۹ پاسخ

واقعا موافقم👌🏻

چون نینیم کولیک داره خیلی چیزایی که عاشقشم و تابستونه نمیتونم بخورم مثل هندونه خربزه آلبالو بستنی

شبا بیدار شدن سخته چون باید خیلی هوشیار باشی

تازه من نوک سینم زخم نیست اونایی که زخمه واقعا درد میکشن

تو این گرما واقعا آدم میپزه موقع شیردادن

شیر تو گلو پریدن به کنار

واقعا همش کمر درد و شونه درد میگیری و اگه به خودت نرسی خیلی ضعیف میشه ادم

من هم یرخودمو دادم هم شبرخشک بعنی جوری که بوه زیرسینم اتوبوس سوارشو وایساده شیربده توبازار راه برو تودهنش باشه
ولی شیر خشک پدرمو درآورد فکرکن تواوج خواب چشاتو ۱۰۰درجه باید بازکنی درجشو ببینی کم وزیادنشه داغ و سردنباشه قاشق شیرخشک کم و پرنباشه گاهی میریخت زمین بعد پاشی بشوری بیاری دوباره برای شیربعدیش شیرخشک سخت ترازشیرمادره

دقیقا
اصلا به دردسرش نمی ارزه
کلی استرس خستگی درد کمر و...
من که کلی لاغر شدم

دقیقا ، منم حس خوبی به شیردادن ندارم دیگه، ۱۳ کیلو لاغر شدم ، اشتهای درست حسابی ندارم چون بی خوابم

درسته سخته ولی خیلی لذت بخش برام که میبینم پسر از شیره جونم تغذیه میشم، بعضی وقتا که کم میخوره شیر خودمو، واقعا حال روحیم بده
من از بالشت شیردهی استفاده میکنم، بهترین وسیله ی سیسمونیم بوده تا حالا ، خیلی راحت میشه باهاش شیردهی

خیلی سخته
کمرم خیلی درد میکنه
من دومین باره که تصمیم گرفتم شیرخودمو بدم
با اینکه سر پسراولم کل دندونامو از دست دادم علاوه بر کمردرد و خستگی ها و همه سختی هاش

من واسع همین شیر دادن بخیه عا سزارینم باز شد کلی عفونت بدبختی کشیدم
ولی بازهم کاش بچم سینه بگیرع عیب نداره

سوال های مرتبط

مامان شکوفه سیب🩷🎀 مامان شکوفه سیب🩷🎀 ۱ ماهگی
تجربه سزارین ۳
اینقدر درد داشتم که عین معتادا فقط التماس میکردم مسکن بزنن اونام میگفتن سر ساعت باید بزنیم البته همون بار اول که رفتم سرویس ی شیاف دیلوفناک دادن به سختی زدم چون شکمم درد داشت مسلط نبودم به بدنم،، ی شربت کوفتی هم دادن که شکمم کار کنه، کلی باد انداخت شکمم و ی شیاف هم دادن که شکمم کار کنه اما چون از تخت پایین امدن برام سخت بود شیاف رو نزدم چون میترسیدم اسهال بشم و از درد نتونم خودمو برسونم سرویس،
اون شبو به هر سختی بود به صبح رسوندم و تا خود صبح حتی ده دقیقه هم نخوابیدم، بچه هم به سختی شیر میخورد و تو خواب ناله میکرد، کلی میبردنش شستشو معده و ... که من کلا نمی‌فهمیدم چخبره فقط نصف شب که تو خواب نق میزد گذاشتم کنارم راحتر خوابید،
من آمدم بخش زیر سرم بالش گذاشتن و دیگه از ۹ به بعدم مینشستم به سختی
صبح شد و باز به سختی اما نه به سختی بار اول امدم پایین و رفتم سرویس ی شیاف دیلوفناک دادن گذاشتم بعد از اینک اون اثر کرد به سختی راهرو بخش رو ی دور زدم، شکمم کار نکرد اما به توصیه دوستم گفتم کار کرد چون مرخص نمیکردن، تا بالاخره ساعت یک مرخص شدم