من از خدامه با همسرم از مشهد بریم تهران و از همه دوربشیم ولی همسرم نمیاد😩😂
قم تا قزوین ک راهی نیست ک درامد همسرت اونجا بیشتر و میتونین پس انداز کنین و پیشرفت حتما برو شما دیگ الویت زندگیتون باید همسرتون و زندگیتون باشه
قزوین هم نسبت ب قم خیلی شهر قشنگیه
من از خونوادم جدا شدم اومدم وسط فامیل شوهر 😂
چرا نگران اونایی؟ مگه محتاجن دوراز جون به رسیدگیت؟
الانم هفته ای یبار زیاد نیست که میری😬 من یه شب درمیون میرم😂
ولی مهم زندگی شخصی خودته
رشد و پیشرفتون ، قزوینم نزدیکه نگران نباش
والا شوهر منم میگفت زود زود میبرمت نبرد
ولی خب عادت کردم به خونه و شهر جدیدم
آدم با شوهرش خوش باشه همچین چیزی قابل تحمله
خوشبختانه مامانم اینا هم میان بهم سر میزنن
عزیزم هرجا که روزیت باشه همونجا میری این خواست خدا هست برای بنده ش
من خیلی عاطفی و احساسی هستم
اما سختی با شوهرم شهرستان کوچک زیاد کشیدم
از روزی که رفتم و شهر جدیدی شد پناه من
عاشق این شهر شدم و هیچ وقت حاضر به خارج شدن از این شهر نیستم
برای زندگی خوب ساختن باید قید یه چیزایی رو زد
به این فکر کن خانواده بیان بهتون سر بزنن و شما میاین و این دلتنگی حس قشنگتری میگیره
من با خانوادم یکساعت فاصله دارم تا قبل بچه دار شدن مشکلی نداشتم ولی بچه دار که شدم خیلی بهم سخت گذشت دست تنها بودم شما نگران خانوادتی من نگران خودمم چون خانوادم بدون من هم میتونن باشن ولی من خیلی احتیاج دارم بهشون
عادت میکنی نترس من از ۱۴ سالگی از پدر مادر جدا شدم بنظرم که اولش سخته بعدا عادی میشه
منم تک دخترم از کرج اومدم شهریار ۱ساعت راهمه ولی بازم هر ۴۰روز میرم ۲شب میمونم میام خیلی دلم برای تنهاییشون میسوزه
خیلی سخته من با اینکه یک ساعت فاصله بین مون هست و دو شهر مختلفیم ولی تو دوران بارداری واقعا دوری از خانواده آزارم داد خیلی اذیتم چون کسی کمکم کاری انجام نمیده از لحاظ روحی بهم ریخته ام کاش نزدیک شون بودم
منم چهارسال غربت کشیدم اما خونه خریدنی اومدم کوچه بغلی بابامینا خونه خریدم اما چه فایده اونا سر پیری تصمیم گرفتن از هم جدا شن و الان هرکی برای خودش جدا زندگی میکنه و کلا پیشم نیستن این از غربت دردناک تره و مخصوصا این روزا که نیاز دارم دورم یکم پر باشه تنها ترینم و هرشب با کلی فکروخیال و اشک میخوابم😥
تو الان خانواده خودت و داری عزیزم برای اینده خودتون تلاش کنین عادت میکنی پدر مادرت میتونن بیان پیشت تو میتونی بری
عزیزم شرایط الان اینجوریه دیگه باید قبول کنی . انشاالله براتون خیر باشه
ادم باید سرنوشتشو بپذیره
منم ۱۰ساله غریبم واصلا ب این غربت عادت نکردم وهربارمیگم کاش میشدبرگشت.همیشه ته دل ادم ی غمی هست
اما بخاطر شغلش مجبوریم بگذرونیم.وتقدیرمونو بپذیریم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.