۱۳ پاسخ

هرچی آدم انتظاراتشو از بقیه کمتر کنه شادتر زندگی‌میکنه. منم مثل مامان دخملی،مادرم بچه ۱ ماها خواهرمو میبرد دم دانشگاه که خواهرم‌بهش شیر بده بد میاورد خونه کلا خواهرزادمو مادرم‌بزرگ کرد خواهرم یا دانشگاه بود یاسرکار. خونم با خونش ۲ دقیقه فاصله داره رو به مرگ باشم نمیاد بگه زنده ای یا مرده.من همون موقع یاد گرفتم اگه انتظار نداشته باشم خودم شادترم. الانم خداروشکر میکنم که نگهش نداشت. خواهرم زادم چند تربیتی شده حتی مدرسه هم‌قبولش نمیکنه. منم چند سال حسرت یه باشگاه داشتم الانم باشگاهی ثبت نام کردم طبقه بالاش واسه بچه هاست همون تایمی که میرم نیلارو هم میبرم میزارم بالا. قشنگ درکت میکنم ولی بدون تنها نیستی.من هرجا بخوام‌برم با همسرم هماهنگ میکنم زودتر بیاد. مادر دختری لذت زندگی رو ببرین عزیز چشم‌بهم‌بزنیم بزرگ شدن ماهم کلی تایم آزاد داریم

حق داری اینکه آدم کمک نداشته باشه خیلی بده واقعا گاهی وقتا فقققط تنهایی جوابه به شوهرت بگو گردن بگیره ببره بچه رو غروبا بیرون پارک بستنی بخورن با ماشین برن دور بزنن تو تنها باش اکه دوس داری اون تایم تو خونه ورزش کن ویدیو از اینستا سیو کن ورزشیارو انجام بده دوش بگیر ماسک بزار رو صورتت یه قهوه بخور یکم موزیک گوش کن تو اون تایم که بیرونن حتی یه زنگم نزن که استرسشو بگیری یا حواست از خودت پرت شه کارای خونه رو هم اون تایم اصلا نکن فقط به خودت توجه کن بخدا حالت خوب میشه همه کمک ندارن ولی شوهر داری بهترین استفاده رو میتونی ازش بکنی فقط باید بخوای ازش

یه بار بچمو گذاشتم پیش مامانم.زنگ زد گفت محمدامین میگه مرض داری،مار داری،برو خونتون من نمیترسم،🤣🤣🤣ازبس سربه سر بچه میذاره ،هیچ امید ندارم بهش بچه بذارم پیشش

حق داری
ولی خب منطقی اش این که وظیفه خودمون هست نگهداری از بچه
واکه مادربزرگی کمک می‌کنه فقط از لطف و دلسوزیش هست..بعد به نکته ای روانشناس ها میگن هرچقدر سطح حمایتی که از خانواده ها دریافت میکنین بیشتر باشه احتمال دخالت اونها در زندگی تون هم بیشتر میشه
و این خودم تجربه اش داشتم...
اتفاقاً یک ماهه باشگاهی پیدا کردم برا مادر و کودک
هم‌زمان خودم بدنسازی کار میکنم حلما هم ژیمناستیک

بعضی پدر و مادرها بی انصافی می کنند ....
پدر و مادر منم مثل شما ...
مامان من بچه ی خواهرم رو کلا بزرگ کردند چون کارش رسمی و اداری از طرفی چون پسر اونو بزرگ کرده جالبه مدام جلوی من فریون صدقه اش میرم🙄
، منم سرکارم ولی همش خودم با برنامه ریزی پاره وقت کارهامو انجام میدم
خیلی بهشون محبت کردم دستشونو گرفتم وام براشون جور کردم ولی ولی دیگه خسته شدم از رفتار زنندشون و کلا مسیر مو عوض کردم
چند خیابون با ما فاصله دارند حتی از در خونشون ماهی یک بار رد نمیشم
از نظر علم روانشناسی هم حق با شماست
پدر و مادر تا پایان عمر در مقابل بچه موظن قرار نیست بچه ی ما رو بزرگ کنند من خودمم همچین آدمی نبودم ولی قرار عدالت رعایت کنند و حداقل وقتی میرم دکتر توی گرما یک ساعت بچه ی منی که تمام کارهاشون انجام میدادم می گرفتند ....
امیدوارم خدا به خودت توان بده دختر گلتو بزرگ کنی

