۱۱ پاسخ

فقط مهد بزار حتما شده قسطی بزارشون راحت میشی

حتما یا کلاس یا مهدکودک ببرش خیلی خوبه واسه جفتتون

اگر همسرم سره کار نباشه فقط همسرم کمک منه گلم که اونم بنده خدا خیلی خونه نیست

بچه منم همینطوره لجبازه ولی خوب بعدازظهرها یه تایم یک ساعت دوساعت میبرمش بیرون هرجوری شده خودش خالی میکنه بدو جیغ بزنه هربارم یه دوره کارگاه میبرمش ۱۰ ،۱۱ جلسه هرچقدر تو خونه نگه اش داری بدتر و عصبی میشه تو خونه هم سعی کن باهاش بازی کنی خودشو بذار آب بازی کنه تو حیاط اگه دارین یا شن و ماسه بازی ارومترشون میکنه

من مامانم خیلی کمک میکرد

هی حرف دل منو زدی منم خیلی خسته ام

پدرش نمیتونه ببرتش؟ ببین من خودم الان دخترم ۸ ماهشه ولی این مسیری که باید بریم به هرحال چند وقت دیگه باید برن مدرسه
برای منم بردن بچه خیلی سخته
با این پیش فرض که من شوهرم ۶ صبح میره و ۶ شب برمیگرده
پدرمم سرطان داره و درگیر شیمی درمانیه
ولی بچه ام نیاز داره و هرجور هست حتی با اتوبوس ولو ی روز در میون میبرمش
توی حال بچه خیلی تاثیر داره

منممم ردددد دادممممم باور کنننننن ایقدر دلم گرفته ک تاپیکتو دیدم دیدم تنها نیستم روانی شدم از دست دوتاشون اون یکی ۷ ماهشه اینم ۳ سال و ۷ ماه تقریبا نابودم کردنننننن

به نظرم بذارش مهد یا کلاس یکم راحت تر شی
من توی شهر غریب نیستم ولی خیلی امکان اینکه کسی نگهش داره رو ندارم کلاس مادر و کودک و اینا میبرمش

دی کاش ۴رصت داشتی یکم باهم درد دل می کردیم

مگه باباش کجاست ؟
شما چندتا بچه داری ؟
من هم ازدواج کردم شهری دیگه مادرشوهرم دست و گردنش درد میکنه نمی تونه بگیره پدرشوهرم هم چون دخترم خیلی شیطون و لجبازه همش باهم زدو خورد دارن
یه پسر ۸ ماهه هم دارم به این دومی اصلا نمی تونم برسم وزنش خیلی کم از بس که اون هر دفعه شاید بهتر بگم هر لحظه یه شیرین کاری می کنه
اعصابم خرابه گاها بچه معصومو می زنم

سوال های مرتبط

مامان اهورا مامان اهورا ۴ سالگی
خواب این بچه منو واقعا عصبی کرده. از اولشم بدخواب بود می‌رفتیم بیرون همه بچه ها نوزادان تو بغل مادر یا تو کالسکه خوابشون می‌بره. این بیرون خوابش که می‌گرفت فقط جیغ میزد باید بدو بدو برنیگشتم خونه تو گهواره ش بخوابه . هرجا می‌رفتیم نمی‌خوابید خونه هم تمام نوزادیش باید یا رو پا یا تو گهواره مدام تکون میخورد همیشه. سر خوابیدنش همیشه اعصابم بهم می‌ریخت حواسش همه جا هست جز خواب. تو تمام این سه و نیم سال فقط یه بار ظهر شده خودش بگه مامان خوابن میاد بالش بذاره بخوابه اینهمه بچه حتی در حال تلویزیون دیدن خوابشون می‌بره بچه من انگار برعکس همه
الان مدتهاست شبا دیر می‌خوابه ساعت یک باید خودزنی کنم تا بخوابه در حالیکه روتین خواب داره عین همیشه. ظهرا نمی‌خوابه تا داد نزنم خوابش نمی‌بره بعد تمام عصر نق میزنه‌ امروز یک ساعت و نیم تو تخت چرخید آخر دعواش کردم خوابید و واقعا حس میکردم دارم سکته میکنم. الان ساعت یک از یازده میگم پاشو بخوابیم نشسته کارتون دیدن. الان تازه میخواد بخوابه آخه وقت خواب بچه سه و نیم ساله الانه؟
وای دم پریودمم هست بیشتر رو اعصابمه