پارت ۳
این بار نیکی رو بردیم‌ پیش دکتر سوادکوهی تو بابل که یه پزشک باتجزبه و متخصص تو زمینه زردیه. دکتر احتمال داد ناسازگاری خونی داریم که زردی انقد طولانی شد. ۵ عدد قرص فنوباربیتال داد که هر ۱۲ ساعت نصفش رو به نیکی دادیم به همراه همون قطره بیلی‌ناستر، این بار هر ۱۲ ساعت ۵ قطره.
قطره آد هم به پیشنهاد دکتر شروع کردم. پزشک گفت همچنان شیر مادر بده ولی من دو وعده شیر خشک رو هم ادامه دادم. دفع نیکی از روز اولی خیلی خوب بود، روزی ۳، ۴ بار پی‌پی می‌کردم و حدودا مجموعا ۶ ۷ تا پوشک خیس داشت.
در مورد قرص باید بگم که این نوع درمان برای زردی یه درمان منسوخ شده هست و معمولا توصیه نمی‌شه و سرج کنین چیزای جالبی درباره‌ش نیست. اما من با مشورت با بقیه با توجه به اینکه دزش پایین بود به اجبار استفاده کردم قرص رو.
بعد یک هفته نیکی رو دوباره بردیم پیش دکتر سوادکوهی، این بار زردی ۷ بود و خداروشکر دکتر گفت دیگه مشکلی نیست. اینم بگم که تو این مدت نیکی ضمن دفع، وزن‌گیری قابل قبولی هم داشت.
هرچند صورت بچه هنوز کاملا روشن نشده بود، اما نسبت به قبل خیلی بهتر بود. حدودا دو سه روز بعد یعنی تو ۲۴ ۵ روزگی دیگه زردی تا حد محسوسی برطرف شد و خداروشکر این مرحله سخت هم تموم شد.

