پسرم شیرخشک میخوره بعد رفته بودیم توی بازار و قرار بود سریع برگردیم ک دوساعت طول کشید از اونطرف هم خواهر شوهرم زنگ زد بیاین خونه خاله منظورش خاله همسرم بود من بچه رو ببینم رفتیم دیدم خواهر شوهرم و دوتا خاله های مادرشوهرم هم هستند این بچه ام بهونه داشت گفتم شیر خشک نیاوردم قرار بود برگردیم خونه سریع دیگه تو زنگ زدی اومدیم بعد خواهر شوهرم گفت گرسنشه بیا موز بدیم بهش بهش گفتم رنده کرد آورد بعد گفت اینو بده تا من بقیشو رنده کنم بعد گفتم ن چ خبره زیاده این اصلا از موز خوشش نمیاد نمیخوره همینم فقط ی ذره شو میخوره جلوی همه گفتم من توی خونه موز دادم ب پسرم نمی‌خورد 😂😂😂 آقا این منو یجوری ضایع کرد ی ذره بهش دادم یجوری دست و پا میزد بهش بدم همه ی اون رنده شده رو خورد باز گریه میکرد میخواست 🤣اینها میگفتند مطمئنی دیگه موز نمی‌خورد اینم میموند اونقدر خندیدیم میگفتم آموزشش دادم موز گرونه فقط بیرون رفتیم موز بخوره😂 گرسنش بود بخاطر همین میخورد وگرنه من موز تو خونه بهش دادم و میدم خوشش نمیاد

۱ پاسخ

دقیقا بچه ها بد ادمو ضایع میکنن
دخترم سیب زمینی نمیخورد
بعد باشیر پختم با کره دادم لب نزد
سرخ کردم نخورد
بعد خونه مادر شوهرم دست و پا میزد برا سیب زمینی ابپز
😂

سوال های مرتبط