۱۳ پاسخ

مامان کارن عزیزم اولا ک بهت خسته نباشید میگم
دوما الان وضعیت همه ما همینه
حالا تو یدونه داری عشقم ،من دوتا دارم روانییییم کرد
اما روزاااااانه هزارااان بار وجودشون رو شکر میکنم
بخداااا منم کمکی ندارم ینفر دست نمیرسونه،
اماخودت ب خودت کمک کن ،روزانه بهشو ببر بیرونی،پارکی هم روحی روانی خودت هم بچه کلی فرق میکنید
من هرروز عصر میشه دوتا پسرام هم میبرم بیرون ،پسر ها خیلی انرژی دارن یخورده تخلیه میشن،
فقط خواستم بگم توروخدا ناشکری نکن
یسری مامانا همین جا هستن بچه هاشون حتی نمیتونن بشینن،پاشن ،حرف بزنن
آرزو دارن شلوغ کنن بچه هاشون ،جیغ بزنن دادبزنن،،،،،
فقط خواستم بگم یک ناشکری نکن
دو اینکه منم کمکی اصنن ندارم ۲تا پسر فوق العاده شیطون و حرف گوش نکن دارم😎 عصرها میریم بیرون هم اونا حال میکنن هم خودم روحی روانی

عزیزم می‌دونم سخته منم دست تنهام خیلی روزا واقعا کم میارم
ولی همین که بچت سالمه خداروشکر کن این روزا دیگه تکرار نمیشن میگذره

عزیزم حق داری
ادم اذیت میشه خسته میشه
درست میشن نگران نباش
اینجام یسری یاد‌گرفتن هی میگن ناشکری نکن یه مادر حق داره خسته بشه هم روانش هم جسمش اینچیزا ناشکری کردن نیس یاد بگیرین لطفا
میگذره 😊

عزیز دلم حق داری دست تنها بچه بزرگ کردن سخته ولی بکی دوماه اینطورین خوب میشن طاقت بیار بعشت رو ک الکی زیر پات نذاشتن سختی داره کم خوابی داره کم خوراکی داره
خداروشکر سالمه
منم دست تمهام با این تفاوت ک دوتا دارم و دومی بیماره پیر شدم از غصه اما الهی شکر ک هستن انشاا... خدا نظری کنه شفاش بده

منم رد دادم واقعا😭😭😭
۲ خوابیده از ۷ونیم بیدار بخدا خسته شدم 😭😭😭

خیلی سخته من پسرمو گاهی با خودم میبرم دستشویی اونروز برداشته به شلوارش نوار بهداشتی میچسبونه خب چیکار کنم نرم گند میخوره همه جام برم اینطوری
خدا به هممون قوت بده انشاالله بزرگ میشن سخت نگیر قشنگ میفهممت اما خب طاقت بیار بعد هر سختی آسونیه

توی جهش رشدی هستن
پست اخرم‌ نوشتم

صبوری کن عزیزم این روزا هم‌ تموم میشه لطفا از این حرفا نزن. خدا قهرش میگیره... خودت خواستی بچه بیاری

عزیزم برو تاپیک بعضی مادرا که بچه شون مشکل و مریضی ژنتیکی دارن بخون تا به خودت بیای و اینقدر ناشکری نکنی

پسره من شوهرمو ميبينه كلا ي آدمه ديگه ميشه از روزي كه به دنيًا اومده ما سره كوچكترين كاره بچه با هم دعوا داريم .... قبلا هم داشتيم الان بدتر ببين من چه حاليم 😢

اره بخدا من مامانم اینا اینجا بود خیلیم کمک کردا ولی تا ۲ شب بیدار بودم کارامو کنم که صبح بشینم پیشش

واااقعا سخته درکت میکنم روزی نیست من به حد جنون نرسم از دست بچه ها ولی چاره ای نیست مجبوریم😑

ي مدته از سرش ميفته كارايي كه مهم نيستن و انجام نده دسشويي هم ميري گريه ميكنه اشكال نداره بذا چند دقيقه گريه كنه هر چند نبايد گريه كنه ..... از يكي كمك بگير مادري خواهري ....

سوال های مرتبط

مامان جوجوم مامان جوجوم ۱ سالگی
خدایا این بچه من چرا اینطوری.... امشب هیر سرم بعد از ماه ها رفتم مهمونی کاش هیچ وقت نمیرفتم از لحظه ورودم به خونه بچم گذیه کرو و جیغ زد منم سرپا بودم تا 11 شب که برگشتیم شوهرمم چون خونه عموش یود سرکار موند ساعت 10 اومد نمیشد زودترم برگردم بخدا دارم دیوونه میشم تو ماشین از بس گریه کرد و ساکت نشد منم نشستم گریه کردن و همش رو پام میکوبیدم اخر سر هیچ جور ساکت نشد کتکش زدم خیلی پشیمونم ولی نمیدونم چیکار کنم بچم کلا ادم ببینه زیرو رو میشه فقط منو باباشو ببینه. خوبه نه میتونم مهمونی برم نه مهمون بیاد نه پارک برم نه خانه بازی هیچی به هیچی بچه هم سن خودش ببینه که دیگه از بس گریه مسکنه و میترسه تب میکنه شبا اصلا نمیدونم چیکار کنم از بچگی همین بوده همش یدترم میشه حتی تو شکمم بود صدای بلند میموند خودشو میکشید بالا و وحشت ناک تکون میخورد بخدا خیلی حالم یده حتی انیمیشن تو گوشیم بهش نشون یدم گریه میکنه اگه بچه باشه باید حتما جوجه و هاپو باشه تا ببینه