره دهنش یا سیگار می‌کشه تقلید میکرد دعواش میکردم فایده نداشت قطع رابطه کردم یا نزاشتم وقتایی طرف سیگار می‌کشه بچم ببینه الان ماشالله چهار سالشه اگه یکی هم سیگار بکشه میگه چکاریه زشته کثیفه آیکارا الان دیگه همه چی متوجه میشه و بهش یاددادن خوب بد. تو هم یه مدت یکی دوسال مراعات کن رابطه کم کن مواظب بچت باش بشه چهار پنج سالش اونوقت هرکه بوسش کرد یا آزار رسوند بهش میاد بهت میگه و از اون آدم دوری می‌کنه. یه نفر از کوچیکی مورد آزار جنسی بود باباش میدید توجه نمی‌کرد مهم نبود انگار براش تا بچه شده ده سالش شده بود عادت براش اگه یه روز اونکار باهاش نمیشد به جنون می‌رسید بردنش بیمارستان بستریش کردن اون بچه دیگه روانش بهم ریخته آدم نمیشه فقط مواظب بچت باش

سریع تر رابطه ات کم کن وگرنه بچع ات ب شدت اسیب میبنه
هرچی شدم بشه مهم بچه ات

یعنی چی حرف مامانت و کار خواهرت😑😑😑😑

من به رزا یاد دادم که هیچ کس به جز من به بدنت دست بزنه حتی اگه دوس نداری به کسی بوس بدی نده بگو نمیخوام بوس بده حتی گفتم کسی بهت دست زد داد بزن ،،،الان با اکثر دو روبریام در این مورد مشکل دارم ،بهم میگن شورشو در آوردی یا هی پدرش به شوخی میزنه رو باسن بچه بهم حرص میده ولی دختر منم با صدای بلند میگه خصوصیه دست نمیزنن

یعنی هرکی مامانت میگه هر بچه ای تاپ تنش باشه ما حق مالوندن اون بچه رو داریم؟ واقعا سیاست تربیتیش صفره

تو فصط میتونی رو بچت کار کنی ..... من از وقتی 2 سالش بود سه عضو خصوصی بدنش نشونش دادم ک کسی نباید ببینه. حتی لباس زیرم نشونش دادم ک خصوصی نباید ببیند الان خداروشکر دیگ میفهمن حتی جلو باباشم شلوار عوض نمیکنه باشگاه هم ترجیح میده برهپشت خودم قایم شه لباس عوضـکنه ولی تو رخت کن پیش بقیه عوض نکنه ..... مثلا من شورت یا سوتین رو تخت میخوا جمع کنم زود میزار توـمشوـمیگه خصوصی کسی نبینه

وای وای توروخدا اگه میتونی نرو خونشون مادرشوهر من یه بار به شوخی به دخترم گفت بیا جی جی هاتو بخورم اونقدر جدی برخورد کردم که دیگه این کارو نمیکنن خیلی کار بدیه باعث بلوغ زودرس میشه و حتی یه جورای تجاوز به حریم خصوصی بچه هاست

خواهرت ۱۷سالشه وای مگه میشه
حتما محکم جلوشونو بگیر
چ رفتار زشتیه
من همیشه ب دخترم میگم بوس فقط لپی
هم خودم هم باباش هم خواهرش هیچوقت لبشو نمیبوسیم

چرا اینجورین .اونا باید اصلاح بشن

اینم بگم‌خواهرم لبای بچمو میبوسه

سوال های مرتبط

مامان جوجه کوچولوها مامان جوجه کوچولوها ۲ سالگی
مامان هیما💕 مامان هیما💕 ۲ سالگی
امروز دوتا صحنه اتفاق افتاد که دلم برا بچم کباب شد؛البته بازم پیش اومده بود این شکلی
این بود که من داشتم کتاب میخوندم بعد به هیما گفتم میای نقاشی بکشیم؟! گفت عه تو نمیخوای کتاب بخونی؟میخوای با من نقاشی بکشی؟😍😭
یه صحنه دیگه هم داشت گریه میکرد گفتم بیا بازی کنیم بعد با همون حالت گریه گفت مامان حوصله داری بازی کنیم ینی؟😭
هیما اینجوریه که همش میخواد با یکی بازی کنه، جایی مهمونی بریم اگه بچه داشته باشن ما اصلا هیما رو نمیبینیم همش بازی میکنه؛یا تو خانه بازی و بیرون فقط دنبال بچها میکرده باهاشون دوست شه و بازی کنه
حالا با توجه به اخلاق این بچه منی که تصمیم قطعی داشتم برا تک فرزندی الان دارم میلغزم😭میگم این بچه گناه داره تنها باشه تو خونه…
از طرفی میگم نکنه بیارم باهم نسازن بدتر دعوا شه🙁🤣من شاغلم بچمو مامانم باید نگهداره و خیلی سختمه خونه داری و بچه داری و کار ولی خب از نظر مالی و‌کمک داشتن خدایی میتونم بچه دوم بیارم،ینی تصمیم قطعیم بخاطر گشادیم و فرار از سختی های بارداری و بچه داریه حقیقتا
حالا کلا نظرتونو‌ بگین😭شوهرمم خیلی اصرار داره اقدام کنیم
مامان امیرعلی جانم♥️ مامان امیرعلی جانم♥️ ۲ سالگی
مامانا خیلی دلم گرفته، بچم چرا حرف نمیزنه، اخه دیگه کی میخاد زبون باز کنه، هرموقع من مردم میخاد بحرف بیفته، وقتی میام تو گهواره تاپیک خیلی ازمامانا رو میبینم که دغدغشون پوشک گرفتن بچشونه،اونموقع دغدغه منه بدبخت اینه که بچم چرا حرف نمیزنه، چندروزه بچمو میبرم پارک میبینم خیلی بچه ها کوچیکتر از بچه من هستن ماشالله مث بلبل حرف میزنن اونموقع بچه من سه تا کلمه بزور میگه، چندروز دیگه بهم زنگ میزنن بچمو ببرم گفتار درمان،اگر بعد از چند جلسه گفتار درمانی بازم بحرف نیفتاد چه خاکی تو سرم بریزم، اگر کلا حرف نمیزد نگران نمیشدم،مشکل اینجاس که یسری کلماتی که از قبل میگفت الان فراموش کرده ویجورایی کلامش متوقف شده، اخرین بار که دکتر بردمش گفت اینکه میگی کلمات رو فراموش کرده حتما یه مشکلی هس، شاید ازچیزی ترسیده بهش شوک وارد شو، این روزا هم خیلی عصبی شده، کافیه سریچیزی مخالفت کنم باهاش، خودشو میزنه،منو میزنه، سرشو میکوبه زمین، این رفتاراش نگرانیمو بیشتر میکنه، قبلا هم گفتم از یچیزی خیلی میترسم، شده کابوس هرشبم ،اونم اتیسمه، نمیدونم هرچقد خودمو میزنم به اون راه، بازم مث خوره یچیزی میفته بجونم که نکنه بچم اتیسم باشه، هرکار میکنم دلم اروم نمیگیره، به معنای واقعی کم اوردم، نمیدونم دردمو به کی بگم ، اطرافیانم همه میگن الکی نگرانی بحرف میاد اما اخه دیگه کی، هرموقع من مردم میخاد بحرف بیاد