امروز ب خدا رسیدم...
انگار تازه امروز فهمیدم بعد ۶ ماه و نیم ک مادر شدن چیه...
بچم از صبح انقد گریه میکرد یک سره ک مونده بودم چیکار کنم... انقد گریه هاش شدید بود ک دو تا از همسایه ها اومدن دم در ب دادم برسن .... بچم هلا‌ک شد از گریه ...
گفتم خدایا ینی از دندونشه؟؟؟ مونده بودم چیکار کنم داشتم از گریه های بچم از حال میرفتم...
الهی حالی ک امروز من داشتم نصیب هیچ مادری نشه...
شوهرم از سرکار مرخصی گرفت ساعت ۱ ظهر اومد بردمش دکتر ، گفت گوش بچه درد مبکنه بعد معاینه...
فهمیدم دیروز ک بچمو حموم بردیم با شوهرم آب تو گوش بچم رفته... انقد خودمو نفرین کردم ک خدا می‌دونه...
من مادرم، هیشکی دلسوزتر از من برا دخترم نیس اما این اتفاق باعث شد ک امروز بشه سخت ترین روز زندگی من و شوهرم....
امروز فهمیدم مادر چیه.. مادر چ موجودیه.
با هر جیغ و گریه بچم ب خدا رسیدم ....
خواستم بگم سخت ترین کار تو این دنیا مادر بودنه.....
خدا ب هممون صبر و توان بده و تن بچه هامون سالم باشه

۱۲ پاسخ

ایشالا همه بچه ها همیشه سالم باشن.

وااای عزیزم
اونوقت دکتر بهم میگه گوشای دختراتو یه روغنی چیری بزن قبل حمام ک اب توش نره من گوش نمیدم میگم الکیه ولی بعد حمام با گوش باکن پاک میکنم

دخترم چهار ماه درگیر کولیک شدید بود هرشب سه الی چهار ساعت جوری گریه میکرد که صداش تا خونه همسایه ها میرفت من تو این چهار ماه مردمو زنده شدم

سلام فداتشم ابجی خدا بچتو حفظ کنه نیاز ندارین براتون ختم کل قران چله نادعلی . حجرات برای سلامتی جنین زیارت عاشورا حدیث کسا بخونم چهت هر نیتی خواستی میخوم به نیتتون هدیخ به روح اموات هم خواستی نماز روزه قضا هم میخونم خیلی و دست بالم خالیه اجرت با سید فاطمه زهرا مواظب بچت باشه

وای خیلی سخته بخدا میگفتن بچه داریم به کار خونه نمیرسیم یا بچه داری سخته خسته میشیم فک میکردم چس ناله هست تاااا خودم بچه دار شدم امشب از ساعت ۱۰ بچه خوابش میاد هی میخوام بخوابونم نمیخوابه چند بار روی تاب گذاشتم چند بار روی پاهام گذاشتم گفتم نمیخوابه خوابش نمیاد حتما گفتم‌بزار بازی کنه ولی بازم غر غر نق نق میزد سرشو اینور اونور میکرد تااااااا خوابید یعنی کل روز به کنار این چند ساعت به کنار

موقعی که بچم یبوست شدید گرفته بود و نمیتونست دسشویی کنه و از شدت درد جیغ میزد و گریه میکرد و کبود شده بود میخواستم خودمو قطعه قطعه کنم و از درد بمیرم ولی بچم درد نکشه الانم که نوشتمش و باز برام یادآوری شد قلبم گرفت... خدا به داد اون مادرایی برسه که بچه مریض دارن واقعا الهی خدا هیچ مادریو با بچش امتحان نکنه... مادر بودن سختتتت ترییییین کار دنیاست

آره الهی آمین

وای دلم ریش شد بخدا الهی آمین .منم یه بار رفتم خونه ابجیم پسرم تا ده دیقه با جیق گریه میورد اشواش همینجور میومد نمیدونم اصلا چش بود وای استرس گرفتم خیس خالی شدم بقول شما از حال میخاستم برم خیلی خیلی صحنه بدیه

الاهی آمیییین

اخ اخ امروز پسر منم گریه ی شدید کرد آروم نمیشد منم گفتم خدایا دندونشه یا چی
دیگه گریه م گرفته بود خودمو کنترل کردم.مادر بودن یعنی همش قلبت بیرون از تنت بتپه

🥹🥹🥹

الهی آمین❤

سوال های مرتبط