شوهرمن خونه باباش رفتنی چای میذاره پیشم میوه بگم نمیخورم بازورمیده بخوراونجارفتنی فقط حواسش هست که چای دارم ندارم سرسفره غذادارم ندارم زودی میذاره پیشم
صبح تا شب خونه تنها بودم و از اینکه کل شبانه روز رو نبود حس خوبی میگرفتم.
از همون روزی که اومد خواستگاریم تا همین الانش
وقتی تو جمع هستیم و یا هر جایی که یهو چشم تو چشم میشیم بهم چشمک میزنع و لبخند میزنع
از این کارش خیلی خوشم میاد و حس خوب میگیرم
هیچی بیشتر ناراحتیایادم میاد ....نامزد بازی که نداشتیم پدل خرج کردن که نذاشتیم همش بحث بحث
ما باهم رفیقیم همه چیزو بهم میگییم یا برام گل گیاه می گیره
همون اول بهم اطمینان میداد هیچی نظرشو راحع بهم عوض نمیکنه برام تلاش کرد بعضیا خیلی تلاش کردن 😉😏
هنوزم نگاهم میکنه چشاش برق برقی میشه 🥹❤️
همیشه اول صبر میکرد من وارد بشم بعد خودش میومد خیلی احترام میزاشت هرشب بدون من روی تخت نمیخوابید
البته اینا فقط قبل بچه دار شدن بود 😅
حواسش خیلی بهم هست
مثلا میام یه چیزی سنگین بردارم نمیزارع
مخصوصا تو جمع خیلی حواسش هست که غذا خوردم چای نمیخوام یا خوابم نمیاد درکل این کاراش خوشم میاد بعد تو جمع خانواده ها خیلی قشنگ صدام میکنه
تا قبل پسرم هر سری که پری میشدم برام کلی خوراکی می گرفت، از شیرینی جات ، شوری جات و خوشمزه جات بگیر تا دل و جیگر ...🥺🥺
برا من هیچی ولا خواهر 😂😂😂😂
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.