سلام مامانای مهربون تایپیگ قبل گفتم گفتین بگو تجربتو اول اینکه نترسین به هیچ انواع ایشالاه به سلامتی راحت نی نی هاتون رو بغل میگیرین بعد از من به شما نصیحت تا دردتون نگرفته نرین بیمارستان اشتبته محظه
خب ۷/۴/۱۴۰۳ بود که من صبح زود بدون هیچ دردی بلند شدم رفتم بیمارستان ۴۰ هفته رو رد کرده بودم هیچ دردی نداشتم رفتم تریاژ همه چی پرسید گفت الان هیچ اعلائمی نداری فکر کنم قبول نکنن بستری شی اینو گفت سوال پرسید گفت تکون میخوره من بزرگ ترین اشتباه رو کردم الکی گفتم نه همه چی نوشت فرستادم ارژانس مامانم پیشم بود با شوهرم رفتم معاینه شدم اینا گفت ۱ سانت بازی اگه تکون نمیخوره باید بری ان اس تی بعد بستری شی همین که داشت مینوشت ان اس تی پرستار اونجا اومد گفت بستریع بفرست بره ان اس تی خیلی شلوغه بعد من بستری شدم بدون درد با ۱ سانت ساعت ۸ صبح رفتم اولش رفتم تو دیدم همه دارن داد میزنن به مامام گفتم اینا چرا اینجورین گفت بزا بگزره میفهمی رفتم اوردن قرص واژن گذاشتن یدونه هم زیر زبونی من بازم درد نداشتم مامام مرتب واسم ابمیوه اینا میداد بعد یه ساعت اومدن معاینه کردن دیدن دوباره باز نشدن همون ۱ سانتم دوباره قرص گذاشتم رفتم دوباره قرص اب شد دوباذه مامام بهم یکم وسایل اینا داد خوردم یکم گذشت دیدم حالت هتوع شدید دارم به ماماکفتم گفت مشکلی نداره بالا بیار در این حین هم ورزش میکردم درد نداشتم بعضی وقتا هم زیر ان اس تی بودم دوباره اومدن معاینه باز نشده بودم بازم اوردن سون رحم گذاشتن دراز کشیدم حالت بادکنک بود جم کرد اما هر کاری کرد نتونست بزاره دستش تا مچ توم بود 😂خیلی هم درد داشت رفت یمی دیگع اومد اون گذاشت رفت گفت دراز بکش تکون

۱۷ پاسخ

مامانا لایک کنید ادامش بیاد بالا

چقدر داستانت ناراحتم کرد چقدر زنا بدبختن
این دکترا هم نمیدونم چرا اصرار دارن طبیعی بزان حالا شما خدا خواست و زنده موندی
ولی خیلیا سر همین سهل انگارایا جونشون رو میدن
یا اینکه چه عوارضای زیادی بعدن میببنن
خواهر من طبیعی زایمان کرده
همیشه میگه انگار لگنم شکوندن هیچوقت بعد زایمانم خوب نشدم

نخور موند یکم با سون درد داشنم بعد یه ساعت سون افتاد منم دردم رفت اومدن معاینه کردن گفتم شدی ۴ سانت با امپول فشار و قرص و سون هیچ دردی نداشتم تا ۶ صر مرتب کن امپول فشار میگرفتم اما دریغ از باز شدن و درد ۶ عصر گفتم داره استاد میاد اومد بعد معاینه که همون ۴ سانت بودم گفت کیسه ابو بزنید زود باز شه زایمان کنه نگم از موقعی که کیسه ابو زدن جون دادم جیغ میزدم داد میزنم مامانمو صدا میزدم میخواستم خدا و امام پیغمبر و صدا میزدم داشتم جون میدادم با هر انقباض میمردم و زنده میشدم بگم در این هین چند بار هم بالا اوردم حتا جوری بودم میگفتم بچه رو نمیخوام فقط نزارین درد بکشم نجاتم بدید جوری حیغ زده بودم بعد زایمان گلوم درد میکرپ ساعت نزدیک ۹ بود اومدن گفتن همون ۴ سانتی بیشتر نشدی اینم بگم ولم میکردن میرفتم دستشویی اب گرم باز میکردم انگار باهاش اروم میشدم یکم

در آخر سزارین شد؟

عزیزم
انشاءالله همیشه سلامت باشب خودت و بچه هات
یاد دوستم افتاد، اونم مثل تو شده بود و آخرش سزارین شد

عزبزم حالا من یه چیزی بگم بدن تا بدن داریم همچی به اناتومی بدن ربط داره حالا من خیلیا رو دیدم به راحتی زایمان طبیعی میکنن

