۷ پاسخ

من دقیقا یکسااااااله با آیه این مشکلات رو دارم. آیه بشددددت جیغ میزنه و پرخاشگر شده،اصلا یه چیز عجیبی.
آنقدر دلم تنگ شده برای پارسال عید که آیه آروم بود

فقط بغلش میکنم نازش میکنم و کلامی حرف نمیزنم سره 20 ثانیه اروم میشخ

اکثرا بغلش میکنم حواسش پرت میکنم یا بی توجهی

عششقم این یه چالشِ یه مدته
شاید یه سال طول بکشه فقط باید صبوری کنی
دقیقاااا دختر منم همینجوری بود همسایه هامون صداشون در اومده بود الان بهتر شده

من صداش و اصلا نمی شنوم محل نمی‌دم اما شوهرم سریع عصبی میشه

الان تو سن لجبازی هستن عزیزم یعنی بدترین مرحله
دخترای من بعضی روزا فکر می کنم زبون ندارن اینقد که نق میزنن و زور می کنن

همه اینایی که گفتی منم با پسرم
تقریبا روزی دو بار خودمم از دستش گریه میکنم

سوال های مرتبط

مامان 🌈قند و نبات🌈 مامان 🌈قند و نبات🌈 ۳ سالگی
وای وای واااااااای پسرم وقتی کوچیک تر بود شوهرم میومد خونه بهونه گیریاش شروع میشد الکی گریه الکی بهونه جوری بود شوهرم راضی بود تو کوچه بمونه بعد نیاد خونه می‌رفتیم مسافرت جوری دنبال شوهرم گریه میکرد زار میزد انگار شوهرم داره می‌ره بمیره یک مدت خوب شد الان دوباره شروع شده همین ک پاشو می‌ذاره گریه های الکی مثلا یهو گریه می‌کنه بریم پارک حالا سر ظهر بدبخت تازه رسیده ناهار بخوره یجوری گریه می‌کنه بابا بریم پارک سیاه میشه مثلت الان شوهرم رفت خیار بگیره از مغازه انقدر پشتش گریه کرد داشت دیوونم می‌کرد چیکارش کنم انقدر عصبی میشم خستم کرده برای هر چیزییییی عرررررر عرررررر عرررررر مگه پسر انقدر زر زر می‌کنه اه از ی طرف چون شوهرم خیلی به خواسته هایش اهمیت میده این هی داره بد و بدتر میشه منم عصبی تر میگم الان وقتی میگه پارک نباید حتما ببریش نباید حتما هرچی ک میخواد بشه میگه چیکار کنم بزارم گریه کنه بعد مثلا ی چیز جدید بهش میگه میگه نمی‌ریم پارک به از ظهر میریم باغ وحش واااااای این دیگ شروع می‌کنه گریه گریه باغ وحش پدر و پسر نفهمن اه
فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری شیر مادر تغذیه پوشک نوزاد
مامان سلوا مامان سلوا ۴ سالگی
سلام .. واااایی دیگه نمیدونم از دست رفتارای سلوا چیکارکنم. دیشب گیرداد برادرزادم پیشش بخوابه اونم نموند رفت خونش 2 ساعت فیکس گریه که بگو بیاد هرچی میگم خب عزیزمن باباش نمیزاره باید خونش بخوابه میگه نه بالاخره خوابش برد به سختی ساعت 6 باز گریه اومده که کولر خاموش کن پنکه رو خاموش کن خاموش کردم بازم گریه که چرا اصلا روشن بودن اینا آخرشم بهم گفت بیشعور! رفت تو اتاق دیگه باز گریه رفتم چیه مامان میگه خفه شو باهام حرف نزن!! باز گریه مامانم رفت دنبالش برد باز خوابوندش .. نمیدونم چرا بامن چپه من تا جای که راه داشته باشه باهاش کنار میام فقط وقتایی که جیغ میکشه و بهانه الکی میاره و گریه میکنه عصبی میشم سرش داد میزنم اونم بیشتر واکنش بقیه رومخمه واسه خودم بود میزاشتم گریه کنه تا وقتی گذاشت برم نازشو بکشم ولی اینجا بچه گریه و جیغ بقیه هم این چرا اینجوری شده ببرش روانپزشک جنی شده ببرش پبش دعانویس چقد لجبازه چقد بی ادبه چقد چقد چقد ... بیشتر دیونه میشم ... تا خونه پیدا کنم برم سرخونه و زندگیم هم خودم هم بچم روانی میشیم