۴ پاسخ

وای چه خوبه شوهراتون به اینجور چیزها فکر میکنن شوهر من اصلا به این چیزها اهمیت نمیده منم حرصم میگیره به ما اهمیت نمیدی بچه مریض میشه من دیوونه میشم ولی برعکس شوهرم میگه بچه هست خوب باید مریض باشه بیفته از اینور اونور بزرگ بشه میگه تو زیادی حساسی خودتو بیخودی ناراحت میکنی

واااای شوهر نفهم منم اگه بچه بد هم بخوابه پتو روش پس بره بامن جنگ دعوا داره.دورازجون مریضی و خوردن زمیناش که دیگه نورعلی نور هست.تو همه شرایطی منومقصرمیدونه .همش میگه بیعرضه ای نگای مردم کن یادبگیر.عرضه نداری دردبلای فلانی بخوره توسرت اونا داره بچه بزرگ میکنن تو بچت هم که گریه میکنه نمیتونی ارومش کنی.حتی پیش خودشم که باشه بخوره زمین بامن دعوا میکنه که چرانیومدی بگیریش .ظهرباهاش بحثم شد سر اینکه موقع ناهار بچم دوتاسرفه کرد.میگه لقمه بزرگ بهش دادی میخای خفش کنی.منم چندین باربهش کفتم بمیری هم حلالت نمیکنم ازبس حرفات زور هست که بهم میگی..😔

ن عزیزم خودتوناراحت نکن موقع ناراحتی یک چیزی گفته

بستری کردی؟؟
علائم کوچولوت چی بود

سوال های مرتبط