یاد زایمان خودم افتادم منتها من تو ۴۰ هفته و ۳ روز افتادم به خونریزی مجبور شدم برم بیمارستان ۱۷ ساعت درد زایمان طبیعی کشیدم اخرش منو بردن سزارین کردن گفتن ناف پیچیده دور گردن بچه تو اتاق عملم نفسم در نمیومد داشتم خفه میشدم دو سه بارم از هوش رفتم تا اینکه پسرم بدنیا اومد و منم حالم جا اومد

چقدر وحشتناک همون خداروشکر که میخوام برم سزارین😐

چه ترسناک
کدوم شهری کدوم بیمارستان رفته بودی؟😰

ای وای با چیزایی که گفتی خب ما ترسیدم حالا چیکار کنیم من نمیخام سزارین بشم 🙁

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

چ کاری خطرناکی کردی ک رفتی طبیعی بیاری وقتی ن دردی داشتی ن چیزی😑😐

لعنت به دکترها و ماماها منم برا بارداری هام از صبح ساعت ۷ بستری میکردن همش آمپول و دارو فشار بهم میزدن نبردنم سزارین داد میزدم از درد باز نمی شد بهم آرام بخش میزدم داد هم نتونم بزنم انقدر بهم دارو دادن و تزریق کردن تا شب که بدنیا بیاد طبیعی شنیدم میگن بخاطر رزومه خودشون سزارین نمیکنن زجر میدن تا بالاخره بیاد طبیعی

یعنی چی کیسه آبو بزنید؟😥😳😰خطرناک نیست کیسه آبو پاره کنند وقتی هنوز دهانه رحم باز نشده؟

الاهی عزیزم🥺

بعدش چی🥲🥰

نی نی دوم چیه؟

سوال های مرتبط

مامان دانالو مامان دانالو ۳ ماهگی
دیروز دل درد داشتم در حدی که حالت تهوع گرفتم و از صبح هیچی نخوردم خیلی واسه بچم ترسیدم گفتم برم سونو بدم خیالم راحت شه بیمارستان معتضدی و سجاد رفتم دکتر نداشتن.رفتم دکتربابلی تعطیل بود بزرگترین اشتباه زندگیم رو کردم رفتم امام رضا گفتم ان اس تی یا سونو بدم خیالم راحت شه گفتن باید معاینه شی هر چی مقاومت کردم قبول نکردن گفتن اول معاینه بعد سونو...به ناچار معاینه شدم خیلی درد داشت وقتی پاشدم دیدم خونریزی کردم دنیا رو سرم خراب شد نشستم گریه کردن همونجا بعد رفتم سونو که رزیدنت یک ساعت طولش داد و انقدر فشار داد رو شکمم که دردم ۲برابر شد برگشتم ازمایش گرفتن جواب ازمایشم کامل نبود ببینن عفونت ادراری دارم یا نه خلاصه ۵ ساعت اونجا بودم اخرش هیچی گفتن فردا برو یه سونوگرافی خوب.امروز رفتم سونو آنومالی تاخیری یه هفته زودتر از تاریخی که دکترم گفته بود
چون آنومالی ۱۸ هفته یه کیست داخل مغز جنین بود برای کنترل رفتم که خداروشکر گفت ازبین رفته و رشدش هم خوب بود
کلیه هم التهاب داشت که گفت تو بارداری پیش میاد
برای کسایی که این مشکل رو داشتن نوشتم که استرس نگیرن از بابت کیست
مامان رستا مامان رستا ۲ سالگی
چهار ساعت بعد یه قرص دیگه شیاف مانند گذاشتن با هر قرص در هام بیشتر میشد و بچم تکوناش بیشتر
چهار ساعت بعد قرص بعدی باز خبری نشد و قرص چهارم رو که گذاشتن گفتن دیگه نمیشه قرص گذاشت چون باعث پارگی رحم میشه درد زایمان داشت بیچاره ام میکرد
دهانه رحمم باز نمیشد و خون ریزی نداشتم مامای بخش اومد با دست دهانه رحمم رو باز کرد 😭 مردم و زنده شدم گفت خون ریزی داشتی بگو ،احساس فشار داشتی برو سرویس کنار بشین صدامون کن
من ده دقیقه بعدش خون ریزیم شروع شد رفتم سرویس دست و پامو خودمو بشورم که همون لحظه بچم همراه با جفتش اومد ۴ صبح بود
حس خیلی خیلی بدی داشتم و خون ریزی خیلی شدیدی داشتم اومدن بچمو برداشتن و من خودمو شستم و اومدم بیرون لباسامو عوض کردم اومدن دوباره با دست معاینه کردن ببینم چیزی مونده یا نه بعد سرم زدن بهم تا رحمم جمع بشه یه دردی داشت نگم براتون وحشتناک ولی سرم تموم شد به مرور درد هام کمتر شد
دکتر صبح اومد پیشم گفت باید بری کورتاژ بشی تا اگه چیزی مونده باشه اذیت نشی گفتم نمی‌خوام گفت پس میتونی مرخص شی اومدم خونه از یکشنبه تا الان هنوز درد رو دارم