سلام .درکت میکنم برا مادر ک میگی اصلا بحث باشگاه و پارک تیست ..گاهی تیاز ی ساعت‌برا خودت باشی


ولی بیا.دوتا باشگاه نزدیک هم پیدا کن خودت و دخترت برید ..
منم‌دخترم میبرم‌باشگاه بعد خودم میرم ی باشگاه دیکه.
پسرم‌شوهرم میگیره

منم تا حالا پیش مادرم نزاشتم
اگر میگرفت ‌کمک حالم بود عالی بود ولی نگرفت
من یکسال و نیم هست مهد گذاشتم
الان هم شاغلم هم از مهر به امید خدا دانشجو و هم باشگاه میرم
جاب ناراحتی و حال بد تزریق کردن به خودت برنامه ریزی کن

ببر یه جا باشگاه مادر و کودک باشه. منم به مامانم رو نمیزنم هیچ وقت حتی دکترم میرم با خودم میبرمش. قبلا بچمو نگه میداشت اما حالا دیگه توانشو نداره منم توقع ندارم ازش خودشون کلی گرفتاری دارن

چرا انقد توقعت بالاست من دخترم ۶ سالشه حتی یکبار هم چه مامان خودم چه مامان همسرم نبردنش پارک یا جای دیگه

دوستان خیلی قشنگ گفتن توقع داشتن واقعا بده آدم اول خودش اذیت میشه من هرروز دخترمو میبرم پارک از 6 عصر تا 9 و 10 شب تو پارکیم مادر منم کاری نداره پدرمم بازنشستس کلی پدربزرگ مادربزرگ میبینم نوه میارن ولی اصلا برام مهم نیست تازه مادرم رفته کلاس نوشته خوشحالم که تو آرامش باشه برای خودش وقت بگذرونه بعد مادرشوهرمم کاری نداره از هیچ کدوم توقع ندارم صبح تا شب مادرشوهرم تو روضس هرکس زندگی خودش

ولکن خودت به فکر بچه و زندگیت باش توقعت‌ رو از همه به صفر برسون اینجوری آرامش داری

ببین کمک داشتن خوبه ولی این رو بپذیر که مادرت بچه نیاورده که مسئوليت داشته باشه یا موظف باشه بچه شما رو نگه داره اگر کسی کمک کرد دستش درد نکنه اگر نکرد بهش خرده نباید گرفت که چرا بچه رو نگه نمیداره وظایف بچه و مسئوليتش با مادر و پدرش هستش نه هیچ آدم دیگه ای ، وقتی این رو قبول بکنی مشکلاتت کمتر میشه ، بعد اینکه خب اونا هم کار جالبی نمیکنن بچه رو میندازن همش سر مادر بزرگ بچه هر چیزی اعتدالش خوبه گناه داره واقعا ، بچه رو بذار کلاس یا مهد یا براش پرستار ساعتی بگیر به نظر من آدم باید این رو بپذیره که خودش و همسرش بچه خواسته پس نباید از بقیه انتظار داشت ، همسرت رو هم به کار بگیر موقعی که میاد از سر کار یا روزهای تعطیل بیشتر بچه رو بگیره شما برو بیرون برو آرایشگاه برو بگرد تا حالت بهتر بشه

میتونی بجای اینک رو کسی حساب کنی خودت برنامه بریزی با بچت خوش باشی ب این چیزا فک نکن
من مادرم بچه هام رو نگه نداشت ک برم سالن آرایشگاه کار کنم پول در بیارم اما بچه ی خواهرم رو نگه داشت چون اون معلم میشد من مژه کار...
ول کنا دختر
من چندین بار ب روش اوردم بعد گذشت ۳ سال میگ بیار بده میگم الان ک همه چی از ذهنم پاک شده بدم...
ول کردم
شما هم برنامه بچین بچت رو ببر باشگاه خودت هم یه باشگاه دیگ ،بچت رو بزار مهد اون تایم هم خودت برای خودت برو کافه یه ساعت هم در روز خلوت کنی برات خیلی هست
من همون ۱ ساعت رو نمیتونم اوکی کنم
قصد هم دارم بذارمشون مهد باشگاه خودمم بتونم برم باشگاه برم دوره خیاطی ببینم برا خودم یه تایمی داشته باشم آرامش بیشتری خواهم داشت

سوال های مرتبط