۱۰ پاسخ

اتفاقا باید بری گزارش بدی تا مثل سگ پرتشون کنن بیرون ارث باباشون خو نیست مال دولته خیلی ناراحتن کار نکن .

دولتیا ارث بابای نامعلوم شونو طلب دارن انگار
من سر همین اخلاقاشون هیچ وقت دیگ پامو تو دولتی نمی‌زارم اشغالن

چکار کردی بالاخره انجام داد برات؟

چه بیشعور بوده، منم واژینیسموس داشتم واقعا دست خود ادم نیست

دولتی ها کلا همینن تازه بعضی خصوصیا هم یه جور رفتار میکنن انگار نجسی چند جا رفتم دیدم خیلی بد رفتار میکنن الان دو ساله ازاد پیش یه دکتری میرم هم پرسنل هم خودش خیلی خوبن هم کارش رو همه قبول دارن ولی هزینه های ازاد زیاده شوهرم گفت میدم اشکال نداره دولتی خیلی اذیتم کردن نمیزاره برم

چرانزدی تو دهنش🫤🫤🫤🫤

دولتی همینه متاسفانه

عزیزمم،واژینسموس قابل درمانه.
گروه ویتانیل تو تلگرام جستجو کن...به راحتی کمکت میکنن
من خیلی از دوستام‌ اونجا درمان شدن
اونقدری ک فکرشم‌نمیتونی ک خیلییی‌ راحته


دکترام بعضیاشون واقعا بیشعورن.میگفتی مریض خودتی واقعا تحصیلات درک و شعور نمیاره....


اصلا‌ ناراحت نباش...
حتما حتما حتما برو تلگرام‌عصو این گروه شو
بیش از اندازه بهت‌کمک میکنه ای بحرانو پشت سر بزاری

وا چ خرن بعضیا سگ شدن بحای دکتر شدن

سونوگرافی بیرو ۱/۸۰۰واژینال نه ﷼_۴ تومن

سوال های مرتبط

مامان فندوق🩷🧚 مامان فندوق🩷🧚 هفته سی‌ودوم بارداری
تجربه من از بیمارستان دولتی🤣🤣🤣
دختر من امروز اصلا تکون نخورد منم خیلی استرس داشتم و ترسیده بودم همسرمم هی زنگ میزد اونم خیلی ترسیده بود دیگه گفتم برم بیمارستان خیالمون‌راحت بشه ،ماشین دو روزه تعمیرگاهه بنابراین با اسنپ رفتم .
خونه من فولادشهره تا الان هر موقع خواستم برم بیمارستان رفتم میلاد یا سعدی اینبار چون با اسنپ بودم گفتم برم بیمارستان فولادشهر که بهم گفتن خوب نیست و اینا برو شهدای لنجان 😐😐😐کاش نمیرفتم
اولا که اصلا پشه پر نمیزد تو زایشگاهش اصلااا هیچکس نبود جز دوتا ماما
همونجا سرپا ازم پرسید چند وقتته گفتم 26هفته،پرسید دکترت کیه گفتم خوروش یهو پرسید خبببب کدوم بیمارستان میخوای زایمان کنی 😒منو میگی اصلا دهنم اندازه غار باز مونده بود که این دری وریا چیه این داره بمن میگه یکم چپ چپ نگاهش کردم گفتم والا نمیدونم 🤦گفت ببین ان اس تی که نمیتونیم بگیریم چون نامه دکتر نداری سنو هم برو بیرون آزاد انجام بده برا صدا قلبش هم برو فردا بهداشت 😡😡اگه خیلیییی استرس داری برو الزهرا اصفهان یا شریعتی
هیچ کاری برام نکرد عملا سرپا جلو در فرستادم بیرون🫤🫤بغض کرده بودم
زنگ زدم همسرم و کلی گریه کردم دیگه بهم گفت برو سنو ازاد بیرون رفتم داخل مرکز سنوگرافی نشستم با چشم اشکی و استرسسس زیاددد قشنگ دستام میلرزید یهوو نی نی خانوم شروع کرد به تکون خوردن 😐😐😐😁😁☺️هیچی همونو برگشتم خونه سنو هم ندادم
کلاهتون هم افتاد سمت بیمارستان دولتی نرید اصلاااااا یعنی احترام و محبت و آرامش و توجهی که تو بیمارستان خصوصی هست یک هزارمش تو دولتی نیست