بارداری پوشک پماد پستونک

تصویر
۸ پاسخ

چیزی که خدا بهت داده رو شکر گذار باش با شوهرت بشین حرف بزن از نیاز هات بگو شده چندین بار حرف بزنی، موقعیتی که تو داری خیلی ها با صد تا نذر و نیاز و التماس ندارن درسته که سخته ولی مادر شدن همینه خدایی نکرده فکر کن خدا این نعمت رو ازت بگیره بعد روز ها خونت ساکت بشه اونوقت خودت میتونی تحمل کنی؟؟؟ پس بشین ارامش بده به خودت خداروشکر کن که بهت نعمت داده به شوهرت هم وظیفه پدر بودن رو یاداوری کن و ازش بخواه در کنارت باشه

منم بچه ی دوم و سومم پشت سر هم اومد تو شهر غربت خیلی سختی کشیدم هیچ کس رو نداشتم یه نیم ساعت یه ربع بچه هام رو نگه دارن من استراحت کنم همسرم هم صبح میرفت و شب میومد واقعا سختی کشیدم ولی خدا خیلی کمک کرد بعد از زایمان راحت تر بودم نسبت
الانم باز با این یچه های کوچیک دوباره شهر غربت و تنهایی بارداری فشار میاره به آدم بارداری یکم سخته هورمونای آدم به هم میریزه ان شاالله خدا کمک کنه بعد از زایمان بهتر بشه اوضاع

حق داری،، هیچی دیگه نمیگم چون هرررچی بگم حرف علکیه چون توشرایط تونیستم ک بخام حرفی بزنم فقط میدونم سخته شرایطت

همین که بچه سالم داری خدا رو شکر کن عزیزم
شوهرتم تو بهش محبت کن تا اونم یاد بگیره که محبت کنه

عزیزم
کاملا درکت میکنم
این وضع رو همه ی مامانا دارن تو تنها نیستی
حالا اگ بچه ی اولت بزرگتر بوذ ، نمیدونستی چه لجبازی هایی میکرد برای دومی
همه جورش رو ما توی فامیل دیدیم
اینا تقریبا بچه ی پشت سر هم میشن
خدا حفظشون کنه واست

انشالله حال دلت بهتر بشه

منم دقیقا مثل توام با تفاوت من مامانم نزدیکه میرم دوسه روز میمونم با اینکه دخترم خیلی وابسته خودمه ولی خب باز کمک حالمه بشور بپز نمیکنم

ولله خواهر من پسرم ۴ سالشه خون دلم کرده خیلی اذیت میکنه هیچی نمیخوره همش باید بگم نکن بشین

سوال های مرتبط

مامان دخملا 💞🥹 مامان دخملا 💞🥹 هفته سی‌ویکم بارداری
مامان بهارباران عمران مامان بهارباران عمران ۲ ماهگی