۶ پاسخ

دختر منم قبلا همین بود همیشه نگران بودم این بچه آینده اش چطور میشه دو ساله میبرمش کارگاه مادر و کودک در هفته یه بار حتما پارک یا شهربازی میبرم الان خیلی بهتر شده هنوزم پشت من قایم میشه و بهم وابسته هست ولی الان فوری جذب بچه های همسنش میشه و باهاشون بازی میکنه

چاره ای نیس باید مدارا کنی تا کم کم روابط اجتماعیش بهتر بشه خوبه

اگه بتونی یه دوستی واسش پیدا کنی که باهاش راحت باشه و از دوستی باهاش کیف کنه خودشم راغب میشه بیشتر با بچه های دیگه ارتباط بگیره ،بعد کم کم مستقل میشه

بیشتر سعی کنین حرف بزنین باهاشون ، دعوا نکنین اصلا رفته رفته بهتر میشن

دختر من ینی روانیمون کرده.
شوهرم خیلی خداروشکر خداروشکر صبوره باهاش ولی خودم نه

من خواهر من حالوروز منو داری توصیف میکنی

پسرمن‌
دیگه‌ خسته ام‌ بخدا

سوال های مرتبط

مامان ارین کوچولو مامان ارین کوچولو ۴ سالگی
سام خانما خواهش میکنم جواب بدین
میخوام بدونم بچه های شما تو سن پسر من هنوز این کارو انجام میدن یا نه پسر من هنوز هر چی دم دستش میاد پرت میکنه سمتمون دیگه تموم بدنمون کبوده بعد مثلا صب چشم باز میکنه میگه تاب تاب سرسره هر چی میگم مثلا صبونه بخوریم الان سرده اصلا نمیفهمه فقط هی تکرار میکنه و گریه میکنه دیگه میریم کمی بازی میکنه میگم بریم خونه صبونه بخوریم مثلا یک ساعت بازی کرده هنوز نرسیدیم خونه میگه سرسره دیگه به بدبختی میارمش خونه به زور تا وقتی یه صبونه یه ناهار هول هولکی درست کنم میمونه خونه بعد پارک تا وقتی میریم دنبال خواهرش یک میاد خونه بازم هی گریه میکنه هی بهونه میگیره بازمیریم پارک ۴ میریم تا ۶ و ۷ دیگهخسته شدم به خدا از زندگی افتادم یا در خونم خاک بازی کنه یا تو پارکم همش گریه میکگه جیغ میزنه بعدم کلمه هر چی بگی تکرار میکنه و میگه جمله هم چند تایی میگه مثلا در حد اب بده بریم بیرون بابا رفته سر کار آجی رفته ندرسه اما خیلی جاها نمیتونه منظورشو برسونه بعدم مثلا میگم اسمت چیه نمیگه آرین با اینکه بلده اسم خودشو بعدم باور کنید صبونه ناهار شامشم دوتا لقمه اونم سر پا حتی نمیشینه یا تو بغل من منم سر پا یا من نشستم این سرپا نه کارتون میبینه یا گوشی از صب تا شب بدو بدو تو خونم که میارمش فقط باید بدوم دنبالش یا با توپ بازی میکنیم
شما تو سن پسر من بچه هاتون اینجوریه یا نه بعد اصلا هم نمیفهمه چی میگم هر چی میگم حرف خودشو میزنه