۱۱ پاسخ

دقیقا منم همینو میگم بابا بچه هاتون مریض هستن نیارید بیرون یا حداقل تو پارک خانه بازی نیارید من هرجا دخترم میبرم همش استرس‌ دارم هی بچه ها رو نگاه میکنم کسی مریضی نباشه دخترم مریض بشه واویلاست تا خوب بشه

ببخشید گلم وزن پسرت ک میگی ۱۰کیلو هس همین دوسالو سهه ماهس؟؟؟؟
وزن یکسالگیش چقدر بود؟؟

لعنت ب این ویروسها
بهار ویروس تابستون ویروس پاییز ویروس
زمستون ویرووس

منم دخترمو یکی دو هفته پیش بردم پارک فردا صبحش تب کرد و اسهال
تازه وقتی اومدیم دست و صورتشم شستم لباساشم عوض کردم

ویروس پسر منم گرفت اسهال استفراغ شدیددد افتضاح من خودمم درگیرش شدم

متأسفانه این ویروس خیلی زیاد شد من هم پسرم جمعه بردم پارک از شنبه صبح درگیر این ویروس شدم
اگه‌شربت دمیترون داری به پسرتون بدید تا جلوی استفراغش بگیر

ویروسه تو هوا هست منم دخترم امروز صبح کلی بالا آورد الآنم تب کرده

ویروس رو ک حتما قرار نیس از کسی بگیرین عزیزم تو هواس ۸تی اگه جایی نرید یا کسی نیاد کنارتون بچه بخواد میگیره بعدشم مگه. بچتون رفت کنار اون بچه؟[

وای پسر منم امروز بعدازظهر یکهو حجم خیلی زیاااااادی بالا اورد،
ربع ساعت بعدشم بازم بالا اورد و به قول شما تهوع هی زور میورد به دلش ولی چیزی نبود که بالا بیاره🥲
انقدر ناراحت شدم،
بهش دمیترون دادم خورد
از عصر تا حالا دیگه بالا نیورد خداروشکر

دخترمنم دقیقا همینطوری شد رفتیم پارک شب برگشتیم ساعت ۳نصف شب پاشد یک عاااالم بالاآورد صبش تب کرد یکم ۱هفته اسهال شد تازه خداروشکر خوب شده ولی باز دستشوییش نرمه
واقعا روهوامیگیرن

دکتر گف ویروس تو هوا هس بچه ها میکیرن

سوال های مرتبط

مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
پسر من عاشق ماشین های فلزی هست و اکثر ماشین هاش رو داره و به شدت روشون حساسه، امشب براش این ماشین رو خریدم و با هم رفتیم پارک، یه گوشه از پارک نشسته بود با ماشینش بازی می‌کرد، یه بچه که فکر کنم هنوز یکسالش نشده بوداما به سختی میتونست راه بره از یه مسافت دور اومد سمت پسرم، پسرم رابطه خوبی با بچه ها داره و یکم باهاش صحبت کرد، بعد از چند دقیقه مادر اون بچه اومد سمت ما و یکدفعه به پسرش گفت عه ببین نی نی توی دستش ماشین داره و خود مادره ماشین رو از دست بچم کشید بیرون و داد دست بچه اش، بچه هم ماشین رو با شدت بدی زد زمین و پسرم عصبی شد و ماشین رو برداشت، بچه زد زیر گریه و همش میخواست ماشین رو از دست بچه ام بکشه بیرون، مادره گفت خب بده یکم بچه ی منم بازی کنه و همش اصرار داشت از دست پسرم بکشه بیرون ، من فقط نظاره گر بودم که ببینم پسرم چه واکنشی داره که همونجا قاطع چندبار گفت نه، مادره هم دید پسرم نمیده بیخیال شد رفت، بچه اش تا چند دقیقه یک ریز گریه میکرد، پسر من خیلی مهربونه وقتی دید اون بچه گریه میکنه فکر کرد کار اشتباهی انجام داده برای همین گفت مامان ماشینم رو به نی نی ندادم، گفتم تو صاحب وسایل خودتی همونجوری که اجازه نداری وسایل کسی رو به زور بگیری و قبلش باید اجازه بگیری کسی هم اجازه نداره به زور ازت چیزی بگیره اگر دوست نداشتی بدی اشکالی نداره. من اولش میخواستم مداخله کنم و بگم یکم بده نی نی بازی کنه اما وقتی وقاحت و پررویی اون مادر رو دیدم واقعا عصبی شدم که به زور وسیله ی یکی رو از دستش میگیره که بده بچه اش بازی کنه، بعد جالبه میدید که بچه اش داره به وسیله بقیه آسیب میزنه و پافشاری می‌کرد! کاش حریم ها رو از بچگی به بچه هاشون یاد بدن!