کسی هست کمی درد ودل کنم
فرزند پروری
فرزندپروری

۶ پاسخ

جالبه در آینده همین مادرها ومادرشوهر های این مدلی اگه مریضی بگیرن یا به هردلیلی مشکلی براشون پیش بیاد ،توقع دارن آدم خودشو براشون بکشه ،اونجاست که هر کاری میکنی حتی به خاطر خدا دیگه نمیتونی بعضی کار هارو انجام بدی ،وباز مقصر تویی

تنها نیستی عزیزم منم مثل شما بودم سر پسر دومی ام ،تازه من مادر شوهرم پسرم بدنیا اومد حتی دیدنش هم نیومد هی امروز و فردا کرد تا امروز که ۴ سالشه ،دور دنیا میرفت میگشت بعد یه دیدنی میخواست بیاد یهو قندش میزد بالا و میگفت مریضم با اینکه خونه اش تا خونه ای ما نیم ساعتم کمتر فاصله داره ...ولی از جانب خدا همین پسر ک نیومد دیدنش الان عزیز تره تا بقیه نوه هاش براش ،،ولی من هیچ وقت یادم نمیره

آخ من نگم کی چی کشیدم تنهایی بخدا خودش یه قصه میشه خلاصه بگم منم از روز اول تنها با دوتا بچه با بخیه ها سزارین،پسرمم شانس من انفولانزا گرفته بود از تب شدید دونه از کف سرش زد تا کف پاش،همش با این بخیه ها با شوهرم پسرم می‌بردم دکتر ،شوهرمم یا نوزادم تو زمستون تو ماشین ،خودمم ازش انفولانزا گرفتم شدید ،خودمم راهی دکتر شدم ، اصلا با این بخیه ها و سرفه شدید و دخترمم زردی داشت و دست تنها روزا تو خونه با دوتا بچه و کارای خونه فقط از شدت درد وتنهایی اینقد گریه میکردم که چشام ی ذره میشد ،خیلی سخت گدشت بهم خیلی افسردگی گرفتم🥹اما الان دخترم یک سال و نیمش خوب شدم ،گذشت اما سخت گدشت عزیزم بخدا منم تنها بودم وخیلی مفصل که چیا بهم گذشت اما بدی بقیه یادم نمیره که بهم ی لیوان اب هم ندادن.

وقتی پیامتو دیدم یادخودم افتادم حالا فقط یه فرق باهم داشتیم اونم این بود که خداروشکربچت سالمه ولی بچه من ازلحاظه قلبی مشکل داشت ومن ترسه اونم داشتم هر روز کارم گریه بود وخستگی وبچه داری من واقعا میفهمم چی میگی..مادرم حتی یه روز یه غذا برام درست نکرد یکماه بابچم توبیمارستان بودم یک روز نیومد پیشم..نه خواهرم نه مادرم..توبیمارستان گریه میکردم سزارین شده بودم خونریزی داشتم،شیر میدوشیدم توبیمارستان غذا نمیخوردم کرونا بود ولی هیچ کس به دادم نرسید..ای خواهر😭😭😭 خدا ایشالا هوامونو داشته باشه

خدا کمکت کنه. تن خودت سالم باشه سخته میفهمم

جانم بگو

سوال های مرتبط