۶ پاسخ

منم شوهرم همینجوریه هشت ساله ازدواج کردیم همین شکلی بوده بعد بچه که کلا منو فراموش کرده ی بار آرزو ب دلم موند بی هوا بیاد بغلم کنه

اینجوری نگو
چند روز پیش یه تاپیک زدی گفتی شوهرم اینجا بود خیلی کمک حالم بود
از بچه داری و تمیزکاری اینا
اگه براش مهم نبودی اگه حالت و نازت مهم نبود دست به سیاه و سفید نمیزد
پس براش مهم بودی که کمک حالت بوده
این انرژی منفی هارو هم دور کن از خودت
نمیدونم چی میشه که گاهی ما اینجوری میشیم
اما حقیقتا دوسمون دارن و براشون مهمیم

واقعا خوش به حال مجردا اقلا تکلیف خودشونو میدونن ما متاهل های تنها خیلی گناه داریم

چرا عزیزم با هم زیاد صحبت کنید خواسته هات مطرح کن

شوهر منم همینجوریه
چندبار بهش گفتم دیدم فایده نداره کلا همینطوریه
منم خودمو زدم به بیخیالی
منم مثل خودش شدم

شوهر منم همینه نه محبت نه حرف عاشقونه عاشقونه هم حرف میزنم مسخره می‌کنه تولدا براش مهم نیست همش میگه مگه بچه ای مگه دوست دختر دوست پسریم از لحاظ مالی ساپورت می‌کنه ولی روحی نه

سوال های مرتبط