۱۰ پاسخ

ایشون منظور اینه سر به سر من نزارین وگرنه بد میبینین راحت دیگه خودشو از سختیای تصمیمات متطقی خلاص کرده رو آورده به هوچی گری میبینه جواب میگیره خوشش اومده ادامه میده

خب باید قرص و دارو بخوره خودشو کنترل کنه... وگرنه بهت اسیب میزنه ک... ادم روانی ک نرمال نیست بخواهی کنار بیای

ببرش روانپزشک دارو بگیره عزیزم

باید رید بهش مث خودش مشکل روانی چیه اونای ک بلدن خودشونو تخلیه کنن میشن مشکل روانی

شوهر منم دقیقا همینطور عزیزم
تازه بااینکه بخاطر همین رفتاراش زندگی اولش به جدایی ختم شده ومن ازدواج دومش هستم بازم درست نشده متاسفانه
هیچ کار نمیشه کرد عزیزم جز اینکه یادائم باید کوتاه بیای که نمیشه واقعا یه وقتایی آدم تحملش تموم میشه یاهم اینکه خیلی محکم باهاش برخورد کنی ودائم باهاش درگیر باشی که خب خیلی شرایط سخت میشه وزندگی میشه میدون جنگ
من اوایل زندگیمون فقط کوتاه میومدمو سکوت بودم ازیجایی به بعد خسته شدم وتحملم تموم شد یه مدتی خیلی باهاش درگیر بودم ودائم باهم بحث داشتیم الان گوش شیطون کر می‌دونه یکی بگه ده تا می‌شنوه یه خرده درحد نیم درصد بهتر شده
ولی دیگه بدونم الکی دنبال بهانه میگرده وخیلی قاطی کرده زیاد کلکل نمیکنم و ادامه نمیدم

نمیدونم منم درگیرم...پیروکورشدم دیگه
قلبم درد گرفته
ب نظر من ک ادم این مدلی هیچ خصوصیت خوبی نداره

یکی دارم
میگه من دیوانه‌ای مراعات منو بکنید
میگم مگه نمی گی دیوانه ای خب بیا برو دکتر
قبلا هم دکتر رفته چندین بار ولی هیچکدوم تشخیص درست ندادن یا داروهاشو تاثیر نداشته
واسه همین دیگه دکتر هم نمیره

فقط باید تحملش کرد شاید تو همین جنگ یه بلایی سر خودش یا ما بیاد راحت شیم

بستگی داره کی باشه،اگر نزدیک باشه و مجبورم که باهاش رفت و آمد داشته باشم که کمکش میکنم ودرمانش میکنم ولی اگر فامیل دور باشه که ازش دوری میکنم

عینشو دارم

قبول می‌کنه درمان بشه ؟

سوال های مرتبط