۷ پاسخ

عزیزم خدا انشاءالله به مادرتون سلامتی بده
بعداز ترخیص با آرامش ی کیک کوچولو بگیر بعنوان یادگاری

انشاءالله که مادرتون بزودی خوب بشن

خدا ب مادرتون سلامتی بده عزیزدلم 💗

ای جونم دختر ناز همشون همینجوری شیطونن د تر منم همینه میریم خونه مامانم انقدر شلوغ میکنه همه چی رو بهم میریزه
تولد گل دخترتونم مبارک
اشنالله مادرتون زود زود خوب میشه بسلامتی برمیگرده خونه

ماشاالله به دخترت
ان شاالله سالم میان خونه نگران نباش

یادمه پسر منم همش اون بالا بود
از سرشون میفته طبیعیه عزیزم

ایشالا عزیزم
خدا بهشون صحت و سلامتی بده

سوال های مرتبط

مامان رستا مامان رستا ۳ سالگی
مامانم تا دو سال پیش بچه های داداشمو نگه می‌داشت خانومش میرفت سرکار
دو سالم هست بچه ی داداش دیگم نگه میداره دو هقته است گذاشتن مهد
بعد دختر منو اصلا نمیتونه نگه داره یا بهتره بگم نمیخواد
طبقه پایین من میشینه داداشام هم طبقه های بالام هستن
با اینکه ی طبقه فاصله داریم ی ساعت دخترم تنها پیشش نمیزارم امشب دخترخالم شام مهمونم بود بعد شام میخواست بره پایین گفتم رستا رو ببر ظرف هارو بشورم نیام دنبالش بعد بیست دقیقه رفتم پایین دیدم همزمان در باز شد
مامانم گفته بود رستا رو ببر خونشون خستم میخوام بخوابم
منم بچه مو آوردم بالا
نیم ساعت تحمل نگرده بود من خودم برم دنبالش
بعد ورداشته میگه مژه گذاشتی
میگم آره
میگه اصلا بهت نمیاد
چرا من از مامان شانس ندارم
چرا بچه مو تحمل نداره
دخترم میره خونه ی مادرشوهرم صبح تا شب بدون ی ذره منت نگه میداره
انقد هواشو داره تازه راهش دوره
بعد مامانم طبقه ی پایینمه
بخدا ی ذره تو بچه داری کمکم نکرد
همون ده روزی هم کخ بعد زایمان اومدم خونشون بچه ی داداشمم بود من ی ذره آرامش نداشتم بعد ده روزه چی گفت بمون پاشدم رفتم خونم
بهد چند وقت پیش مادرشوهرم و خالم هم بودن
بحث همین بچه و اینا بود
جلوی مادرشوهرم برگشت گفت اگه دوباره بچه آوردی رو من حساب نکنا من حوصله ندارم
انقد جلوی مادرشوهرم خجالت کشیدم من تنها دخترشم
انگار دشمنشم
بهم بی احترامی میکنه
بد حرف میزنه باهام اصلا مراعات نمیکنه
حق ندارم ناراحت باشم بنظرتون؟؟؟؟
مهربونه ها نمیگم همه چیزش بده ولی واقعا دلمو میشکنه
فرزندپروری
مادر
تب
شیر خشک
فرزندپروری