۱۰ پاسخ

درسته خیلی خیلی خودت و سبک کردی.
همسرت هم ریگی ب کفش دارع.
هم ببخشید شما زندگی کردن بلد نیستی از زمین و زمان شاکی عستی و کاری نمیکنی فقط گلایه میکنی و روحیه بچه ها و همسرت و داغون میکنی.مشخص خیلی روح شو اذیت کردی ک میگه برو.
و چون خودت رفتی خودتم برگشتی سبک شدی. اگه قراره خودت برگردی دیگه چرا میری

بااینکه نمیدونم جریان چیه
بنظر من نرو
بابچه هات خوش باش بگو بخند اونم محل سگ نده

چقدربی شعوره شوهرت

نرو بشین خونه زندگیتو کن هروقت هم گفت بگو من زندگیمو بچهامو دوست دارم نمیرم اگه تو نمیخوای تو برو

میخوایی قهرکنی بری بچهاتوهم بایدببری

من این راه رفتم نرو تا وقتی ک بتونی رو پای خودت وایستی و تنهایی بتونی زندگی ات بچرخونی حساب همه چیو کن

خدا کمکت کنه بشین سر خونه زندگیت بابا هی خودتو بچه هاتم نترسون ولش کن برات مهم نباشه بشین سر زندگیت

دقیقا مثل من منم چند بار بهم گفت برو ولی بخاطر بچم ندونستم 😔😔

نمیشه باخودت ببری

همین اشتباهه تو روت همیشه میزنه ک جا برا رفتن نداشتی
کسی ک عزم رفتن میکنه یا واقعا باید برع یا اگه بخاد عزم کنه نره اوضاع بذتر میشه مرد پر رو تر. میگه ره باز بود جایی نداشتی بری یا خانوادت نمیخاستنت ک برگشتی
نمیگه ک بخاطر بچه دلش رحم اومده

سوال های مرتبط

مامان زیبا مامان زیبا ۳ سالگی
خانوما ی سوال دارم من ی همسایه دارم که بچه هامون چند روز باهم فرق دارن ی سنن .این خانوم خیلی خانوم خوب مهربون گرچه عقایدامون فرق می‌کنه ولی باهم خیلی جوریم.اما بچه هامون باهم نمیسازن این دوتا بچه وقتی باهم بازی میکنن همش دختر همسایه به ی نحوی میخواد بیاد بهم بگه دخترت با من بازی نمیکنه یا حرف نمیزنه همش منو دخالت میده دختر منم این اخلاقش خوشش نمیاد همش حرصو جیغ می‌کشه و اینکه من زیاد دوست ندارم چون دخترم همش اعصبانی میشه بخاطر کارای اون دختره برم باهاشون بیرون یا خونشون ولی مادر این دختره منو خیلی دوست داره و میگه بچه هستن ول کن من نمی‌دونم چیکار کنم.امروز مثلاً اومدن پیشم دختر همسایمون همش با ناراحتی گریه که دخترت باهام بازی نمیکنه یا چیزای دیگه بعد آخرم ی گلدونم زد شکوند من ولی اصلا به روم نیووردم که ناراحت شدم باخنذه رد کردم ولی خیلی رومخ من هست این بچه گرچه خودم می‌دونم بچه اونم مثل دختر منه ولی همش بهانه جو لجباز هست نمی‌دونم چه برخوردی داشته باشم لطفاً راهنماییم کنین؟...