۱۷ پاسخ

ببن آدمایی که علوم غریبه اینا آموزش میبینن نیاز به انرژی روح های پاک دارن من اینا رو تو یه پست اینستا دیدم نمیدونم راسته یا دروغ میگفت نزارید هر کسی به بچتون دست بزنه .ولی اونا انرژی خوار هستن انرژی مثبت از بچه شما میگیره انرژی منفی منتقل میکنه

بنظرم به دوستت بگورابطشوقطع کنه باخانومه

زنه انرژی منفی داره بچه اذیت میشه

اصلا چرا غریبه راه میدید خونه هاتون ،بخدا نمیفهمم تون

بله عزیزم جاری من وبچه اش انقدر انرژی منفی دارن که بعد این دیدارآخر بچه ام تب کرد وسه شب بدخوابی داشت وتاصبح توی خواب درموردشون حرف میزد میگفت میترسم

به ذهن من این رسید که انرژی از بچه هاتون میگیره و انرژی منفی میده بهشون

حست درسته
متاسفانه بعضیا بشدت انرژی ماورایی دارن حالا نمیگم منفی شایدم مثبته ولی برای بچه به این سن سنگینه

بنظرم حتما این موضوع رو ب همسایتون بگو
ک ان شاالله بچه ی اونم دیگه اذیت نشه

کاملا درسته ...تا میتونی فاصله بگیر از اینطور آدما

خانمه انرژی منفی داره بچه ها چون روحشون پاکه حس میکنن به دوستت بگو از اون خانم دوری کنه

اون با اینکارش از بچه شما انرژی میگیره انرژی خودشو میده به اون مثل اینکه میگن میری طبیعت درخت رو بغل کن تا انرژی طبیعتو بگیری اونم همینکارو با بچه شما میکنه

ووووی ترسیدم 🫣🫣🫣

چشمش شوره

وای یاد یه فیلمی افتادم ک ماه رمضون پخش میکردن
در قالب انسان بود چیزه....

چقد ترسناک

چرا ممکنه بعضیا چشم بد دارن شاید بچه چشم میخوره فلان .

بچه ها انرژی رو میبنن چون پاکن

سوال های مرتبط

مامان شاهرخ مامان شاهرخ ۲ سالگی
مامان ارتین مامان ارتین ۲ سالگی
امروز پسرمو بردم کوچه با بچه ها بازی کنه با پسر همسابمون داشت بازی میکرد من و زنه هم صحبت میکردیم اینا سنگ هی پرت میکردن بازی میکردن نمیدونم حالا اتفاقی یا از قصد پسرم سنگ پرت کرد خورد به پیشونی پسره اون ۴ سالش ایناست
پسره گریه کرد من هی رفتم پیشونی شو مالیدم گفتم ببخشید خاله بعد پسرمو دعوا کردم پسره رو بردم براش بستنی خریدم ساکت شد نشست خورد
حالا مامانش گریه میکرد میگفت وای خدا چیکار کنم اگه سرش چیژی شده باشه چی گفتم ن بابا نگا هیچی نشده ن کبود شده ن باد کرده بچه که ساکت شده تو هی اینجوری میکنی اون بدتر میترسه، میگف نهههه اگ بعدا بگه درد میکنه چیکار کنم، یه کوچولو اندازه یه نقطه خون اومده بود میگفت وای اگ خون داخل سرش مونده باشه ضربه مغزی شده باشه چی چیکار کنم😐 شوهرم بفهمخ میکشه ، کوچه قبلی مون یه پسره توپ زد سر پسرم شوهرم رفت جلو درشون،، میترسم حالا شوهرش بیاد جلو درمون😐
بعد زنه قیافه گرفت من هرچی خاستم بحث و عوض کنم اون بدون خدافسی رفت😐 انقد اعصابم خورد شد ب خودم قول دادم دیگ نبرم پسرمو کوچه