۲ پاسخ

پزشک به دخترم فنوباربیتال داد بااینکه زردی ۲۳ بود اجازه ندادم ب دخترم بدن

خداروشکرعزیزم بلابه دورباشه

سوال های مرتبط

مامان دتری مامان دتری ۱ ماهگی
پارت ۲
دو روز بعد دوباره تست زردی دادیم برای اطمینان که عددش ۱۱ بود و متاسفانه دوباره رفته بود بالا. ما دستگاه اجاره کردیم و ۳ روز هم تو خونه نیکی رو تو دستگاه نگه داشتیم، اما صورت نیکی همچنان زرد بود و هر کی اونو می‌دید می‌گفت زرده و شما نمی‌فهمین. اما دکتر گفته بود خطر رفع شده و ما فهمیده بودیم صورتش نسبت به روزای اول بهتر شده، منتها دماغ، چشم و چونه‌ش همچنان زرد بود.
به خاطر استرسی که داشتم حرف بقیه خیلی روم تاثیر می‌ذاشت و بعضیا بی‌رحمانه نظر می‌دادن و استرس و نگرانی منو در نظر نمی‌گرفتن. هر کی شده بود یه دکتر و یه چیز تجویز می‌کرد، این مرحله خیلی رو مخه، باید صبور بود و فقط کار درست رو انجام داد. به پزشک اعتماد کنین و سعی کنین دستورالعملای بقیه رو گلچین شده اجرا کنین.
تو این تایم مامانم به من خاکشیر، عرق کاسنی، کره محلی، شیر خشت و ترنجبین می‌داد که نمی‌دونم چقد تاثیر داشت. همچنین قطره بیلی ناستر رو هر ۸ ساعت ۵ قطره به نیکی دادیم.
برخلاف نظر بقیه من طبق دستور پزشک همچنان شیر مادر به نیکی می‌دادم به همراه دو وعده ۳۰ میلی‌لیتر شیر خشک. زردی از نظر ظاهری کمی کمتر شد و ما دستگاه رو پس دادیم، اما دوباره چند روز بعد زردی بیشتر شد.
بردیم‌ پیش دکتر و گفت زردیش حدود ۱۲ هست.
مامان دتری مامان دتری ۱ ماهگی
پارت ۱
سلام، امشب تصمیم گرفتم تجربه‌م در رابطه با زردی رو باهاتون در میون بذارم. چون خودم خیلی اذیت شدم و تو اون تایم همه جا رو برای پیدا کردن جواب زیر و رو کردم.
نیکی ۳۶ هفته متولد شد، وزنش ۲۸۰۰ بود و تو ۳ روزگی زردیش شد ۲۲.
زود متولد شدن و وزن کم در کنار زردی بالا باعث شد که دکتر و پرستارا خیلی منو بترسونن و احتمال تعویض خون بدن، به خصوص که این عدد رو از کف پاش گرفته بودن و گفتن احتمالا آزمایش خون بالاتر از این باشه.
از حال بد و گریه زاری و شب بیداری‌م می گذرم و فقط کارایی که کردم رو می‌گم، ولی می‌خوام اینو بهتون بگم، اگه تو شرایط مشابه هستین، حالتون رو درک می‌کنم و می‌فهمم نگرانی‌تون خارج از کنترل‌تونه، اما می‌گذره.
ما خیلی سریع نیکی رو بستری کردیم، نیکی ۳ روز تو nicu بود و هر ۶ ساعت ازش تست زردی می‌گرفتن‌. نیکی ۵ غروب بستری شد و تا ۱۲ شب زردیش شد ۱۷ که نشونه خوبی بود و نشون می‌داد نوردرمانی داره جواب ‌می‌ده.
صبح دوباره تست گرفتن و زردیش اومد رو ۱۱.
دکتر برای اینکه مطمئن بشه، روز آخر نیکی رو تو یه دستگاه ضعیف‌تر نگه داشت تا ببینه زردی بالا می‌ره یا نه، خداروشکر زردیش رو ۸ موند و دستور مرخصی دادن.
مامان پسرچه مامان پسرچه ۳ ماهگی
پارت اخر تجربیات بعد از زایمان
من تا روز دوم بعد از عمل برای بلند شدن از تخت احتیاج داشتم یکی دستمو بگیره و کمکک کنه، ولی برای بقیه موارد مثل بغل کردن نی نی و اینا خودم اکی بودم.
همون روزی که از بیمارستان اومدیم دو تا پای من شروع کرد به ورم کردن. تو بیمارستان گفته بودن ورم یک طرف خطرناکه. منم سعی میکردم پامو بالا نگه دارم و مایعات بخورم.
روز دوم نی نی رو بردیم برای چک زردی و به دکترش گفتم پامو که بهم یه قرص داد که معجزه بود و تا روز سوم بعد از مصرف کامل ورمم رفت.
زردی پسر هم ۸ بود که دکتر گفت برای روز دوم زیاده و باید ۴۸ ساعت بمونه دستگاه. من شیر نداشتم اصلا و اجبارا به نی نی شیر خشک نان دادیم که دکتر گفت همون خوبه ولی برای شیر خودت هم تلاش کن. از روز ۵ با فشار سینه م قطره قطره شیر میاد پسرم دو تا میک می زنه بهش ولی فایده ای نداره و ۹۵ درصد تغذیه ش شیر خشکه.
دو روز دستگاه گرفتیم تو خونه و به توصیه دکتر به جز وقتی که شیر میخورد یا تعویض میشد کلا تو دستگاه بود، یه قطره هم داده بود بهش که همونو مرتب بهش دادیم.
روز ۴ دوباره بردیم چک شد و خدا رو صدهزار مرتبه شکر شده بود ۴. و دستگاه رو پس دادیم. حالا باز برای اطمینان فردا هم می بریم که یه بار دیگه چک بشه.
خلاصه این بود تجربه ی من از زایمان. بعد زایمان هم اوضاع خیلی پیچیده س ، ادم تحت تاثیر هورمون هاس، کم خوابه، خودش زخم و بخیه داره، فکر میکنه از پس کارهای بچه راحت برنمیاد. ما و احتمالا خیلی از زوج ها سر کارهای بچه اختلاف نظر داریم. همسر من خیلی همراه هست و کمک میکنه ولی تزهای عجیب هم زیاد میده. فقط امیدوارم با گذشت زمان بتونم یکمی مسلط تر بشم به اوضاع و بهترین رسیدگی رو به بچه داشته باشم ❤️
مامان ماهی مامان ماهی ۱۱ ماهگی
#تجربه_زایمان_زودرس
#نوزاد_نارس
خب دیرروز غروب بعد ۳۰ساعت پسرم رو بردیم با خواهرم چکاپ زردی و از۱۲.۷اومده بود روی۵ دکتر گفت واقعا خوب بود و عالی نگهش داشتی تو خونه که در عرض این تایم زردیش اومد پایین.دستگاه رو هم تحویل دادیم و اومدیم خونه.مامانا من هر سر دخترم هم سر پسرم تجربه شد که بچه امو بیمارستان نزارم بخاطر زردی و بیارمش خونه چون صددرصد رسیدگی من با بیمارستان خیلی فرق میکنه.
پسرمو رو سعی میکردم زیاد شیر بدم بااینکه دکتر شیر خشک هم کمکی داد کلا شیر مادر یه چیز دیگه است منم تواین زمان کلا یکبار شیر خشک دادم.هر دوساعتی که تو دستگاه بود بیست دقیقه تا نیم ساعت میاوردمش بیرون یا خاموش میکردم دستگاه رو وتو دستگاه با شیشه یا قطره چکان شیر میدادم.
نباید شیشه شیر رو توی دستگاه زمانی که روشنه ببری وشیر بدی.
دکتر گفت سی روزگی میتونم ختنه کنم.
و قسمت باسنش که زخم شده بود دکتر پماد Eczacin رو داد که عالی بودو یکباری که استفاده کردم براش التهابش کاملا برطرف شد.همین😁
راستی اینم بگم که مایعات زیاد میخورم.اب و عرق کاسنی.چایی کمرنگ..
فرداهم باید بخیه هامو بکشم🥹