من دلم میخواست طبیعی بیارم ولی بخاطر دیسک کمرم نشد رفتم سز شدم
خیلی وحشت داشتم ازش
هنوزم نتونستم درست باهاش کنار بیام
من چندروز بستری بودم طبیعی میخواستم نشد اخراورژانسی بردن سزارین از خوشحالی زیاد که بچمو میخوام ببینم درد برام بی معنی شده بود
نه عزیزم اونهمه ترس نداره دردش قابل کنترله من فقط چون نخابیدم تو بیمارستان لرزم زیاد بود خسته شدم خیلی همین
به خودت بگو بخاطر کوچولوم هرچیزی رو تحمل میکنم ، من از بی حسی خیلی میترسیدم وقتی دیدم قبول نمیکنه و چاره ای نیست همش با خودم تکرار میکردم بخاطر پسرم، خیلی هم کمک کننده بود
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.