۳ پاسخ

دخترمنم تاچیزی میشه میگه گوه میکنم توش برات ها

😅😅😅😅😅😅

🤣🤣🤣همینن همه ی بچه ها خودم و بکشم ی چیزی بخوام که اونو بگه نمیگه اما کافیه ی حرف بدی بشنوه عین طوطی تکرار می‌کنه🤣

سوال های مرتبط

مامان آی تای 🌙😇 مامان آی تای 🌙😇 ۳ سالگی
مامانا بچه های شمام تو این سن لجباز شدن؟دختر من چند مدتها اصلا خوب نیست صبحا پامیشه جیغ میزنه گربه می‌کنه بی دلیل یکساعت یا نیم ساعت حتی اون لحظه میگه بغلم نکن پیشم نیا نمی‌دونم دعوا میکنم اونموقع ها نمی‌خواد بغلش کنم همه چی لج می‌کنه جیش نمیگه بعضاً جیش می‌کنه خونه منم عصبی میشم داد میزنم سرش بعدش خیلیییی پشیمون میشم سعی میکنم از دلش در بیارم ولی بازم اونموقع ها که جیغ و گربه می‌کنه بازم داد میزنم اون لحظه نمیتونم خودمو کنترل کنم خدا لعنتش کنه زبونمو لال کنه امروز سه بار سرش داد زدم یه بار عصرو یه بارم الان خیلیم بلند و شدی. داد زدم ولی کاش اون لحظه لال میشدم چند روزه هی عصبی میشم خیلی پشیمونم می‌دونم مارک بده اون بچست ،مثلا سر چیزای بیخود گریه می‌کنه مثلا یکم پیش گریه میکرد فلان چیزو نزار اونجا ،شکا اون موقع ها اون ماریو که بی منطق میگه رو‌میکنین؟هر چی میگه میکنین؟من خواستم هرچی اون میگه نباشه بی محلی کردم دیگه آخرش بریدم داد زدم شدییید خاک تو سرم خوابیده دارم گربه میکنم دارم از عذاب وجدان میمیرم خدایا بهم صبر بده میترسم یادش نره بعدن تو همش بمونه بچم عصبی سه بد خلق شه
مامان هَمراز🧚🏻‍♀️⛄️ مامان هَمراز🧚🏻‍♀️⛄️ ۳ سالگی
ینیا متنفرم وقتی یکی بیجا تو تربیت بچه ی من دخالت میکنه😑
الان انقدر عصبی و حرصیم فقط خدا میدونه 😑🤦🏻‍♀️
برای همراز عصرونه آوردم نصف موز چندتا هم بادوم و پسته گفتم برو بخور مامانی..آجیلاشو خورد یه تیکه هم موز گذاشت دهنش بعد تو ‌کشو یدونه خوراکی داشت از این کیک دوقلوها رفت برداشت اومد نشست رو مبل و هی گفت مامان باز کن بخورمش منم گفتم اول برو اون خوراکی ای که برات آوردم رو بخور اینو نگه میداریم فردا بخوری گفت نه و قبول نمیکرد ولی بچه ی منه و من خوب میشناسمش که اگه یکم مقاومت کنی و کوتاه نیایی خودش قانع میشه و انجام میده کاری که میگم رو . قبول نکرد و هی غر میزد باز کن منم توجه نمیکردم یهو مادرشوهرم گفت اشکال نداره بیار من باز کنم بخور 😐
اینم پاشد پارچه آورد پهن کرد آره باز کن بخورم من تکرار کردم دوباره مامان برو اول خوراکی هات و بخور بعدش بیا یکیشو باز میکنم بخوری باز داد و بیداد که نه من اینو میخوام بخورم . مادرشوهرم باز گفت بیار من باز کنم 🤦🏻‍♀️
منو بگیا داشتم منفجر میشدمااااا ولی هی تکرار میکردم نه مامان حرف من همونه گفتم فردا ینی فردا ولی بزرگای خانواده ی ما متاسفانه اندازه ی بچه ی سه ساله نمیفهمن🤦🏻‍♀️بابا وقتی مادر یه بچه ای مخالفه چرا برعکس چیزی که گفته رو میگی ؟ دلیلش چیه ؟ چونکه الکی غر میزنه و تکرار میکنه یه حرف رو اینم دلش میسوزه و میگه باز کنم گریه نکنه و فک میکنه کار خوبی میکنه 😤
گاها باباش هم از اینکارا میکنه من میگم نه اون میگه بله و واقعا من حرص میخورم مرد تو چرا حرفت با من یکی نیس؟ این خوبه که داری به بچه یاد میدی بتونه قانون خونه رو عوض کنه یا ازمون سواستفاده کنه؟! ادامه ش تو کامنت

#فرزندپروری #کودک #تربیت
مامان ❤Hana ❤ مامان ❤Hana ❤ ۴ سالگی
دیشب یه جایی بودم یه خانمی یه جریانی رو تعریف کرد برا ۳۰ سال پیش بود

گفت تو روستا بودیم پسرم کلاس دوم بود از مدرسه اومد گفت منم مرغ میخام بخورم دوستم مامانش مرغ درست کرده رفتم کتابم از خونشون بیارم سفره پهن کردن دیگه منم اومدم خونه حالا منم مرغ میخام

میگه بچم نیم ساعت جیغ و گریه ول کنم نبود ک یالا منم مرغ میخام
خانمه میگه شوهرم نبودش منم هیچی تو خونه نداشتم

میگه بخاطر بچم پاشدم رفتم در خونشون (فامیل هم بودن باهم )
میگه بهشون گفتم یه تیکه مرغ پخته یا خام بهم بده واسه بچم خونتون دیده گریه میکنه شوهرم بیاد بخرم حتما پسش میارم
میگه دختره گفت باشه رفت بیاره مادره چشم غره رفت اومد گفت ب جون این پسرم نداریم
میگه برگشتم بچم تا عصری هرچی دادم نخورد و فقط گریه ...
خلاصه میگه پسری ک جونشون قسم خورده بود تب کرده تب بالا یه هفته شد ۱۰ روز شد یه ماه شد تب این بچه قطع نشد ک نشد دکتر و دوا و بیمارستان و دعا و بستری هم فایده نداشت تب بچه ۴۰ درجه همراه با تشنج بود و بی دلیل همه ازمایشات سالم سالم..