فقط تدریجی
منم دغدغمهههههه منتظرم هوا خنک شه بگیرمش
من اول ی سینموخشک کردم بعده دوماه اون یکیو بهش ندادم خ راحت باهاش کنار اومد
یعنی دختری من درحدی وابسته همیشه فوبیای داشتم برم سمت شیر گرفتن تو این دوسال بدون شیر اصلا خواب نمیرفت نه بغل نه تو گهواره هیچی یک بنده خدا تو گهواره گفت دیفن هیدارمین زده به سینش نخورده منم همین کار کردم هفته اول فقط تو روز ندادم شبا گیج خواب بود تو تاریکی دادم هفته دوم که کلا گرفتمش بهونه میورد شبا با ماشین دور زدن خواب میرفت ولی خیلی اذیت نشد
دختر من همش داشت شیر میخورد شب و روز یکم تلخک زدم به سینم گفتم ای نخورد دوباره رفت یه ساعت بعدش اومد دوباره خورد دید تلخه دیگه نیومد بخوره چند شب اولش سخته مخصوصا اگه با شیر بخوابه ولی خوب میشه راحت میشی من توی شب که بیدار میشد بغلش میکردم تاب میخوردم تا بخوابه بعدم کم کم میومد کنارم میخوابید اصلا رو پا نزاری بخوابونیش که داغون میشی
براش شیر نارگیل و شیر موز میخریدیم میخورد هر روز با نی بعد یه مدت اونم کم کردیم
شیر ک خیلی راحته من یبار قطره تلخک زدم دیگه روبه سینه نیومد
من قطره تلخک زدم دوسه بار اومد خورد دید تلخه دیگه نخورد بهونه ام نگرفت با اینکه خیلی وابسته بود
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.