۱۵ پاسخ

من همیشه در باز نگه میدارم

من در حموم رو کامل باز میزارم سرویس هم ک میرم نمی‌بندم فقط چسبونم

وای مادر الهی بگردم 😢😢

من دخترم میزارم توی روروئک جلودرحموم سریع بدنم میشورم میام بیرون .همش فوبیا دارم تو حموم گیرکنم 😐

وای چقدر سخت همین ک گفتی ضربان قلبم رفت بالا

پشمام چ زوری داری ماشاالله
درو چرا میندی اصلا

خداروشکر بخیر گذشته

الهی بمیرم 🥺

الهی بمیرم وای استرس گرفتم

سه بار سرم اومده یبار در حیاط خلوت دوبار در دسشویی همیشه درارو باز میزارم دیگ درکت میکنم چقد بچم گریه کرد همیشه گوشی هم باخودتون ببرین

خداروشکر تونستی باز کنی

من گوشیمم میبرم حموم ک اگه گیر کردم زنگ بزنم شوهرم بیاد
الهی میفهمتت من یکبار دستشویی گیر کردم داشتم سکته میکردم

الهی بگرررردم
چه حس ترسناکی😭😭
چه استرسی بهت وارد شده
هر وقت فقط یکی دوبار در قفل شد،حتما درستش کنید
من همیشه فوبیای این قضیه رو دارم
حموم ک نمیرم تنها باشم
دسشویی هم برم لای درو باز میزارم

ای وای خدا رحم کرده بهت
منم همش میترسم اینجور بلاهای سرم بیاد دخترم بترسه🥲

وای عزیزم چه شرایط سختی 🥲

سوال های مرتبط

مامان ماهان وتو دلی مامان ماهان وتو دلی هفته سی‌ام بارداری
زایمان زود رس
پارت ۷
ادامه پارت قبلی


بچم شروع کرده بود به تکون خوردن انگار بچمم ترسیده بود تماشاگر بود که ببینه قراره بمونه هنوز یا بره 🥹 همین که تکونش رو فهمیدم لبخند اومد رو لبم خوشحال شدم از بودنش از اینکه یه شب تا مرگ رفتم باورم نمیشد که تو چند ساعت اینهمه اتفاق افتاده مامانم برام یه ابمیوه باز کرد گفت بخور دلت حال بیاد دیگه انگار خیالم راحت شده بود در حین خوردن خابمو برای مامانم تعریف کردم گفتم مامان من این خابو دیدم تو چیزی گفتی یهو دیدم شروع کرد به بلند گریه کردن گفت یک لحظه ایست قلبی کردی و من مردم از ته دلم جیغ زدم حضرت فاطمه زهرا رو قسم دادم التماسشون کردم که خدایا بچمو بخشش الان با یاداوریش اشکام میریزه ذیگه در حال گریه بودیم خانوم دکتر اومد گفت حالت خوبه سری تکون دادم گفت ما خودمون هنوز باورمون نمیشه که چیشده اما به معجزع اعتقاد پیدا کردم دیگه تکون نخور از جات فقط دراز بکش تا زایمانت که دردت نگیره با این حرفش یهو مامانم گفتم مگه بچم تا الان راه میرفته میتونم بگم من سخترین حاملگی دنیارو داشتم دیگه گفت میتونید بریم اومدیم بیرون دیدیم بابامو شوهرم بیرونن به شدت بهم ریخته ژولیده شدن بابام تا منو دیدم اومد بغلم کردم دیدم سرشو رو شونه گذاشته گریه میکنه😭 دیگه اومدیم تو ماشین دیگه بهتر بودم اما بازم درد کمی داشتم تا ۳٠ هفته
ادامه پارت بعدی