خددددااااایا متوجه نمیشم چی باعث باشه میشه دیگران برای زندگی یکی و رفت و آمدش تعیین تکلیف کنن و اون هم قبول کنه
ببخشیدا اوسگولی
خب میرفتی
اتفاقا از قصد میرفتی با شوهرت بگو ما خانواده جدایی هستیم قرار نیس من ببینم کی کجا میخاد بره من برم یا نه بلاخره فامیل نزدیکه من روم نمیشه نرم ملاقات از این حرفا
سلام ای بابا عزیزم چرا ناراحتی همه همینن مخصوصا شوهرت مث شوهر من حرف زده بابا بیخیال مردها همه همین بد دهنی میکنن....
اصلا خودتون میرفتین بعدش به مادرشوهرت میگفتی مامان جون من دوس دارم بیام واسه تو دراصل شوهرت گوش میکنه به مامانش اونو باید درست کنی به حرف خودت بیاری
خب میگفتی نه منم دوست دارم برم
جاری خودش میدونه
میرفتی
من جا تو عصبی شدم😒
میکفتی اگ قرار باشه نیام میمونم خونه خودم چرا بیام اونجا
عزیزم این جوری ک من متوجه شدم مادرشوهرت هم نرفت، من اگه جای شما بودم وقتی متوجه میشدم ک مادرشوهرم و جاریم نمیرند منم نمیرفتم، اونم بیمارستان ک مریضی زیاده، اصلا جای خوبی نیست، من خودم میگفتم پس منم نمیرم، ب نظر من عصاب خودتو خورد نکن، همه ی خانواده شوهر همین جوراند،مادرشوهر من تو کارای من دخالت میکنه این ک چیزی نیست،
خب تو می گفتی من می خوام برم
خب میگفتی نه دیگه اونم نمیخواد بیاد نیاد من میرم باهاشون چقد مث مادرشوهر منه
وااا همون موقع ب مادرشوهرت میگفتی اون نمیره من هماهنگ کردم میخوام برم شماهم آماده ای بیا پایین بریم تقصیر خودتم هست باید خیلی محترمانه میگفتی بهش ک توام میخوای بری
خب بجای ناراحت شدن میگفتی من دوست دارمبرم و میرم جاری خودش میدونه
اصلا به اونا چ ربطی داره!؟
شوهرت خودش نمیتونست برا رفت و آمد با زنش تصمیم بگیره!؟
چطور برادرشوهرت نتونست زنشوبه اصرار ببره
ولی شوهره تو دید دوس داری بیای به زور نشوندت توخوهه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.