سوال های مرتبط

مامان 🐣شاهان🐥 مامان 🐣شاهان🐥 ۱۲ ماهگی
مامان نبات 🍭👼🏻🤍 مامان نبات 🍭👼🏻🤍 ۸ ماهگی
این داستان ؛ بچه زامبی
رفقا ما معنی اکثر واژگان را نمیدانیم ولی ننه مان‌از وقتی ما چهار دست و‌پا در خانه به دنبال او راه میافتیم ما را بچه زامبی خطاب میکند و به پدرمان توضیح‌میدهد که دلیل نامگذاری او‌کاملا منطقی است
چون ما با نگاه به سمت جلو و حرکات اسلو اما سرعتی حرکت میکنیم به سمت هر‌جایی که ننه حضور دارد و گاهی به او چسبیده و او‌را نیشگون میگیریم شیره ی وجود او را میمکیم و از نظر او این‌کارها شبه زامبی گونه است!
پدرمان هم دیشب گویا این صحنه را دیده بود و تایید میکرد
میگفت دقیقا عین زامبی کوچولوست🦦
خلاصه که رفقا فکر‌میکنم در سن ما زامبی کوچولو بودن طبیعی باشد،ما دوست داریم به ننه چسبیده باشبم از صبح تا شب، لحظه ایی احازه ندارد برای امور روزمره از ما جدا شود وگرنه ما با گریه به دنبال او‌راه میافتیم
دلیلش را نمیدانیم‌چیست اما علی رقم‌میل باطنی با ننه احساس ارامش بیشتری‌ داریم!
این‌دوران را گویا دوران اضطراب جدایی می نامند،
دوست داریم‌سریع تر این دوران تمام شود، چون بیش از اینکه از کلافه کردن ننه لذت ببریم خودمان در حال اذیت شدنیم🦦سلامت روانمان تنها چیزیست که به عنوان یک بچه زامبی به آن می اندیشیم
خب رفقا، شما چه خبر؟ شما هم بچه زامبی طور به ننه هایتان چسبیده ایید و آنان را نیشگون ریز میگیرید؟
خیلی لذت دارد وقتی زیر بازوهای ننه ، کشاله ی ران، بخش گردن ، و حول محور حاله ی میمیش ننه را کبود میبینیم👹
همه ی ننه ها از آن ما بچه زامبی ها هستند،بهشان رحم نکنید، سیاه و‌کبودشان کنید رفقا
دوستدار شما زامبی کوچولو نباتی 🍭👼🏻👹

جمله سازی ؛پوشک غذای کمکی فرنی شیرخشک چقد گرون شدن!درمان یبوست اسهال استفراغ و تب چقدر هزینه بر شده🦦