۱۰ پاسخ

طبیعیه عزیزم
من بچه اولمو ۲۲ سالگی اوردم همش فک میکردم نمیتونم از پسش بر نمیام
ولی روزی ک از بیمارستان مرخص شدم خونه ی مامانم اینا بودم مامانم خسته و خواب بود دلم نمیومد بیدارش کنم خودم پوشک بچه عوض کردم از خواب بیدار نمیشد ک شیر بخوره ی ذره ی ذره با سرنگ بهش شیر دادم..
نگران نباش از پس همش بر میای..
مادر ک بشی نا خواسته قوی ترین موجود دنیا میشی

من بچه اولم پسر بود پسر سخت تره اتفاقا

منم توهفته های شما یوقتایی خیلی دوست داشتم زودتر تموم بشه و... ولی این یکی دو هفته آخر دوست نداشتم بگذره الانم یکم ناراحتم هم خوشحال هم ناراحت انگار یکدفعه خیلی خیلی زود گذشت اصلا نفهمیدم ماه ۹ چطوری گذشت

من بدتر از تو بودم اما همین پوشک عوض کردن انقد لذت بخشه😂😍

هیچ کاریش سخت نیس نگران نباش اتفاقا بعد اومدن بچه راحت میشی ازون سنگینی در میای خود قبلات میشی اما یه حس بدی داری همون تغییر هورمون ها تو بارداری میگفتن افسردگی میگیرن همه من میگفتم ن اکی ام واقعا هم خوب بودم ولی بعد زایمان هی حسای مزخرف میاد سراغت باید خودت و سرگرم کنی عزیزم و توجه نکنی بهشون همین وگرنه هم زود میگذره هم راحته زیاد سختی ک میگن نداره

منم عین شما🥲

هی خواهر این دو هفته آخر یماهه به من نمی‌گذره

منم دقیقا حس شمارو دارم

من از پوشک عوض کردن پسر میترسم😂😐🤦🏻‍♀️

وقیقا حال شمارو دارم

سوال های مرتبط