۸ پاسخ

حتما هواتون خوبه که میریدبیرون مااکه بریم بیرون بخارمیششیم😂😂

کاش بندرم میشد بچه رو برد بیرون وحشتناک گرمه

ببین اینو تو ایران ازش نیست اینجا همه اینو میگیرن برا بچه شون ک خم نشن

پسر من الان ۴سالشه و ما همچنان گذر نکردیم
الان فهمیدم اشتباه ترین کار بردن بچه تو کوچس بعد عادت میکنه بیچارت میکنه
الان پسرم باید در قفل بلشه که نتونه بره وگرنه صبح تا شب پلاسه برا همین دخترمو اصلا نمیبرم

راستی مگه پسر شما می‌تونه پا بزنه .
منظورم اینه که پاشو می‌ذاره روی پدال یا همیجور اویزونه .
منم قصد دارم بخرم .ای نمی‌دونم چطوری و اینکه صد متاسفانه ما بندر عباسیم دهنمون سه برابر سرویس میشه توی این گرما اگر بخواهیم بریم پایین اپارتمان

نگران نباش .همه ی ما این مراحل رو داریم.و خورد و خاکشیر خواهیم شد

اینو چند خریدید

باور میکنم چون منم این شرایطو دارم.
حتی غذا هم در حال راه رفتن میخوره اونم خییییلی کم

سوال های مرتبط

مامان رهام🫀🩵🎒 مامان رهام🫀🩵🎒 ۱۶ ماهگی
دیروز رهام از ساعت ده و نیم صبح از خواب بیدار شد ساعت دو خوابش میومد خوابوندمش ساعت یه ربع به سه از خواب بیدار شد دیگه نخوابید تا شب از ساعت ۸ شب داشت گریه میکرد ساعت نه و نیم خوابوندمش پنج دقیقه بعد با گریه شدید بیدار شد باز خوابوندم باز دو دقبقه بعد با گریه بیدار شد دوباره یه ربع بعد خوابید تا ساعت یک شب از خواب بیدار شد تا سه صبح بیدار بود اینور اونور میرفت خوابش میومد ولی مقاومت میکرد اخر سه و ربع بود خوابید
امروزم هشت و نیم صبح از خواب پاشده ساعت یک خوابوندمش دیگه حیلی خوابش میومد الان با صدای وانتی که همچین داشت تو کوچه داد میزد که من ادم بزرگ ترسیدم چه برسه به بچه طفلکی همچین از خوای پرید جیغ زد گریه کرد که نگووو
میخواستم برم فحش بارونش کنم مرده رو
چه خبرته اخه ماه رمضونی سر ظهر اینطوری داد و بیداد میکنی تو کوچه آخه اه
حالا میدونم امشب باز رهام زود خوابش میگیره یه هفته س این حوابش بهم ریخته نمیدونم جهش رشدیه یا دندون
خدا کنه امشب خوب بخوابه خیلی خستم
مامان کارن مامان کارن ۱۲ ماهگی
نظرتون رو با توجه به خواسته ما بگید...
من بعد کارن دلم نمیخواست بچه دیگه داشته باشم به دو دلیل : اولین دلیلم این بود که کارم رو نمیتونم اونجوری ک میخوام ارتقا بدم و باید چند سالی بمونم تا بزرگ بشن بعد دوباره شروع کنم و دلیل دوم این بود که حس میکردم نمیتونم عشقی ک نسبت به کارن دارم رو تقسیم کنم با بچه دوم و این اذیتم میکرد ک کارن رو اونجوری ک میتونم دوست نداشته باشم یا وقت کم بیارم واسش ، نمیدونم منظورمو رسوندم یا نه ! من الان کلا بر مدار کارن زندگی میکنم ، هرچی کار میکنم واسه کارن ، همه روزم واسه کارن ، از وقتی یک ماهش بود زبان دوم رو باهاش حرف میزدم و الان یک ماهه دوره خریدم واسش ! مسلما من اگر بچه دومی باشی نه میتونم کار کنم نه انقد واسه پسرم وقت بزارم چون باید تقسیم کنم زمان رو ، برعکس من شوهرم میگفت یکی دیگه بیاریم ولی الان مدتیه میگه دیگه بچه دیگه نمیخوام ، از لحاظ مالی نه ها ، میگه میخوام عمرم رو واسه کارن بزارم و نمیخوام فقط کار کنم که زندگی بچه ها رو تامین کنم ، میگه میخوام تا وقتی هستیم با کارن لذت ببریم و دور دنیا رو بگردیم و فقط فکر آینده بچه نباشیم پس خودمون چی!!! برای همین میگه وسایل کارن مث روروئک و تخت کنار مادر و شیردوش و اینارو بفروش ولی من همه رو نگه داشتم ، حس دودلی دارم ، با تک فرزند ها صحبت کردم نود درصدشون راضی بود ( منظورم بچه های تک فرزنده که الان خودشون بزرگن) برای همین با همسرم تصمیم گرفتیم برای روحیه کارن به فکر یه حیوون خونگی بیفتیم که کارن از لحاظ روحی ساپورت شه ، حالا با مشاور حرف زدم یه چیزایی گفته بیشتر میگفت صبر کن کارن دوسالش شه بعد ، تجربه شما در خصوص بچه دوم چیه؟