۱۶ پاسخ

بنظرم برخورد کن باهاش،اگرم مادرش چیزی گفت با اونم برخورد کن،زندگی‌دونفرس کسی حق دخالت نداره
سیسمونی هم جز وظیفه پدرنیست همونطور ک جهیزیه نبوده و لطف کردن دادن

بچه ننه
چرا همچین مرد هایی ازدواج میکنن
فک میکنن اگه به مامانشون بگن اون براشون بهترین تصمیم و میگیره
آخرم از همین خانواده هاشون خنجر میخورن 😂😂بعد آدم میشن در شن ۵۰ ۶۰ سالگی

مردا همینن به نظرم نباید بعضی چیزا رو بدونن الان شوهر منم همینه من مسایل خونوادم رو بهش نمیگم چون درک خوبی نداره و به خانوادش میگه اینا دهن لقن ی جورایی

اگه خرید سیسمونی رو مینداختی گردنش ایقد پرو نمیشد.وظیفه بابات نیست بفکر سیسمونی باشه😒

هر حرفی خونه پدرت میفته نباید بگی به همسرت حتی دهنش قرص باشه ....
چه برسه دهن لقه

مردها همه چیزو کف دست خانوادشون میزارن به شوهرهاتون خیلی اعتماد نکنید خخخخ

بخدا مردا از ما زنا بدترن حالا ما زنگ میزنیم به مامانمون تعریف میکنیم یچیزی چون ما زن هستیم
ولی مردا دیگع چراااا اخه 😂

وای مرد بچه ننه اصلاخوب نیست خداروشکر شوهر من اینجور نیست ولی یه برادرشوهر دارم میگوزه میاد به خواهراش میگه

به نظرم تو این وضعیت خودتو درگیر عوض کردن اخلاق یه ادم بالغ نکن
شل کن و هر چیزی که نیاز نیست رو بهش نگو
حتی یه چیزای ضروری هم بهش نگو و اگه گله‌ای کرد بگو نمیخواستم خانواده‌ات باخبر بشن، شاید اینجوری یکم ادب بشه

اگه هم خانواده شوهرت دخالتی ندارن و شوهرت فقط باهاشون صحبت میکنه که زیاد مهم نیس و هرکاری دلت میخواد و صلاح میدونی انجام بده

مردا همینن
مال منم خیلی با جزییات میگه میگم نگو میگه ناراحت میشه
ولی خودم سعی میکنم یا نفهمه یا مربوط ب اونا میشه بهش میگم باز نری ب مامانت بگی

شوهر منم همینه

شوهر منم اینطور بود یه دعوا راه انداختم که قعر کردم رفتم خونه بابام از اون موقع بهتر شده اما بازم گاهی یه چیزایی میگه کسی که سی سال بد تربیت شده ما با دو سه سال نمی‌تونیم عوض کنیم

سعی کن همه چیو بهش نگی

اصلا کارش قشنگ نیست .
بهش بگو دوست ندارم هرچی میگم بری به مامانت بگی . چون خیلی چیزا بین من تویه

نحوه ساخت بچتونم گفته به مادرش؟

وای این دیگه چ مردیه
قربون شوهرم برم قدرش نمی‌دونم😐

سوال های مرتبط

مامان پسرم👶🏻 مامان پسرم👶🏻 هفته سی‌وچهارم بارداری
ب شوهرم میگم بیمارستان همراه نمیده مامانت میکفت میده گفت خب همراه داری؟ گفتم من حرف ک شنیدم میگم گفت خودم میام گفتم مردها نمیزارن گفت میگم مامانم بیاد منم با ننش ی دعوا بد کرده بودم چند ماهه خونشون نمیرم بعد دبروز مادرشوهرم اومد خونمون درمورد بیمارستان و اینا نظر داد حالا گفتم ادامه حرفش مامانت بیاد ب من شیاف بزارع؟ گفت نه مامان تو بیاد شیافو بجای حالا بزاره تو دهنت کلی اینجوری گفت انقد گریه کردم چرا ادم بابد انقد بی شع ور باشه؟



بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری بارداری فرزند پروری