۹ پاسخ

دور از جونش عفونت ادراری داره احتمالا

سلام
عزیزان این حالت از عفونتهای ادراری میاد
حتی اگه کمه نباید رهاش کرد چون عفونت خدایی نکرده به کلیها هم اسیب میرسونه
بنده مشاوره طب سنتی هستم
توی روبیکا بهم پیام بده با این شماره۰۹۱۹۰۲۸۵۹۹۷
تا راهکار اصولی بدم و واسه همیشه برطرف بشه

منم پسرم یه چند وقتی اینجوری شده بود سونو بردم خوب بود ازمایشم داد خوب بود گفت یه ذره عفونت ادراری داره ولی کم دیگه دکتر نبردم اما خداروشکر خوب شد همش احساس جیش داشت ولی میرفت یه ذره فقط میومد شاید چند دفعه میگفت ولی درد یا سوزش نداشت دوماه دیگه میشه پنج سالش پسرم

علائم عفونت ادراریه مای بی بی رو بتز کن درداش بیشتز میشه با مای بیبی دائم مایعات بده رد کنه نشد فردا ببر دکتر

علایم عفونت ادراری

هندونه خربزه نخورده؟؟ شربتی ابی چیزی
شاید سردیش شده
خدایی نکرده اگر سوزش و تکرر داره عفونت ادراری نباشع

عزیزم حوله گرم بزار رو کلیه هاش شاید جلو کولر خوابیده اذیت شده

سردیش شده شاید یه چای نبات یا خرما یچیز گرم بده بهش.اکثر میوه های تابستون الان طبع سرد دارن.هندونه هم اینجوریه بیشتر

بهش آب و آبمیوه زیاد بده فقط

سوال های مرتبط

مامان فندق مامان فندق ۵ سالگی
فرزندپروری پوشک #
سلام عزیزان. خانوما با مامانم همسایه ایم. پسرم دو سه هفتست عادت کرده ظهر دو سه ساعتی بره خونه ی مامانم. خواهرم عادتش داده زنگ میزنم میگه آماده شو بیام دنبالت. حالا امروز پسرم از نه صبح انقد گریه کرد ک می‌خوام برم گفتم خاله و مامان جون رفتن کلاس . طفلک سه ساعت منتظر شد تا ظهر دوباره اصرار کرد می‌خوام برم. سعی کردم راضیش کنم نره زنگ زد ب باباش گریه ک مامان منو نمیبره‌ شوهرم هم زنگ زده ب مامانم ک می‌رسد دنبال بچه داره گریه می‌کنه. مامانم زنگ زد با تندی که چرا بچه رو عادت دادی ب اینجا خیلی اذیت می‌کنه . تا میرسه گشنشه دستشویی داره. همیشه هم غذاشو می‌فرستم براش فقط باید داغ کنه براش. گفتم خب باشه نیا دنبالش. گفت دیگه امروز باباش زنگ زده میام داشت از کلاس برمیگشت. اومد بردش بخدا پنج دقیقه بعد زنگ زد انقد بدوبیراه گفت. گفت من جون ندارم تازه رسیدم این بچت همین رسیدیم گفته گشنمه دستشویی دارم اون بی صاحاب مونده تلویزیون کدوم خری گفته ضرر داره بذار یکسره روشن باشه که بهونه ی خونه ی ما رو نگیره. منم آروم گفتم مامان انقد حرص نخور الان میام دنبالش. قطع کرد. دیدم پنج دقیقه بعد خواهرم پسرمو آورد. خواهرمم خیلی شاکی بود از مامانم. بخدا انقد دلم میگیره مردم مادر دارن همدم دارن اینم شانس ماست...