سوال های مرتبط

مامان آقا کارن🧡 مامان آقا کارن🧡 ۲ سالگی
نمیدونین چه حس بدی دارم 🫠کوه عذاب وجدانم الان ،از دیشب قصد از شیر گرفتن کارنو کرده بودم ولی از بس دیشب نق زد و واقعا نخوابید آخرش دادم شیر تا خوابش برد دیگ امروز از صبح کلا ندادم
ظهرم نخوابید چون گفتم آخ شده ،دیگ الان واقعا هلاک بود فکر کنم یکساعت به کوب گریه کرد تو بغلم مثل همیشه راهش بردم و لالایی همیشگی رو خوندم کلی خوراکی جدید دادم دستش
آخر سرم دیدم گریه هاش داره به هق هق خفه شدن میرسه دیگ قطره خواب آور دادم
بچم تو همون حالت که قطره رو دادم دراز کشید و منم با گوشی لالایی گذاشتم زدم رو سینش مثل آدمای داغ دار هق هق کرد و خوابش برد
میتونم بگم یعنی به عمرم اینقدر سخت نبوده چیزی برام با اینکه همیشه گفته بودم من اصلا برام مهم نیست ولی چون کارن بینهایت وابسته بود برای خوابش به شیر انقد به هلاکت رسیدیم 💔به حق همین شب عزیز کاش فردا شب اینطور گریه نکنه چشماش که بسته شد اشکام ریخت بچم مثل آدم بزرگا هق خالی میزد تو خوابش
من تدریجی وعده های روز رو حذف کردم ولی برای شب واقعا نشد هر کار کردم چون عادت داشت زیر سینه به خواب بره برا همین انقد سخت بود🫠می‌ذارم بمونه به یادگار از این شب سخت ۰۴/۱۱/۱۷ از شیر گرفتن کارنو🩷
مامان مسیحا مامان مسیحا ۲ سالگی
سلام مامانا
بلاخره منم وارد پروسه شیر گرفتن شدم😢
شیر گرفتن واسم عذاب بود و یه غول درست کرده بودم تو ذهنم
خلاصه که از امروز صبح که بیدار شدم به سینم چسب زخم زدم مسیحا چشماشو باز کرد گفت مامان می می نشونش دادم گفتم ببین اوف شده
تو چشام نگاه کرد بغضی شد ولی چیزی نگفت
بردمش سر یخچال گفت به به واسش شیر محلی از قبل جوشیده رو یکم گرم کردم داخلش کمی عسل ریختم دادم بخوره کم خورد تخم مرغ آب پز کردم دوتا کامل با کره خورد
بعد که رفتم سرکار (تولید کننده لباس هستم که در کنار خانواده باهم مشغولیم،منو دوتا خواهرام و مامانم و همسرم) اونجا دیگه خواهرامو مامانم مراقبش بودن زیاد بهونه نگرفت
ظهر از خواب بیدار شد نق زد باز سینم. نشون دادم گفتم اوف شده باز چیزی نگفت سرشو‌آروم گذاشت روسینم😓مامانم براش آب هندونه درست کرد اونو یه لیوان کامل خورد بعد براش خواهرم کیک هویج گردو درست کرد یه اسلایس هم از اون خورد
الانم اومدیم خونه یکم بهونه می می رو گرفت به دخترم سپردمش با اسباب بازیای جدیدش بازی کنه باهاش تا به کارام برسم
مسیحا شیر شب زیاد میخورد اذیت بودم دل و زدم به دریا و گرفتم بلاخره
خدا امشبو بخیر کنه فقط😭
عکس هم مال صبحه که کوچه‌ مامانم اینا یکم بازیش دادم با خواهرش🫠