۵ پاسخ

کار بسیار خوبی کردی ک بلد نیست
من پسرم قبل پیش دبستانی تا هزار میشمرد
رنگ هارو بلد بود ، ترکیب رنگ هارو بلد بود
تابلو های راهنمایی رانندگی رو حفظ بود
تابلوهای شهری رو میخوند و...
مخ بچرو خورده بودم من
همین که رفت پیش دبستانی از مدرسه زده شد چون هرچی میگفتن بلد بود پیش دبستان رو نصفه ول کرد
رفت کلاس اول چون خوندن نوشتن خودش یاد گرفته بود مشق نمی‌نوشت
اسیرم کرده بود
الان گفتم ب دومی هیچی یاد نمی‌دم چیزی که نیاز باشه خودش یاد میگیره

نگران نباش به مرور یاد میگیره
سعی کن کلیپ زبان یا شعر یا مربوط با سنش دانلود کنی بریز فلش بزار تلویزیون ببینه

منم اینجوریم عذاب وجدان دارم البته پسرم هنوز۱۴ ماهشه ولی حس میکنم وقتب اش نمیزارم ولی واقعاانرژی و توانسو ندارم

عاشقتم بخدا😂😂😂عذاب وجدان چی اخه بابا بیخیال

عیب نداره دختر خواهرمم ۵سالست ،فقط میرقصه و اواز میخونه،شعر کودکانه بلده اما ن زیاد،امسال سومین باره کربلا رفته اونحا یاد گرفته صلوات بگه و اول غذا بسم الله میگه

سوال های مرتبط

مامان 💙آرکان-کیان🩵 مامان 💙آرکان-کیان🩵 ۵ ماهگی
سلام مامانا
امروز تو یه جمعی بودیم پسری بود از پسر من نه ماه بزرگتر که مامانش تازه یه بچه اورده تقریبا 5،6ماهه
آرکان پسرم درکل اجتماعیه دوس داره با بچه ها بازی کنه رفت پیش اون پسره که باهاش بازی کنه پسره گفته برو من بدم ازت میاد میزنم میکشتمت هااا همش میپرید آ رکان بزنه پسر منم میومد بغلم پنهون میشدمیخندید که مثلا داره بازی میکنه از جمع هم یکم خجالت میکشید چون اونا از قبل بودن ما تازه رفته بودیم
بعد چند دقیقه هی اون پسر تکرار میکرد پسرمو اذیت میکرد آرکان هم مثلا تفنگ دستشه اونو میزد باهاش بازی میکرد میخندید و..
شوهرم از لحظه ای اومدیم هه ب پسرم میگ پخمه باید توهم اونو میزدی میگم بابا اون بچه کاراش غیرطبیعی بود همش خواهرشم میزد میگ نه تو بدبارش آوردی
درحالی ک خانه بازی میریم باکسی دعوا نمیکنه ولی اگ کسی بخواد وسایلشو بگیره نمیده گارد میگیره تو این جمع بیشتر خجالت میکشید
الان بنظرتون این منطق درسته یادش بدم کسی رو بزنه این درسته؟؟؟
مامان شکلات🍫 و 🫒 مامان شکلات🍫 و 🫒 روزهای ابتدایی تولد
دیروز تولد پسرم بود، بردمش خونه بازی
ولی انقدر عصبی شدم ک حد نداره!🥺

به نظرم مادرایی ک احساس خطر میکنن راجب بچشون تنها زمانی باید به اون بچه بپرن ک مادر تودش توجهی نداشته باشه!


تو استخر توپ پسرم میخواست با یه بچه بازی کنه، شروع کرد توپ هارو انداختن سمت یه بچه دیگه، منم تذکر دادم ک مامان نکن ممکنه بخوره تو صورتش و دردش بیاد، یهویی مادر بچه بلند شد رفت تو استخر و دستشو گرفت جلو بچم انگار ک میخواد جلوشو بگیره شروع کرد جیغ جئع کردن ک نههه نکننننن
اروم باش😐😡
اصا مونده بودم چیکار کنم، میدونم کار بچم ممکن بود به بچش اسیب بزنه ولی من خودم داشتم سعی میکردم شرایط رو کنترل کنم!🙌
و اصلا ضرب دست بچم اونقدری نیست ک بخواد یه بچه رو به گریه بندازه!
خییییلی عصبی شدم‌....


وقتی بردمش تو اتاق شن بازی، بچه‌های دیگه هر وسیله‌ای ک میخواست بازی کنه باهاش رو میخواستن!
اینم چون تازه برداشته بود میگفت دارم بازی میکنم و نمیداد، و مامانشون میرفت ک ازش بگیره!
نمیدونم کار من اشتباهه ک دارم سعی میکنم بچم خودش بفهمه یا این مامانا کار درستی میکنن ک به یه بچه دیگه حمله میکنن تا به خواسته خودشون برسن!
هدفشون چیه واقعا!


از فکرش بیرون نمیام🥲
خیلی عصبی‌ام از دیروز🫠