۷ پاسخ

من شب دوم اینقد سینم سفت شده بود بهش دادم ، سینه م خالی شد و بعدشم دیگه هیچوقت اونجوری پر و دردناک نشد. پسرمم خواب بود چیزی متوجه نشد.
ولی واقعا پروسه غمگینی من روز دوم پسرمو بغل کرده بودم اون گریه میکرد منم بلند بلند گریه میکردم. انگار دنیا رو سرم خراب شده بود. هنوزم یادش میوفتم دلم میگیره. دلم میخواد صورتشو وقتی داشت شیر میخورد بازم نگاه کنم. چه میشه کرد این که هیچ من گاهی دلم واسه لگد زدناش وقتی توی شکمم بود هم تنگ میشه.

واقعاً سخته جگر آدم کباب میشه 😥
منم از صبح مقاومت کردم شیر ندادم بهش با بهونه و خوراکی های مختلف سرگرمش کردم بیرون رفتیم تا الان اومدیم خونه انقد گریه کرد هرچی براش آوردم پرت کرد خودمم باهاش گریه کردم مجبور شدم دادم بهش خوابید😔
میگن شب سوم حتما تو خواب بدید

اره من هنوزم دلم تنگ میشه برا شیر خوردنش ولی دیگه باید بگذره من وقتی مست خواب بود دادم هم سینه خودم سبک شد هم میگن بچه دل سرد میشه حالا نمیدونم تا چه حد درسته

من اصلا ندادم
خودتو اذیت نکن خیلی راحته

میفهمتت عزیزم منم خیلی اذیت شدم یه جوری بود حالم اوین میخوابید من نگاش می کردم
ولی عوضش خورد و خوراکش بهتر شد هیچی نمیخورد
این روزا میگذره و یادش میره زیاد سخت نگیر

خیلی غمناکه میفهممت.
ولی قطعکردی دیگه نده بهش

برای اکثر مادرا این‌پروسه دردناکه.مخصوصا‌که نقطه اتصالی بوده که ماه ها با بچه شون داشتن. والا من ندادم شب سومو.چیزس هم‌نشد

سوال های مرتبط