۳ پاسخ

من پسرم سه سالو چهارماهشه وقتایی ک باباش باشه بعضی وقتا بیرون می‌بره میچرخونه خودم که تنها باشم واقعا منم جون ندارم باهاش بازی کنم پسرمم حوصلش سر می‌ره دلم براش میسوزه منم کارتون زیاد می‌زارم میبینن بعدش عذاب وجدان میگیرم خونمون آپارتمانیه تو کوچم نمیشه بزارمش بازی کنه طفلکی

من صبا میزارم برا پسرم یک ساعتی میبینه
کاری نمیتونم بکنم چون باید استراحت کنم
منم عذاب وجدان میگیرم ولی چاره ندارم تااین دوران بگذرع

من پسرمو میفرستم مهد صب تا ظهر بعدش میاد خونه ناهار و خواب بعد بیداری هم میره تو کوچه با دوستاش بازی میکنه هشت تا ده کارتون میبینه بعد میخوابه قبلا خیلی پیله میکرد بهم که بازی کنیم تا قبل بارداری اوکی بود ولی الان واقعا در توانم نیس

سوال های مرتبط