۶ پاسخ

بچتون کاملا تو دل برو هستن برای همین ازش خوششون اومده 😍
باید فکرتون رو کمی ب سوی مثبت ببرین ک هنوزم آدمای خوبی هستن واقعا بعضیا هیچ منظور یا هدفی ندارن

عزیزم چرا منفی فکر میکنی چون با بچه بازی کرده از بچه خوشش اومده براش خریده

منم چند بار این اتفاق برام افتاده یه بار با پسرم رفتم سوپری محله مون یه پیرمرد با کت و شلوار ،و کتاب به دست مثل دوران شاه تو سوپری بود اومده بود حساب دفتری نوه اش رو تسویه کنه برا پسر منم کیک و ابمیوه خرید منم تعارف میکدردم نمیخواد اینا عصبانی شد گفت بگیر😅خیلی با ابهت بود منم زود گرفتم از ترسم
چند نفر دیگه هم خریدن میدونم حس بدی داره ولی به خاطر بچه میخرن

ن بد ب دلت راه نده اصلا فوقش اگر تکرار شد ب همسرت بگپ

مثلا چه منظوری میتونه داشته باشه؟

خب بنداز بره دور

سوال های مرتبط

مامان عطاجان 😊 مامان عطاجان 😊 قصد بارداری
الی الی قصد بارداری
سوال:شوهرم هرچند وقت یه بار میره یه پارک که داخلش والیبال ساحلی و فوتبال ساحلی داره میره والیبال بازی کنه که کنارش خونواده ها میشینن
اونجا خانوادگیه و خیلی از دخترا با یه وضع خراب میان تماشا میکنن والیبال یا فوتبال رو .منم شوهرم نمیذاشت بیام اونجا میگفت دوستام میبیننت که به اصرار رفتم با بچه خواهرشوهرم رفتم .بعد خواهرشوهرم ده بار پشت هم زنگ زد که با پسرش کار داره که هر سری رفتم جای زمین والیبال پسرش داد می‌زد سروصدا میکرد که برو من نمیخوام حرف بزنم و اینا .بعد بار دوباره خواهرشوهرم زنگ میزد اصرار که من میخوام حرف بزنم من هرچی گفتم نمیشه گفت نه گوشیو بده باز رفتم جلوتر گوشیو بدم صداش که کردم بیشتر سرم داد زد جلوی همه .بعدش پشتش شوهرم اعصابش خورد شد که چرا رفتم اونجا تو زمین جای پسرا
منم جلوی دوستاش خیلی خجالت زده شدم چیکار کنم ابرم رفت حس میکنم همه بهم میگن شاید از عمد رفتم اونجا
خانوم دوست شوهرم یسره بهم میگفت همه باشورتن چرا تو رفتی جلو زشته خجالت بکش شوهرت بزنت هم حقته چه معنی داره و کلی حرف بارم کرد که من خرابم
اون از بچه خواهرشوهرم که داد اینم از شوهرم و خانوم دوست شوهرم
ابروم رفت جلوی دوستای شوهرم
شوهرمم هر دفعه بعد تموم شدن بازی فقط خودش یکی لباسشو درمیاره تکون میده که مثلا خاکاش بره منم خیلی بدم اومد چون دخترا داشتن نگاش می‌کردن چون فقط اون لخت میکرد
بهشم گفتم چرا لخت میکنی زشته از وقتی باشگاه میری همش میخوای هیکلتو نشون بدی
اونم داد زد فوش خواهر مادر داد قهر کرد رفت 😭😭
#بارداری #پریودی#شیر خشک #فرزند پروری
بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری
🌸🌷houria 🌸🌷houria قصد بارداری
دیروز خیلی حالم گرفته بود و همسرمم برای اولین بار بعد از 2سال و نیم اقدام برای بارداری حرف دلشو به زبون آورد و با صدای بلند و با خنده گفت که خدایا قربون کریمیت ۳۱ سالم شد پس کی میخوای بهم بچه بدی ، چون همسرم آدم معتقدیه و همیشه هم وقتی من ناراحتم بهم امیدواری میده و هیچ وقت تاحالا نشنیدم که گله کنه از خدا ولی دیشب فهمیدم که کم کم این خلوتی خونه و دونفری بودن تا یه جایی آدم دوست داره بعدش دیگه اینا به چشمت میان و خسته کننده میشن
خلاصه که گذشتو فردا صبحش من خواب دیدم که انگار لخت بودم و رفتم جلوی آیینه دیدم سینه هام چنان دردی گرفتن و بزرگ شدن که خدا میدونه قشنگ مثل این خانومای باردار که تعریف میکنن میگن سینه هاشون تغییر کرده، مال منم همینجور بود و حالت تهوع هم داشتم حالم یه جوری بود انگار توی خواب می‌فهمیدم که یه خبرهایی هست و بیدار شدم و این خوابه از تو ذهنم بیرون نمی‌رفت هی از موقعی که بیدار شدم تا وقتی که همسرم ظهر اومد توی فکرش بودم یعنی تعبیرش چیه تا اینکه ظهر رفتم بالکنو بشورم و لباس آویز کنم یهو جلو روم دیدم یه چیزی تکون خورد ترسیدم یه لحظه به دقت نگاه کردم دیدم بله نینی کبوتره توی بالکنمون همسرمو صدا زدم اومد نگاه کرد گفت اصلا بهشون دست نزن تا مامانش بیاد گناه داره
میخواستم در بالکنو ببندم دیدم ی نینی دیگه هم روی زمینه ،دوتا بچه داشت
خلاصه که اینارو دیدم گفتم حتما اینا نشانه میتونه باشه با اون خواب و این دوتا نینی کبوتر
یا از این میتونه باشه که دیروز خیلی به بچه فکر کردم
نظر شما چیه😎😶‍🌫️