عزیزم حالا یه ملاقات ارزش نداره برات مهم نباشه ولی مجبورش کن اومد ببرتتون بیرونی جایی شامی چیزی هم بخورین با هم دفعه بعدی هم اگه چیز این شکلی پیش اومد خودت رک و پوست کنده چیزی رو که میخوایی و بگو منتظر نباش شوهرت پشتتو بگیره و فلان خودت باید از حق خودت دفاع کنی
شوهرت ببر مشاور خانواده بزار باهاش حرف بزنه کم کم متقاعد بشه که شما اسیر و برده اون نیستین دختر بی گناهت چرا همش باید تو خونه زندانی باشه بخاطر اونم که شده مشکلت از ریشه حل کن جنگ و دعوا فایده نداره
باید اعتمادشو جلب کنی تا خیالش راحت شه هرچی با این آدما بجنگی شکشون بیشتر میشه
شوهر منم اولش خیلیییی بد دل بود ولی با رفتارهای من کم کم خوب شد
فکر کن الان اینقدر اعتماد داره که ما رفتیم مشهد من خودم تنهایی میرفتم بازار حرم اصلا نگران نبود و هیچی نمیگفت
عزیزم مشکل از خودته همون موقع باید میگفتی که ن من میخوام برم
عزیزم واقعا شوهربد دل رواعصابمه
الانم انقدر حوصلمون سررفته ولی.... چه میشه کرد کاش یکی پشتم بود تمومش میکردم،
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.